معنای آیه
«تنها دين حق نزد خدا اسلام است و اختلاف اهل کتاب در اين باره آگاهانه و از سر ستيزه جويی است.» در اين آيه به پيامبرش مي فرمايد: حال که چنين است، اگر اهل کتاب و مشرکين در مورد حقّانيّت و بهتر بودن دينشان از اسلام با تو به محاجّه و استدلال برخاستند، به آن ها بگو: من و پيروانم تسليم خداوند و پيرو حقّ هستيم؛ آن گاه از اهل كتاب و مشركين بپرس: شما چطور؟ شما هم تسليم حقّ هستيد؟
اگر آن ها هم تسليم حقّ باشند، که به برتري دين اسلام بر اديان خودشان اعتراف کرده و بدان مي گروند؛ ولي اگر حاضر به تسليم در برابر حقّ نشدند و به اسلام ايمان نياوردند، تو ديگر با آن ها مجادله نکن؛ زيرا بحث کردن با کسي که حاضر نيست زير بار حقّ رود بي اثر است؛
و وظيفه ی تو هم تنها ابلاغ و رساندن پيام خداست، نه جرّ و بحث با افراد لجوج؛ و خدا به احوال بندگان بيناست. او نيّات محاجه كنندگان را كه براى چه هدفى بحث و گفت وگو مى كنند مى داند و به هر كس جزاى مناسب مى دهد.
گروهی از مادّيّون و در رأس آن ها «اگوست کنت» برای بشر به چهار دوره قائلند: عهد اساطير و افسانه ها، عهد اديان و مذاهب، عهد فلسفه و علوم کلّی و بالاخره عهد علوم تجربی؛ ولی اين ادّعا خود نوعی خرافه است؛
زيرا فلسفه يونان بعد از اديان ابراهيمی و دين يهود شکوفا شد و فلسفه اسلامی بعد از ظهور دين اسلام نشأت گرفته اند. علاوه بر اين که فلاسفه اسلامی مؤمن و معتقد به خدا و ماوراء الطبيعه و دين اسلام بوده اند و اين ها هم می رسانند، که دين و فلسفه با هم و همزمانند.
«بَصِيرٌ بِالْعِبادِ» به جای «بَصيرٌ بِهِم» يا «بَصيرٌ بِالنّاسِ» اشاره به این دارد که مردم همه بندگان او و تربيت شده اویند، چه خود بپذیرند یا نپذیرند.
اگر گفته شود: مگر ممكن است انسان فريب گفتار خود را بخورد؟» گوييم: اعمال انسان بر طبق ملكاتش در نفسش است. اهل كتاب هم که افترا بستن به خدا ملكه آنان شده، در اثر تلقين نسبت به عمل خود ركون و اعتماد پيدا كرده اند.
اگر گفته شود: مسلمان ها هم معتقدند براي هميشه در عذاب نخواهند بود، گوييم:
اوّلاً، مسلمان ها هرگز قائل نيستند، مسلماناني که داراي انواع فسق و فجورند نيز جز چند روز عذاب نخواهند ديد.
ثانياً، ما معتقديم پيروان هر ديني در عصر خود كه به پيامبر عصر خود ايمان داشته و عمل صالح انجام داده اند، مشمول اين قانون هستند؛ در حالي كه يهود اين امتياز را تنها براي نژاد اسرائيل قايل اند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر