معنای آیه
در دوران جاهليّت بين دو قبيله بزرگ مدينه يعنی اوس و خزرج بيش از صد سال جنگ و خونريزى بود. يكى از موفقيّت هاى بزرگ پيغمبر اکرم(ص) پس از هجرت به مدينه، اين بود كه به وسيله اسلام صلح و صفا در ميان آن دو ايجاد كرد؛ امّا از آنجا كه ريشه هاى اختلاف وجود داشت، گاه بر اثر عواملى، اختلافات فراموش شده شعله ور مى شد،
از جمله گويند: روزى دو نفر از قبيله اوس و خزرج به نام ثعلبة بن غنم و اسعد بن زراره در برابر يكديگر قرار گرفتند و هر كدام افتخاراتى را كه بعد از اسلام نصيب قبيله او شده بود برشمرد كم كم كار به جاى باريك كشيد و قبيله دو طرف در برابر يكديگر قرار گرفتند.
چون خبر به پيامبر(ص) رسيد، فوراً به محل حادثه رفت و با بيان و تدبير خاصّی دوباره صلح و صفا را در ميان آن ها بر قرار نمود.
اين آيه و چند آيه بعد در اين باره نازل شد و به صورت يك حكم عمومى همه مسلمانان را مورد خطاب قرار داد و فرمود: «همگي به رشته الاهي بياويزيد و پراكنده نشويد و نعمت خدا را بر خود ياد كنيد، كه دشمن يكديگر بوديد و خدا ميان دل هاتان الفت داد و به موهبت او با هم برادر شديد و بر لبه پرتگاه آتش جنگ و نزاع ها بوديد و شما را از آن رهانيد؛ يعنی در صورت ترک اعتصام به حبل الله باز آن خطر هست. خدا اين گونه آياتش را براي شما بيان مي كند، تا هدايت يابيد.
امیرالمؤمنین (ع) مى فرمايد: قرآن، حبل الله است. (نهج البلاغه، خطبه 176)
امام صادق (ع) فرموده: «نَحنُ حَبلُ الله: ما حبل الله هستيم. (مجمع البيان)
و در روايت است: علىّ بن ابى طالب(ص) حبل الله است. (نورالثقلين)
قرآن كريم و اسلام و پيغمبر و خاندانش (ص) همگي «حبل الله: اند.
پيامبراکرم (ص) فرمود: من قبل از شما مي روم و شما کنار حوض کوثر بر من وارد مي شويد، بنگريد با دو چيزگران بها چگونه رفتار خواهيد کرد؟ بزرگ تر «کتاب خدا» و وسيله اي که يک طرفش به دست حقّ و طرف ديگرش به دست شماست وکوچک تر عترت من است، به آن ها چنگ زنيد، تا گمراه نشويد. آن دو از هم جدا نخواهند شد، تا در حوض کوثر بر من وارد شوند. از پروردگارم جدانشدنشان را مسألت کرده ام؛ پس بر آن ها پيشي نگيريد که گمراه خواهيد شد و به آن ها چيزي نياموزيد که از شما داناترند. (درّ منثور)
به نقل طبرانى از زيد بن ارقم رسول خدا (ص) فرمود: من پيشرو شمايم و قبل از شما از دنيا مى روم و شما بعدا بر لبه حوض بر من وارد مى شويد. پس مراقب باشيد بعد از من چگونه با ثقلين رفتار می كنيد. شخصى پرسيد: يا رسول الله ثقلين كدامند؟ فرمود: ثقل بزرگتر كتاب خداى عزّ و جلّ است كه يك سرش به دست خدا و سر ديگرش به دست شماست،
پس بعد از من به آن تمسّك جوييد، كه اگر تمسّك كنيد نه از بين مى رويد و نه گمراه مى شويد و ثقل كوچك تر عترت من است. و اين دو ثقل هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا در كنار حوض بر من درآيند و من اين معنا را براى آن دو از پروردگارم درخواست كرده ام؛ پس مبادا از آن دو جلو بيفتيد، كه اگر چنين كنيد هلاك خواهيد شد و مبادا به آن دو چيزى تعليم بدهيد، كه آن دو از شما عالمترند. (درّ منثور)
شیعه و سنّی در تواتر حديث (شريف) ثقلين اتّفاق دارند
و در صحيح بخارى ج 8 ص 149و صحيح مسلم به شرح نووى ج 15 ص 64. از انس روايت شده كه گفت: رسول خدا (ص) فرمود: به زودى مردانى از همين هايى كه مصاحب من هستند، در كنار حوض بر من وارد مى شوند و همين كه نزديك مى شوند، از ناحيه خداى تعالى دستگيرشان نموده و به سرعت مى برند. من در آن حال مى گويم: اى پروردگار من، اينها اصحاب من هستند و بطور قطع جواب گفته مى شود: مگر نمى دانى كه اينها بعد از رحلت تو چه حادثه ها پديد آوردند.
و باز در آن در صحيح بخارى ج 9 ص 58. و صحيح مسلم به شرح نووى ج 3 ص 136. از ابى هريره روايت آمده كه رسول خدا ص فرمود: روز قيامت جمعى از اصحاب من بر من وارد مى شوند و يا فرمود جمعى از امتم و از ناحيه خداى تعالى طرد مى شوند، من عرضه مى دارم: پروردگارا اينها اصحاب منند. خداى عز و جل مى فرمايد: مگر اطلاع ندارى كه بعد از رحلتت چه حادثه ها پديد آوردند، اينها بطور قهقرا به عقب برگشتند و همين باعث شد كه امروز طرد شوند.
شيعه و سنّي از رسول خدا (ص) نقل کرده اند، که فرموده است: کسي که بميرد و امام زمانش را نشناسد، مردنش مردن جاهليّت است. (الميزان)
رسول خدا (ص) فرموده: مؤمن براي مؤمن همچون خشت هاي ديوار هر خشتي خشت ديگر را محكم مي كند وانگشتانش درهم افكند.(ابوالفتوح)
پيامبراکرم (ص) فرمود: مَثَلُ اَلمُؤمِنينَ في تَوادُدِهِم وَ تَراحُمِهِم كَمَثَلِ الجَسَدِ، اِذَا اشتَكي بَعضُهُ تَداعي سايِرُهُ بِالسَّهِرِ وَالحُمّيٰ: مثل مؤمنان در دوستي و رحمت با هم مَثَل تن است، كه چون عضوي به درد آيد، بقيّه اعضا با بي خوابي و تب او را همياري كنند. (ابوالفتوح)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر