سوره آل عمران

سوره آل عمران - آیه 104 - جزء 4


وَلْتَكُن مِّنكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ ۚ وَأُولَٰئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره آل عمران 104
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره آل عمران 104
محمود خلیل الحصری سوره آل عمران 104
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 63 1
محمد صدیق منشاوی 63 2

معنای آیه

و باید از شما گروهی باشند که [همه مردم را] به سوی خیر [اتحاد، اتفاق، الفت، برادری، مواسات و درستی] دعوت نمایند، و به کار شایسته و پسندیده وادارند، و از کار ناپسند و زشت بازدارند؛ و اینانند که یقیناً رستگارند.


تفسیر قرآن


بعد از دعوت مسلمانان به وحدت، مي فرمايد: «همواره بايد در ميان مردم گروهي باشند، که ديگران را به کارهاي شايسته دعوت کنند و از کارهاي ناشايست باز دارند و آنان رستگارند».

چه جامعه به منزله فرد واحدي است؛ اگر فردي فاسد شود، اثر سوئش دامنگير همه خواهد شد. معروف هم چيزي است كه عقل و نقل آن را به رسميت مي شناسند و منكر چيزي است، كه عقل و نقل آن را نمي پذيرند.

قرار گرفتن آيه‏ امر به معروف ونهى از منكر در ميان دو آيه‏ اى كه دستور اتّحاد و يك پارچگى مى ‏دهد، بسا ازآن رو باشد كه در نظام اجتماعىِ متفرّق، دعوت به خير و معروف چندان مؤثّر و كارساز نيست.

اگر گفته شود: از ظاهر «مِنکُم اُمَّةٌ» برمی¬آید، که اين امّت بعضى از مسلمانانند، نه همه آن ها، گوییم: «امر به معروف و نهى از منكر» دو مرحله دارد: يكى به عنوان وظيفه‏ اى عمومى و همگانى كه هركس به مقدار توانايى خود براى پايان دادن به مفاسد اجتماعی بايد به آن اقدام كند. ديگر وظيفه ‏اى كه يك گروه سازمان يافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى مى ‏گيرد، که از شئون حكومت اسلامى مى‏ باشد و اگر نياز باشد، به حدّ و تعزير هم کشيده مي شود؛ ازاین رو دعوت‏كننده‏ به خير و معروف بايد اسلام‏ شناس، مردم ‏شناس و شيوه ‏شناس باشد.

از «يَدْعُونَ»، «يَأْمُرُونَ» و «يَنْهَوْنَ» که فعل مضارع اند، معلوم می-شود، دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر، بايد دائمى باشد.

پيامبر اكرم (ص) فرمود: فرد گنهکار ميان مردم همانند کسي است، که سوار کشتي باشد و بخواهد به عنوان حقّ خود جائي را که نشسته سوراخ کند، اگر ديگران او را از اين کار باز ندارند، آب وارد کشتي شده و همه را غرق خواهد کرد. (ابوالفتوح)

اهمّيّت امر به معروف و نهي از منکر تا بدان جاست، که امام علي (ص) مي فرمايد: «وَ ما اَعمالُ البِرِّ كُلِّها وَالجَهادِ فى سَبيلِ اللهِ عِندَ الاَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ اِلّا كَنَفثَةٍ فى بَحرِ لُجِىٍّ: تمام کارهاي نيک و حتّیٰ جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منکر چون آب دهان است در برابر درياهاي پهناور. (نهج البلاغه، حكمت 374)

و امام علي (ع) مي فرمايد: فَمَن اَمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَُهورَ المُؤمِنينَ وَ مَن نَهيٰ عَنِ المُنكَرِ اَرغَمَ أنوفَ الكافِرين (المُنافِقين): هر كه امر به معروف كرد،‌ پشتوانه نيرومندش مؤمنين است و آن كه نهي از منكر نمود، بيني کافران (منافقان) را به خاك ماليد. (نهج البلاغه،‌ حكمت 31)

و امام علي(ع) فرمود: اِنّ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ‌ لَخُلقانِ مِن خُلُقِ اللهِ سُبحانه وَ اِنَّهُما لايَقَرِّبانِ مِن اَجَلٍ‌ وَ لايَنقُصانِ مِن رِزقٍ: امر به معروف و نهي از منكر از اوصاف خداوند سبحانند، که نه اجل را نزديك مي كنند‌ و نه روزي را دور مي كنند. (نهج البلاغه، خطبه 156)

و امام علي (ع) فرموده: اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود، كارهاى نيك و خير تعطيل و اشرار مسلّط مى‏ شوند. (نهج البلاغه، نامه 47)

پيامبر اکرم (ص) می فرمايد: «مَن اَمَرَ بِالمَعروفِ وَ نَهىٰ عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خَليفَةُ اللهِ فى اَرضِهِ وَ خَليفَةُ رَسولُ اللهِ وَ خَليفَةُ كِتابِهِ: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشين خداوند در زمين و جانشين پيامبر و کتاب اوست». (مجمع)

شخصي از پيامبر اکرم(ص) پرسيد:‌ «مَن خَيرُ النّاسِ: چه كسي بهترين مردم است؟»‌ پيامبر فرمود: «آمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ اَنهاهُم عَنِ المُنكَرِ وَ اَتقاهُم لِلَّه وَ اَرضاهُم: كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند و پرهيزگارترين و راضي ترينشان باشد.» (مجمع)

و امام باقر (ع) فرمود: «امر به معروف و نهي از منکر دو فريضه ی بزرگ الاهي هستند، که بقيّه فرائض بدان ها برپا هستند و به وسيله اين دو راه ها امن گردد و کسب و کار مردم حلال شود، حقوق افراد تأمين گردد و در سايه آن ها زمين آباد شود و از دشمنان انتقام گرفته شود و در پرتو آن ها همه ی کارها رو به راه شوند.» (وسائل11/495)

در «تفسير المنار» آمده: جواني به پيامبر (ص) عرض کرد: اجازه مي دهي زنا کنم؟ با گفتن اين سخن صداي اعتراض اصحاب از هر سو بلند شد؛ ولي پيامبر(ص) با ملايمت او را نزد خود خواند و از او پرسيد: آيا دوست داري کسي با مادر يا خواهر يا دختر تو زنا کند؟ گفت: نه. پيامبر (ص) او را چنين دعا کرد: خدايا، قلب او را پاک کن و گناه او را ببخش و او را از آلوده شدن به زنا نگاه دار. از آن به بعد منفورترين کارها نزد آن جوان زنا بود.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر