سوره بقره

سوره بقره - آیه 260 - جزء 3


وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِيمُ رَبِّ أَرِنِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي ۖ قَالَ فَخُذْ أَرْبَعَةً مِّنَ الطَّيْرِ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ ثُمَّ اجْعَلْ عَلَىٰ كُلِّ جَبَلٍ مِّنْهُنَّ جُزْءًا ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْيًا ۚ وَاعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 260
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 260
محمود خلیل الحصری سوره بقره 260
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 44 1
محمد صدیق منشاوی 44 2

معنای آیه

و [یاد کن‌] آنگاه که ابراهیم گفت: «پروردگارا، به من نشان ده؛ چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟» گفت: «چرا، ولی تا دلم آرامش یابد.» فرمود: «پس، چهار پرنده برگیر، و آنها را پیش خود، ریز ریز گردان؛ سپس بر هر کوهی پاره‌ای از آنها را قرار ده؛ آنگاه آنها را فرا خوان، شتابان به سوی تو می‌آیند، و بدان که خداوند توانا و حکیم است.»


تفسیر قرآن


به دنبال داستان عزير در مورد مسأله معاد داستان ديگرى از ابراهيم (ع) بيان شده و آن اين که بنا بر روايات روزي ابراهيم (ع) ديد مرداري در کنار دريا افتاده، نيمي از آن در آب است و نيمي در خشکي، هم حيوانات دريايي از آن مي خورند و هم حيوانات خشکي.

ابراهيم (ع) با خود گفت: اگر اين واقعه براي انسان بيفتد و جسدش تکّه تکّه گردد، روز قيامت چگونه اجزائش به صورت اوّليّه در مي آيند؟؛ پس گفت: پروردگارا، به من بنما، که مردگان را چگونه زنده مي کني؟ خداوند فرمود: مگر به اين مطلب ايمان نداري؟ پاسخ داد: چرا، ولي مي خواهم قلبم مطمئن گردد.

خداوند براي نماياندن مطلب به او، دستور فرمود: چهار پرنده بگير و پاره پاره کن و هر بخشي را بر سر کوهي گذار، سپس آن ها را بخوان، تا با شتاب به سوي تو آيند. ابراهيم چهار پرنده را پاره پاره کرد و گوشت هاشان را به هم آميخت؛ بعد آن ها را ده قسمت کرده و هر قسمتي را سر کوهي نهاد، سپس آن ها را خواند و گفت: به اذن خدا زنده شويد، پس بدن هاي هر يک به هم ملحق شده و به پرواز درآمدند؛ در آن وقت ابراهيم گفت: اکنون دانستم، که خدا پيروزمندي حکيم است. (مجمع البیان)

در حقيقت ابراهيم از طريق عقل و منطق به رستاخيز ايمان داشت ولى مى ‏خواست از طريق احساس و شهود نيز آن را دريابد.

تنها از يگانه ابر مرد تاريخ پس از پيامبر اسلام (ص) يعنى على (ع) نقل شده، كه فرموده: «لَو كُشِفَ الغِطاءُ مَاازدَدتُ يَقيناً: اگر پرده ‏ها كنار روند، بر يقين من افزوده نمى شود. (تفسير روح البيان)

طبق رواياتی اين چهار مرغ: طاووس، خروس، كبوتر و كلاغ بوده ‏اند (مجمع) كه مظهر روحيّات و صفات مختلف انسان ها هستند. طاووس مظهر خودنمايى، زيبايى و تكبّر، خروس مظهر تمايلات شديد جنسى، كبوتر مظهر لهو و لعب و بازى، و كلاغ مظهر آرزوهاى دور و دراز.

مولوی آن چهار پرنده را که ابراهيم (ع) سر بريده، طاوس، خروس، زاغ و مرغابی دانسته و گفته: آن ها اميال واقع در نفوس اند و براي خلاصي از آن ها بايد آن ها را کشت:

بطّ حرص و خروس آن شهوت است جاه چون طاووس و زاغ اُمنيّت است

تو خليل وقتي اي خورشيد هُش اين چهار اطيار رهزن را بکش

سر ببر اين چار مرغ زنده را سرمدي کن عمر ناپاينــــده را

اين آيه اشاره به معاد جسمانی دارد؛ چون بيان می دارد اجزاء پراکنده چگونه به هم می پيوندند؛ اگر رستاخيز روحانی بود، زنده کردن معنی نداشت؛ پس معاد هم روحانی است و هم جسمانی.

برخلاف مشهور، ابومسلم گفته و صاحب المنار هم از او تبعیّت کرده، که ذبحی درکار نبوده، بلكه خدا به ابراهيم (ع) فرمود: چند پرنده زنده را به خود مانوس ساز و سپس آن ها را صدا زن تا به سوى تو آيند، ولی اين سخن نه با مشاهده صحنه كنار دريا ارتباط دارد و نه تقاضاى صحنه معاد.

اقسام هدايت: توضيح: از آيه «اَللهُ وَلیُّ الَّذينَ آمَنوا يُخرِجُهُم...» به دست آمد، كه: «خدا مؤمن را به سوى حق هدايت مى ‏كند، ولى كافر را در كفرش هدايت نمى‏ كند، بلكه اوليائى كه کافر براى خود گرفته او را گمراه مى‏ سازند» به دنبال آن سه تا شاهد ذكر مى‏ كند، تا هم شاهد هدايت كردن خدا باشد و هم بفهماند هدايت داراى سه مرتبه پشت سر هم است.

مرتبه اوّل: هدايت به سوى حق از راه استدلال و برهان است، كه داستان محاجّه ابراهيم (ع) و نمرود، نمونه آن است كه ديديم خداى تعالىٰ ابراهيم (ع) را به سخن حق هدايت كرد و نمرود را هدایت نكرد، بلكه او را در كفرش مبهوت و گمراه كرد.

مرتبه دوّم: هدايت به حق از راه نشان دادن است، نظير داستان شخصى كه از قريه خالى از سكنه عبور كرد و خداى تعالىٰ آن شخص را از اين طريق به ايمان و به معاد هدايت كرد كه مردگان قريه را پيش رويش زنده كرد.

مرتبه سوّم: اين است كه شخصى را از راه بيان واقعه و نشان دادن حقيقت و علّتى كه باعث وقوع آن واقعه شده است هدايت كنند و اين مرتبه از هدايت قوى ‏ترين مراتب هدايت و بيان و عالى ‏ترين مراتب آن است. (الميزان)

تعداد كوه‏ هايى كه ابراهيم اجزاى مرغان را بر آنها گذارد در روايات اهل بيت (ع) ده عدد معرفى شده‏ اند. (نورالثقلین)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر