معنای آیه
بعد از دعوت مسلمانان به وحدت، مي فرمايد: «همواره بايد در ميان مردم گروهي باشند، که ديگران را به کارهاي شايسته دعوت کنند و از کارهاي ناشايست باز دارند و آنان رستگارند».
چه جامعه به منزله فرد واحدي است؛ اگر فردي فاسد شود، اثر سوئش دامنگير همه خواهد شد. معروف هم چيزي است كه عقل و نقل آن را به رسميت مي شناسند و منكر چيزي است، كه عقل و نقل آن را نمي پذيرند.
قرار گرفتن آيه امر به معروف ونهى از منكر در ميان دو آيه اى كه دستور اتّحاد و يك پارچگى مى دهد، بسا ازآن رو باشد كه در نظام اجتماعىِ متفرّق، دعوت به خير و معروف چندان مؤثّر و كارساز نيست.
اگر گفته شود: از ظاهر «مِنکُم اُمَّةٌ» برمی¬آید، که اين امّت بعضى از مسلمانانند، نه همه آن ها، گوییم: «امر به معروف و نهى از منكر» دو مرحله دارد: يكى به عنوان وظيفه اى عمومى و همگانى كه هركس به مقدار توانايى خود براى پايان دادن به مفاسد اجتماعی بايد به آن اقدام كند. ديگر وظيفه اى كه يك گروه سازمان يافته و منسجم آن را به عهده دارد و با قدرت، آن را پى مى گيرد، که از شئون حكومت اسلامى مى باشد و اگر نياز باشد، به حدّ و تعزير هم کشيده مي شود؛ ازاین رو دعوتكننده به خير و معروف بايد اسلام شناس، مردم شناس و شيوه شناس باشد.
از «يَدْعُونَ»، «يَأْمُرُونَ» و «يَنْهَوْنَ» که فعل مضارع اند، معلوم می-شود، دعوت به خير و امر به معروف و نهى از منكر، بايد دائمى باشد.
پيامبر اكرم (ص) فرمود: فرد گنهکار ميان مردم همانند کسي است، که سوار کشتي باشد و بخواهد به عنوان حقّ خود جائي را که نشسته سوراخ کند، اگر ديگران او را از اين کار باز ندارند، آب وارد کشتي شده و همه را غرق خواهد کرد. (ابوالفتوح)
اهمّيّت امر به معروف و نهي از منکر تا بدان جاست، که امام علي (ص) مي فرمايد: «وَ ما اَعمالُ البِرِّ كُلِّها وَالجَهادِ فى سَبيلِ اللهِ عِندَ الاَمرِ بِالمَعروفِ وَالنَّهىِ عَنِ المُنكَرِ اِلّا كَنَفثَةٍ فى بَحرِ لُجِىٍّ: تمام کارهاي نيک و حتّیٰ جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهي از منکر چون آب دهان است در برابر درياهاي پهناور. (نهج البلاغه، حكمت 374)
و امام علي (ع) مي فرمايد: فَمَن اَمَرَ بِالمَعروفِ شَدَّ ظَُهورَ المُؤمِنينَ وَ مَن نَهيٰ عَنِ المُنكَرِ اَرغَمَ أنوفَ الكافِرين (المُنافِقين): هر كه امر به معروف كرد، پشتوانه نيرومندش مؤمنين است و آن كه نهي از منكر نمود، بيني کافران (منافقان) را به خاك ماليد. (نهج البلاغه، حكمت 31)
و امام علي(ع) فرمود: اِنّ الاَمرَ بِالمَعروفِ وَالنَّهيَ عَنِ المُنكَرِ لَخُلقانِ مِن خُلُقِ اللهِ سُبحانه وَ اِنَّهُما لايَقَرِّبانِ مِن اَجَلٍ وَ لايَنقُصانِ مِن رِزقٍ: امر به معروف و نهي از منكر از اوصاف خداوند سبحانند، که نه اجل را نزديك مي كنند و نه روزي را دور مي كنند. (نهج البلاغه، خطبه 156)
و امام علي (ع) فرموده: اگر امر به معروف و نهى از منكر ترك شود، كارهاى نيك و خير تعطيل و اشرار مسلّط مى شوند. (نهج البلاغه، نامه 47)
پيامبر اکرم (ص) می فرمايد: «مَن اَمَرَ بِالمَعروفِ وَ نَهىٰ عَنِ المُنكَرِ فَهُوَ خَليفَةُ اللهِ فى اَرضِهِ وَ خَليفَةُ رَسولُ اللهِ وَ خَليفَةُ كِتابِهِ: کسی که امر به معروف و نهی از منکر کند، جانشين خداوند در زمين و جانشين پيامبر و کتاب اوست». (مجمع)
شخصي از پيامبر اکرم(ص) پرسيد: «مَن خَيرُ النّاسِ: چه كسي بهترين مردم است؟» پيامبر فرمود: «آمُرُهُم بِالمَعروفِ وَ اَنهاهُم عَنِ المُنكَرِ وَ اَتقاهُم لِلَّه وَ اَرضاهُم: كسي كه امر به معروف و نهي از منكر كند و پرهيزگارترين و راضي ترينشان باشد.» (مجمع)
و امام باقر (ع) فرمود: «امر به معروف و نهي از منکر دو فريضه ی بزرگ الاهي هستند، که بقيّه فرائض بدان ها برپا هستند و به وسيله اين دو راه ها امن گردد و کسب و کار مردم حلال شود، حقوق افراد تأمين گردد و در سايه آن ها زمين آباد شود و از دشمنان انتقام گرفته شود و در پرتو آن ها همه ی کارها رو به راه شوند.» (وسائل11/495)
در «تفسير المنار» آمده: جواني به پيامبر (ص) عرض کرد: اجازه مي دهي زنا کنم؟ با گفتن اين سخن صداي اعتراض اصحاب از هر سو بلند شد؛ ولي پيامبر(ص) با ملايمت او را نزد خود خواند و از او پرسيد: آيا دوست داري کسي با مادر يا خواهر يا دختر تو زنا کند؟ گفت: نه. پيامبر (ص) او را چنين دعا کرد: خدايا، قلب او را پاک کن و گناه او را ببخش و او را از آلوده شدن به زنا نگاه دار. از آن به بعد منفورترين کارها نزد آن جوان زنا بود.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر