معنای آیه
از اين آيه تا آيه 274 یعنی چهارده آيه در باره انفاق و کيفيّت و شرايط آن بحث مي کند و در اين آيه می فرمايد: مََثَل كساني كه در راه خدا انفاق مي كنند، همچون دانه اي است، كه هفت خوشه بروياند، كه در هر خوشه صد دانه باشد؛ خدا براي هرکه خواهد، چند برابر هم مي دهد؛ چون هم فضل و کرمش نامحدود است و هم از کساني که در راه او انفاق مي کنند، آگاه است.
انفاق و دستگيری از نيازمندان بهترين راه کم کردن فاصله طبقاتی است؛ همان طوری که ريا زمينه ساز فقر و بيشتر شدن فاصله ی طبقاتی است؛ لذا در قرآن کريم لزوم انفاق و تحريم ربا در کنار هم آمده است.
ضمناً از اين آيه استفاده می شود، که انفاق تنها پاداش اخروی ندارد، بلکه سبب رشد و تکامل وجودی خود انسان در دنیا هم می شود. همچنين اين آيه بيان می دارد: عمل انسان از او جدا نيست، بلکه از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ يعنی همان طوری که يک دانه ی سالم در محيط مناسبی ممکن است تا هفتصد برابر ثمر دهد، کارهای نيک افراد مؤمن از جمله انفاق هاشان همچون بذرهای پرثمری هستند، که در محيط ايمانی رشده کرده و شاخ و برگ و ثمر فراوان خواهند داد.
خداوند زمين را در اختيار نوع بشر قرار داده، تا همه از آن استفاده کنند؛ ولي افرادي براي اين كه صاحب آلاف و الوف شوند، از راه هاي نامشروع چون احتکار، ربا، تقلّب، غشّ در معامله، ثبت املاک عمومي و... بيشتر اموال را تصرّف مي كنند و در نتيجه بسياري از افراد اجتماع از داشتن حدّ اقلّ معاش هم محروم مي شوند.
اسلام براي كاستن فاصله طبقاتي علاوه بر ممنوع كردن همه کارهاي بالا و امثال آن ها، به عناوين مختلفي مانند خمس، زکات و صدقات مستحبّ، از کساني که بيشتر از مخارج خود کسب کرده اند، خواسته است مقداري از آن را به نيازمندان بپردازند.
در تفسیر منهج الصّادقین آمده: روزي فاطمه زهرا (س) به اميرالمؤمنين (ع) عرض کرد: ببين چيزي براي اين بچّه ها پيدا مي کني که سه روز است چيزي نخورده اند. علي (ع) از خانه بيرون رفت، عبدالرّحمان عوف را ديد و به او گفت: ديناري به من قرض بده. او رفت و کيسه اي حاوی صد دينار آورد وگفت: بستان و هرگز عوض مده. علی (ع) فرمود: به خدا نمي پذيرم که رسول خدا (ص) فرموده: «دست بالا از دست زيرين بهتر است» و من نمي خواهم دستي بالاتر از دست من باشد، يک دينار قرض به من ده و اين خبر را از من بشنو، که پيامبر (ص) فرمود: «ثواب صدقه ده برابر است و ثواب قرض هيجده برابر». عبدالرّحمان ديناري به حضرت داد.
اميرالمؤمنين (ع) به بازار رفت، که چيزي بخرد، ديد مقداد بر سر راه نشسته، از او پرسيد: چرا اينجا نشسته اي؟ گفت: به خاطر ضرورتي. فرمود: چه ضرورتي؟ گفت: چهار روز است، که طعامي نيافته ام. علي (ع) آن ديناري که قرض کرده بود به مقداد داد و گفت: تو اولي تري؛ چون تو چهار روز است، که چيزي نيافته اي و ما سه روز.
چون اميرمؤمنان (ع) به مسجد رفت، رسول خدا (ص) به او خبر داد، که اين آيه در شأنش نازل شده است: «يُؤثِرونَ عَليٰ اَنفُسِهِم وَلَو كانَ بِهِم خَصاصَةٌ: ديگران را بر خود مقدّم مي دارند، هر چند خودشان بسيار نيازمند باشند». (حشر 59 /9)
و چون علي (ع) نماز عشا را با رسول خدا (ص) به جا آورد، آن حضرت به او فرمود: يا علي، من امشب به خانه ی تو مي آيم و حضرت علي (ع) حيا نمود که بگويد ما چيزي براي خوردن نداريم.
پس به خانه رفت و جريان را به حضرت زهرا (س) گفت. فاطمه ی زهرا (س) برخاست و دو رکعت نماز گزارد و بعد از نماز دست به درگاه خداوند بلند کرد و عرض نمود: بار خدايا، از تو مي خواهم به حقّ محمّد و آل محمّد (ص) براي ما از آسمان خواني بفرستي که از آن بخوريم و بر شکر تو بيفزائيم. سر برداشت، کاسه ي بزرگي ديد پر از غذاهاي مختلف، که کس مانند آن نديده بود. آب پيش رسول خدا (ص) آورد و رسول خدا دست شست. اميرمؤمنان (ع) به او مي نگريست، که چه مي خواهد بکند؟
آن گاه حضرت زهرا (س) رفت و آن کاسه را آورد و در جلو رسول خدا (ص) نهاد. پيامبر و علي و فاطمه و حسن و حسين (ع) شروع به خوردن از آن طعام نمودند، که سائلي از پشت در صدايش آمد و سؤال کرد. حضرت علي (ع) خواست مقداري از آن طعام را به او بدهد، که پيامبر (ص) فرمود: درنگ کن، اين سائل ابليس است؛ چون خبر يافته، که از بهشت براي ما طعام آمده، مي خواهد با ما شريک باشد. اميرمؤمنان (ع) عرض کرد: اي رسول خدا، اين طعام از بهشت است؟ فرمود: آري، خداي تعاليٰ طعام بهشت براي کسي نفرستاد، مگر آن طعام که براي عيسيٰ (ع) پسر مريم فرستاد و اين کاسه براي ما.
روز بعد اميرمؤمنان (ع) در مسجد بود، که اعرابي اي آمد و او را از مسجد بيرون خواند و کيسه بزرگي به او داد و ناپديد شد. اميرمؤمنان (ع) آن را نزد رسول خدا (ص) آورد و جريان را عرض کرد. رسول خدا (ص) سر آن را باز کرد و به زمين ريخت، هفتصد دينار بود، فرمود: يا علي، آن اعرابي را شناختي؟ عرض کرد: نه. فرمود: او جبرئيل بود، که گنجي از گنج هاي زمين را براي تو آورده است، خداي تعاليٰ به عوض آن ديناري که به مقداد دادي، بيست و چهار جزء ثواب به تو داد: يکي آن خوان بهشتي، يکي اين کيسه زر و بيست و دو جزء ديگر آن براي آخرت توست. حضرت علي (ع) ديناري از آن را به عبدالرّحمان عوف به عوض قرضش داد و باقي را بر فقيران مهاجر و انصار تقسيم کرد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر