معنای آیه
بعد از توصيه به صدقات، مي فرمايد: هدايت مردم بر عهده تو پيامبر نيست؛ وظيفه تو تنها بيان دين و احکام و ارشاد مردم است؛ ولي هدايت افراد با خداست، که هرکس را که بخواهد هدايت کند.
هر چه هم انفاق کنيد، به سود خود شماست، ولی جز برای طلب خشنودی خدا انفاق نکنيد. و هر چه هم انفاق کنيد، منافعش به طور کامل در دنيا و آخرت به خودتان بر مي گردد و بر شما ستمي نخواهد شد.
روشن است كه منظور از عدم وجوب هدايت مردم بر پيامبر اين نيست كه او موظف به ارشاد و تبليغ آن ها نباشد؛ زيرا ارشاد و تبليغ اساسى ترين برنامه پيامبر است، بلكه منظور اين است كه او موظّف نيست مردم را با اجبار ديندار کند.
خداوند با قرار دادن عقل و فکر و قوای ديگر در اختيار انسان او را «هدايت تکوينی» نموده است، با قرار دادن انبيا و کتاب های آسمانی در اختيارش او را «هدايت تشريعی» نموده است و با قراردادن وسايل و راه های هدايت در اختيارش او را «هدايت توفيقی» می نمايد؛ ولی با اين همه اين خود انسان است، که از اين هدايت ها استفاده کند يا نکند.
چون مسلمانان از انفاق به فقراى غيرمسلمان از پيامبر (ص) پرسيدند، اين آيه نازل شد و آنان را از انفاق به همه تشويق کرد. (مجمع و تفسير کبير)
البتّه انفاق بر غير مسلمانان بايد به خاطر كمك انسانى و آگاهی آن ها به روح انسان دوستی اسلام باشد نه موجب تقويت كفر و نقشه هاى شومشان.
در سيره عملى پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت او (ع) هم نمونه هاى زيادى از كمك به غير مسلمانان و حتّىٰ به كسانى كه به آن بزرگواران ناسزا مى گفتند مشاهده می شود.
ضمناً در فرهنگ اسلام، به هر كار خيرى صدقه گفته مى شود. حتّىٰ اگر سنگى از ميان راه مسلمين كنار زده شود و تعليم جاهلان از طريق علم بهترين صدقه است.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر