سوره بقره

سوره بقره - آیه 283 - جزء 3


وَإِن كُنتُمْ عَلَىٰ سَفَرٍ وَلَمْ تَجِدُوا كَاتِبًا فَرِهَانٌ مَّقْبُوضَةٌ ۖ فَإِنْ أَمِنَ بَعْضُكُم بَعْضًا فَلْيُؤَدِّ الَّذِي اؤْتُمِنَ أَمَانَتَهُ وَلْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ ۗ وَلَا تَكْتُمُوا الشَّهَادَةَ ۚ وَمَن يَكْتُمْهَا فَإِنَّهُ آثِمٌ قَلْبُهُ ۗ وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ عَلِيمٌ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 283
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 283
محمود خلیل الحصری سوره بقره 283
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 49 1
محمد صدیق منشاوی 49 2

معنای آیه

و اگر در سفر بودید و نویسنده ای [برای ثبت سند] نیافتید، وثیقه های دریافت شده [جایگزین سند و شاهد] است. و اگر یکدیگر را امین دانستید [وثیقه لازم نیست] پس باید کسی که امینش دانسته اند، امانتش را ادا کند. و از خدا پروردگار خود، پروا نماید و [شما ای شاهدان!] شهادت را پنهان نکنید و هر که آن را پنهان کند، یقیناً دلش گناهکار است؛ و خدا به آنچه انجام می دهید داناست.


تفسیر قرآن


اين آيه چند حکم ديگر دَين را بيان مي كند:

16 ـ اگر به نويسنده دسترسي نبود، مديون چيزي به عنوان گرو نزد طلبکار بگذارد.

17 ـ آن گرو بايد حتماً در اختيار طلبکار باشد. (فَرِهانٌ مَقبوضَهٌ).

در حديث است: پيامبر اكرم (ص) زره خود را به عنوان گروگان نزد شخص غير مسلمانى گذاشت و مبلغى وام از او گرفت. (ابوالفتوح و مراغی)

18 ـ اگر طلبکار به بدهكار اطمينان نمود و گروي از او نگرفت، بدهکار هم بايد امين بودنش را اثبات کند وحقّ طلبکار را به موقع ادا کند.

19 ـ شاهد جرياني بايد به هنگام نياز شهادت دهد؛ و اگر کتمان شهادت کند، گناه کرده: (فَاِنَّهُ آثِمٌ قَلبَهُ). البتّه شهادت واجب کفايي است؛ ولی اگر به اندازه کافي عدّه اي شهادت دادند، تکليف از بقيّه ساقط است.

20 ـ و بالأخره در پايان براي رعايت امانت و حقوق يکديگر، قرآن كريم هشدار مي دهد، که شهادت را کتمان نکنيد و هر که آن را کتمان کند، قلبش گناهکار است و خداوند به آنچه انجام می دهيد آگاه است.

پيامبر اکرم (ص) فرمود: از قرض بپرهيزيد، که موجب خواري روز و غم شب است. (منهج)

اميرالمؤمنين (ع) پس از جنگ بصره روزي «عبدالله نوفل التيمي» را ديد زرهي پوشيده، فرمود: اين زره من است و به قولي اين زره طلحه است. وي انکار کرد و گفت به نزد قاضي برويم که شريح است و از طرف شما فرمان يافته است. و چون جريان را نزد شريح مطرح کردند، وي از علي (ع) گواه خواست.

آن حضرت امام حسن (ع) را بياورد تا گواهي داد. شريح گفت: به يک گواه حکم نمي کنم. قنبر را هم بياورد. گفت: به گواه بنده حکم نمي کنم. اميرمؤمنان (ع) فرمود: چه بد حاکمی هستي، در اين حکم سه بار جَور کردي:

اوّل آن که از امام گواهي خواستي و حال آن که امام معصوم است و از او گواه نطلبند.

دوّم گفتي به گواهي حسن اکتفا نکنم و حال آن که پيامبر (ص) به گواهي خزيمة بن ثابت بدون طلب گواه ديگر حکم کرد و او را «ذوٱلشّهادتين» خواند.

سوّم گفتي به گواهي بنده حکم نمي کنم و نداني که گواهي بنده براي مولايش مقبول است و عليه مولايش قبول نيست؛ و ندانستي که رسول خدا (ص) به گواهي من تنها حکم نمود، روزي که عليه خالد بن وليد حکم دادم و فرمود که گواهي مرد قرشي برابر هفت مرد غير قرشي وگواهي علي (ع) برابر هفت قرشي است. آن گاه فرمود: شريح، به خدا قسم، بعد از اين نبايد ميان دو کس حکم کني، مگر آن که مرا از آن خبر دهي. (ابوالفتوح و منهج)

قرار گرفتن جمله ‏هاى: «وَاتَّقُوا اللهَ» «وَ يُعَلِّمُكُمُ اللهُ» در كنار يكديگر نشان می دهد، كه تقوا و پرهيزكارى و خداپرستى اثر بزرگی در آگاهى و روشن‏ بينى دارند.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر