سوره آل عمران

سوره آل عمران - آیه 61 - جزء 3


فَمَنْ حَاجَّكَ فِيهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْا نَدْعُ أَبْنَاءَنَا وَأَبْنَاءَكُمْ وَنِسَاءَنَا وَنِسَاءَكُمْ وَأَنفُسَنَا وَأَنفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَتَ اللَّهِ عَلَى الْكَاذِبِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره آل عمران 61
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره آل عمران 61
محمود خلیل الحصری سوره آل عمران 61
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 57 1
محمد صدیق منشاوی 57 2

معنای آیه

پس هر که با تو درباره او [عیسی] پس از آنکه بر تو [به واسطه وحی، نسبت به احوال وی] علم و آگاهی آمد، مجادله و ستیز کند، بگو: بیایید ما پسرانمان را و شما پسرانتان را، و ما زنانمان را و شما زنانتان را، و ما نفوسمان را و شما نفوستان را دعوت کنیم؛ سپس یکدیگر را نفرین نماییم، پس لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم


تفسیر قرآن


پس از اين که مسيحيان با برهان و موعظه و جدال احسن تسليم حق نشدند، خداوند به بيان آخرين راه به جا مانده يعنی معجزه پرداخته و به پيامبرش مي فرمايد: پس هر گاه بعد از اين استدلال روشن بر مخلوقيّت و عدم الوهيّت مسيح، باز مسيحيان در باره ی عيسيٰ با تو بحث کنند، آن ها را دعوت به مباهله كن و بگو: بياييد پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان و خودمان و خودتان را فرا خوانيم،‌ آن گاه با تضرّع لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم.

در اين آيه که خداوند امر فرمود: ابناء، نساء و انفس را بياوريم، هر يک از اين واژه ها در مفهوم خود به کار رفته اند، هر چند در مقام امتثال هر يک بيش از يک يا دو مصداق نداشته اند.

در مباهله دو نفر يا دو گروه که در يک مسأله ی مهمّ مذهبي اختلاف دارند، در جايي جمع مي شوند و به درگاه خدا تضرّع مي کنند، که دروغگو را رسوا نمايد.

در سال دهم هجرى، افرادى از سوى رسول خدا (ص) مأمور تبليغ اسلام در منطقه نجران شدند. مسيحيانِ نجران نيز نمايندگانى را براى گفتگو با پيامبر اسلام (ص) به مدينه گسيل داشتند.

چون سران مسیحی نجران در مباحثه با رسول خدا (ص) بر سر فرزند خدا بودن مسیح مغلوب شدند ولی حاضر نشدند از عقیده خود دست بکشند، بنا بر این آیه آن حضرت به ايشان فرمود: پس با من مباهله كنيد، اگر من صادق بودم لعنت خدا بر شما نازل شود و اگر كاذب باشم لعنتش بر من نازل شود، مسيحيان گفتند: با ما از در انصاف درآمدى، قرار گذاشتند همين كار را بكنند، رؤسا و بزرگان مسیحی با هم مشورت كردند و گفتند: اگر محمّد با اصحابش به مباهله بيايند، مباهله مى ‏كنيم؛ چون مى‏ فهميم او پيغمبر نيست ولی اگر با نزدیکانش به مباهله بيايد مباهله نمى‏ كنيم، چون هيچ كس زن و بچّه خود را به خطر نمی اندازد، مگر يقين داشته باشد كه خطرى در بين نيست و در اين صورت او در دعويش صادق است.

چون فردا صبح به طرف رسول خدا (ص) روانه شدند، ديدند كه رسول خدا (ص) تنها با على بن ابى طالب و فاطمه و حسن و حسين (ص) براى مباهله آمده ‏اند، نصارا از اشخاص پرسيدند: اينان چه كسانى هستند؟ گفتند: اين مرد پسر عم و وصى و داماد اوست و اين دخترش فاطمه (س) است و اين دو كودك، دو فرزندانش حسن و حسين (ص) هستند، نصارا وحشت کردند و به رسول خدا (ص) عرضه داشتند: ما حاضريم تو را راضى كنيم، ما را از مباهله معاف بدار، رسول خدا ص با ايشان به جزيه مصالحه كرد و نصارا به ديار خود برگشتند. (تفاسیر مجمع، قمی و کشّاف)

اگر ادعا و مباهله‏ بين شخص رسول خدا (ص) و بين جمعيّت نصارا بود لازم بود می فرمود: «فنجعل لعنة الله على من كان كاذبا: لعنت خدا را بر كسى قرار دهيم كه دروغگو بوده باشد»، ولى اين طور نفرموده، معلوم مى ‏شود دروغگويى كه نفرين شامل حالش مى‏ شود جمعيتى است كه در يك طرف اين محاجه قرار گرفته، حال يا در طرف رسول خدا (ص) و يا در طرف نصارا، و اين خود دليل بر اين است كه همه حاضران در مباهله، شريك در ادعا هستند، چون كذب همواره در ادعاست، پس هر كس كه با رسول خدا ص بوده، يعنى على و فاطمه و حسنين (ع) در دعوى رسول خدا ص و در دعوتش شريك بودند و اين از بالاترين مناقبى است كه خداى تعالى اهل بيت پيامبرش (ع) را به آن اختصاص داده، هم چنان كه مى‏ بينيم در آيه شريفه از اهل بيت (ع) تعبير به «انفس» و «نساء» و «ابناء» كرده يعنى اين چند تن را از ميان همه مردان و زنان و فرزندان خصوص اهل بيت را جان رسول خدا (ص) و زنى كه منتسب به رسول خدا (ص) است و فرزندان رسول خدا (ص) خوانده است.

«علّامه طباطبائی» می فرماید: آوردن رسول خدا (ص) حضرات نامبرده را با خود، عنوان آوردن نمونه‏ اى از مؤمنين را نداشته، چون مؤمنين بدان جهت كه مؤمن بودند سهمى از اين محاجه و مباهله نداشتند تا در معرض لعنت و عذاب قرار بگيرند؛ پس رسول خدا (ص) آن چند نفر را كه با خود آورد، از جهت صِرف داشتن ايمان نبود، بلكه از اين جهت بود، كه آن جناب يك طرف محاجّه و ادّعاى دو طرفه بود و بايد خودش را در معرض بلاى احتمالى قرار بدهد.

و اگر دعوى آن طور كه قائم به شخص آن جناب بود و به همراهانش قائم نبود، هيچ وجهى براى شركت دادن آنان به نظر نمى ‏رسيد، اگر به فرض محال در دعويش دروغگو و مستحق عذاب باشد، زن و بچّه و دامادش چه گناهى دارند، پس اگر نامبردگان را شركت داد از اين جهت بوده، كه دعويش قائم به خودش و به همين چند نفر يعنى دو فرزند و يك زن و يك مرد بوده، نه اين كه اين چند نفر نمونه‏ اى از همه پيروان مؤمنش باشند.

از سوى ديگر نصارا هم كه به قصد آن جناب به مدينه آمدند، صرفاً به خاطر اين نبوده، كه آن جناب معتقد و مدّعى بوده كه عيسى بن مريم بنده خدا و فرستاده اوست، بلكه براى اين بود كه آن جناب هم خودش به اين اعتقاد معتقد بوده و هم نصارا را بدان دعوت مى‏ كرده، پس علّت عمده حركت نصارا از نجران به مدينه دعوى آن جناب نبوده، بلكه دعوت وى به حضورشان براى احتجاج بوده؛ پس حضور خود رسول خدا (ص) و حضور نامبردگانى كه با خود براى مباهله آورد، به خاطر دعوى و دعوت بود؛ پس ثابت شد، كه نامبردگان نيز شركاى آن جناب در دعوت دينى بودند، چنان كه شركايش در دعوى مباهله بودند. (الميزان)

در مباهله رسول خدا (ص) همه کسانی که از خانواده اش و مصداق ابناء و نساء و انفس بودند شرکت داد.

آيه مباهله سند محکمي بر عظمت اهل بيت پيامبر (ص) است. چون معلوم مي شود، که منظور از «اَبنائَنا: فرزندانمان: حسن و حسين (ع)» منظور از «نِساءَنا: زنانمان» با آن همه زن که پيامبر داشته فاطمه زهرا (س) و منظور از «اَنفُسَنا: خودمان» علي (ع) مي باشد.

علماي سنّي نيز بر نام اين چهار تن تصريح دارند، از جمله: صحيح مسلم 7/120، مسند احمد 1/185، تفاسير قرطبي، بيضاوی، روح المعانی، کشّاف زمخشری، تفسير کبير فخر رازی، الجواهر طنطاوی 2/120، مستدرک حاکم 3/150، دلائل النّبوّه ص 297، تاريخ طبری 3/192، ابن اثير در جامع الاصول 9/470 ، الاصابه ابن حجر 2/530، تذکرة الخواص ابن جوزی، ص 17 و....

اقلیّتی از مفسران اهل تسنّن چون نويسنده تفسير «المنار» ‏گفته اند: «اين روايات همگى از طرق شيعه است، آن ها چنان اين احاديث انتشار داده ‏اند كه موضوع را بر بسيارى از دانشمندان اهل تسنّن هم مشتبه ساخته ‏اند.» در حالی که اگر بنا باشد امثال اين احاديث را از طرق اهل تسنّن انكار كنيم، ساير احاديث آن ها و كتبشان نيز از درجه اعتبار خواهد افتاد.

محقّقان برآنند، که آيه مباهله يک حکم عمومي است، امام صادق (ع) به مسروق فرمود: اگر مخالفان، سخنان حقّ شما را نپذيرفتند، آن ها را به مباهله دعوت کنيد. يعني سه روز خود را اصلاح کن و گمانم فرمود سه روز، روزه بگير و غسل کن، آن گاه با طرفت به صحرا رو؛ سپس انگشتان دست راستت را در انگشتان راست خصم بيفکن و بگو: خداوندا، اي پروردگار آسمان و زمين و اي داناي اسرار نهان و اي رحمان و رحيم، اگر من حقّ را انكار كرده و ادّعاي باطل نموده ام، عذاب سختي بر من نازل كن؛ و اگر مخالف من حقّ را انکار کرده، او را به عذاب دردناک مبتلا ساز. آن گاه آن را تکرار کن، به زودي نتيجه دعا آشکار خواهد شد. (کافي، كتاب دعا، باب مباهله، حديث 1)

از اين آيه بر مي آيد‌، كه علي (ع) چون به منزله نفس پيامبر (ص) است و پيامبر (ص) از همه ی انبيا برتر است؛ پس علي (ع) هم از همه پيامبران غير از پيامبر اسلام (ص) برتر است.

گرچه پيامبر اکرم (ص) می توانست بدون علی، فاطمه، حسن و حسين (ع) نفرين كند؛ ولی اين عمل به ما فهماند، كه اين‏ افراد، ياران و شريكان رسول خدا (ص) در دعوت به حقّ و تداومگر حركت اويند.

در جواب اين که بعضی گفته اند: اين آيه نمی تواند در شأن علی و فاطمه و حسنين (ص) باشد، زيرا لفظ جمع: (ابنائنا، نسائنا و انفسنا) حدّ اقل برای سه عدد به کار می رود، درحالی که فاطمه (س) يک تن، حسنين (ع) دو تن و علی (ع) يک تن است، گوييم: صدق كلام موقوف بر بسيار بودن ابناء و نساء و انفس نيست؛ چون مقصود نهايی از اين نفرين اين است كه يكی از دو طرف با همه نفراتش از صغير و كبير و مرد و زن هلاك گردد، مفسرين هم اتّفاق دارند، كه پیامبر (ص) برای مباهله جز علی و فاطمه و حسنين (ع) با خود نبرده است. علاوه بر اين كه مراد از لفظ آيه امرى است و مصداقش به حسب خارج امرى ديگر است و در قرآن شريف حدود بيست بار لفظ جمع آمده و مصداقش تنها يکی بوده است.

«عَلَی الكاذبين» دلالت دارد بر اين كه يكی از دو طرف مباهله دروغگويند و اين تمام نمى‏ شود مگر اين كه در هر يك از دو طرف جماعتی صاحب دعوت باشند؛ پس حاضرين در مباهله همگيشان صاحب دعوی و دعوت و شركای رسول خدا (ص) در اين معنا بوده ‏اند.

بنا بر این آیه به فرزندان دختر نيز حقيقتاً «ابن» گفته مى‏ شود.

ضمناً از اين آيه معلوم مى‏ شود، بر خلاف آنچه که مخالفان اسلام می گویند: «اسلام آيين مردان است و زنان در آن نقشی ند‏ارند.» صفحات درخشان زندگى امثال حضرت فاطمه زهرا و دخترش زينب كبرى (س) نشان می دهد، که در فرازهای مهم تاریخ زنان نقش مهم داشته اند.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر