معنای آیه
و در اين آيه مي افزايد: و هيچ پيامبري را نسزد، که به شما دستور دهد، كه فرشتگان و پيامبران را به خدايي بگيريد؛ آيا او شما را پس از آن كه مسلمان شده ايد و به پرستش خدا رو آورده ايد به كفر فرمان دهد؟
یعنی به فرضى كه شما دعوت چنين بشرى را كه به او كتاب و حكم و نبوّت داده شده اجابت كنيد، تسليم خدا شده ايد و به زيور اسلام (دین توحید) آراسته و به رنگ اسلام درآمده ايد؛ پس ممكن نیست او شما را به كفر دعوت كند و گمراهتان سازد؟ به فرضى كه او بخواهد از راهى كه خدا شما را هدايت كرده منحرف سازد، شما نخواهید پذیرفت.
بعضي همچون صاحب المنار و نيز وهّابيان اين آيه را منافي توسّل پنداشته و توسّل را شرك مي دانند؛ در حالي كه اين آيه ربوبيّت، الوهيّت و معبوديّت انبيا و فرشتگان را نفي مي كند و توسّل به پيامبر (ص) يا ائمّه ی طاهرين (ص) به اذن خدا به سبب عبد محض بودن آنان است، نه به معناي عبادت آن ها يا اسناد ربوبيّت عالم به آن ها. چنان كه بهره گيري از نور و غذا و دوا به معناي معبود قرار دادن اين امور نيست.
اصولاً، نماز، روزه، زكات، حجّ، جهاد و... همه وسيله قرب خدا هستند؛ ولي برترين وسيله قرب به خدا «ولايت» است، که خدا به پيامبرش فرموده: «قُل لااَساََلُكُم عَلَيهِ اَجراً اِلّا المَوَدَّةَ فِي القُربيٰ: بگو من در ازای رسالتم مزدی جز محبّت به نزديکانم نمی خواهم.» (شورا 42/23)
از دو راه به انبيا و اوليا ستم مي شود، يا و آن ها را مثل مردم عادّي مي پندارند و يا در باره ی آن ها غلوّ كرده و به سر حدّ الوهيّت مي رسانند.
رسول خدا (ص) فرمود: «لاتَرفَعُونى فَوقَ حَقّى؛ فَاِنَّ اللهَ تَعالىٰ اتَّخَذَنى عَبداً قَبلَ اَن يَتَّخَذَنى نَبيّاً: مرا از آنچه هستم بالاتر نبريد، خدا پيش از آن كه مرا پيامبر قرار دهد، بنده آفريده؛ سپس اين آيه را تلاوت فرمود.(نورالثّقلين)
اميرمؤمنان (ع) فرموده: هَلَكَ فِيَّ رجُلانِ: مُحِبٌّ غالٌ وَ مُبغِضٌ قالٌ: دو تن به خاطر من به هلاكت رسيدند: دوست افراط گر و دشمن دشنام دهنده. (نهج البلاغه، حكمت 117)
اثبات فرزند و پدر بالضروره اثبات عدد هست و اگر ما اله را يكى بدانيم آنچه غير اوست كه يكى از آنها همين فرزند فرضى است مملوك او و محتاج به او خواهند بود، پس فرزندى كه براى خدا فرض كردند نمى تواند الاهى مثل خدا باشد، چون خدا محتاج نيست و او محتاج است و اگر فرزندى برايش فرض كنيم كه از اين جهت هم مثل او باشد يعنى محتاج نباشد و چون خود او مستقل به تمام جهات باشد، ديگر نمى توانيم اله را منحصر در يكى بدانيم و خود را از موحدين بشماريم.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر