سوره بقره

سوره بقره - آیه 256 - جزء 3


لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ ۖ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ ۚ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىٰ لَا انفِصَامَ لَهَا ۗ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 256
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 256
محمود خلیل الحصری سوره بقره 256
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 42 1
محمد صدیق منشاوی 42 2

معنای آیه

در دین، هیچ اکراه و اجباری نیست [کسی حق ندارد کسی را از روی اجبار وادار به پذیرفتن دین کند، بلکه هر کسی باید آزادانه با به کارگیری عقل و با تکیه بر مطالعه و تحقیق، دین را بپذیرد]. مسلماً راه هدایت از گمراهی [به وسیله قرآن، پیامبر و امامان معصوم] روشن و آشکار شده است. پس هر که به طاغوت [که شیطان، بت و هر طغیان گری است] کفر ورزد و به خدا ایمان بیاورد، بی تردید به محکم ترین دستگیره که آن را گسستن نیست، چنگ زده است؛ و خدا شنوا و داناست.


تفسیر قرآن


«در قبول دین اجباری نیست؛ زیرا راه درست از راه انحرافی روشن شده است؛ پس هر کس به طاغوت کافر شود و به خدا ایمان آورد، به دستگیره ی محکمی چنگ زده است که هرگز نمي گسلد. و خدا شنوا و داناست.

از آنجا که در چنگ زدن به چيزي اوّل بايد ساير چيزها را ترک کرد، در اينجا هم کفر به طاغوت مقدّم بر ايمان به خدا آمده؛ چون کفر به طاغوت ترک معبودهاي باطل و ايمان به خدا چنگ زدن به حقّ است.

اجبار تنها در اعمال و اقوال است كه ممکن است از کسي بدون خواست قلبيش صادر شود؛ ولی ايمان پذيرش قلب به يک مطلب است؛ از اين رو، با اجبار حاصل نمى‏ شود، بلكه با برهان، اخلاق و موعظه مى ‏توان در دل ها نفوذ كرد، تا شخص به مطلبی ايمان آورد. تعزيرات، حدود، ديات و قصاص و واجباتى چون نهى از منكر، نشانه آن است كه اگر كسى قلباً اعتقادى ندارد، ولى حقّ ندارد براى جامعه يك فرد موذى باشد.

«وَاللهُ سَمیعٌ عَليمٌ»؛ يعني خدا هم سخنان آشکار بعضي را مي شنود و هم به مافي ٱلضّميرشان آگاه است، که کدامشان از روي اعتقاد و ايمان پيرو دين اسلامند و کدامشان براي رياست طلبي و تعصّب و ستيز با حقّ.

ابن عبّاس گفته: قبل از اسلام در بين اهل مدينه رسم چنين بود كه اگر بچّه زنى زنده نمى‏ ماند نذر مى ‏كرد كه هرگاه بچّه‏ اى براى او بماند او را يهودى كند، در نتيجه بعد از اسلام و هنگامى كه قبيله بنى النضير مأمور شدند از مدينه كوچ كنند، عدّه ‏اى از اين افراد در بين آن ها بودند، مردم مدينه گفتند: ما نمى‏ گذاريم فرزندانمان يهودى بمانند و با بنى النضير كوچ كنند، در اينجا بود كه آيه: «لاإِكْراهَ فِي الدِّينِ» نازل شد. (درّ منثور)

مجاهد نیز گفته: بنى النضير عدّه ‏اى از مردان قبيله اوس را در كودكيشان شير داده بودند. چون رسول خدا ص امر فرمود از مدينه كوچ كنند، اين فرزندان شيرى اوسى گفتند: ما هم با قبيله بنى النضير كوچ‏ مى ‏كنيم و به دين ايشان در مى‏ آئيم. مردم مدينه اين عدّه را از اين كار بازداشته و آنان را به زور وادار به گفتن «لااله الّا الله» و پذيرفتن اسلام كردند و آيه شريفه: «لاإِكْراهَ فِي الدِّينِ» در باره آنان نازل شد. (درّ منثور)

دو پسر يکي از انصار به نام «حصين» توسّط بازرگانان مسيحي، مسيحي شدند. حصين نزد پيامبر (ص) رفت و از آن حضرت پرسيد: من مي توانم آنان را به اجبار به اسلام برگردانم؟ آيه فوق نازل شد و در آن فرمود: دين به اجبار نيست. (مجمع البیان)

از آن رو دين و مذهب اجبار پذیر نیست، که بر ايمان و يقين استوار است در نتیجه راهى جز منطق و استدلال نمى‏ تواند داشته باشد. آن ها به زور و تحميل متوسل مى‏ شوند كه فاقد منطق باشند، ولی اسلام بر منطق روشن و استدلال قوی مجهّز است. اصولا زور در اعمال و حركات جسمانى مى‏ تواند مؤثّر باشد نه در افكار و اعتقادات.

اين آيه پاسخ قاطعي است به آن ها که گفته اند: اسلام با زور پيشرفت کرد. اسلام اجازه نمي دهد پدري فرزندش را با اجبار به اسلام وادارد، تا چه رسد به ديگران.

آري، اسلام در سه مورد به زور متوسّل مي شود: يکي براي نابودي بت پرستي و شرک، چون آن دين نيست، بلکه يک خرافه و بيماري است. دوّم، جهاد تدافعي که براي دفاع از دين و سرزمين اسلامي است و سوّم، براي گسستن بندهايي که طاغوت ها بر دست و پاي مردم زده اند و آن ها را از پذيرش اسلام بازمي دارد.

از طرفی، اکثر جنگ هاي اصلي پيامبر اسلام (ص) چون بدر، احد و خندق جنبه تدافعي داشته اند، چون در اطراف مدينه بوده اند.

جنگ هاي خلفا هم صرف نظر از آن که براي کشور گشائي انجام گرفته و از نظر مذهب ما مشروعيّت نداشته اند، تا جايي که علي (ع) در هيچ يک از آن ها شرکت نکرد؛ ولي در همان جنگ ها هم به دروازه هر شهر که مي رسيدند از مردمش مي خواستند که يا مسلمان شوند و از تمام مواهب کشور اسلامي بهره مند گردند يا بر دين خودشان باقي بمانند و جزيه بدهند.

مورّخين نوشته اند: از شهرهای ايران جز قزوين، که در مورد آن اختلاف است، همه به پرداخت جزيه تن در دادند؛ و اين خود مردم ايران بودند، که بعد از استقرار دين اسلام در ايران به تدريج و در طول چندين قرن به اسلام گرويدند.

البتّه غيرمسلمان ها در خانه خودشان نه فقط مي توانند طبق دين خود بعضي کارها مانند مشروب خواري انجام دهند، اگر مسلماني هم در خانه خود چنين کارهائي بکند، اصولاً کسي از آن با خبر نخواهد شد، ولي اگر مؤمن باشد، پنهاني هم کار خلاف نمي كند.

«طاغوت» از مادّه «طغيان» به معني تجاوز از حدّ است و بر بت، شيطان، کاهنان، ساحران و حکّام جبّار اطلاق مي شود.

پيامبر اکرم (ص) فرموده: هركه خواهد بركشتي نجات سوار شود و به ريسمان محكم چنگ زند، علي (ع) را دوست دارد و دشمنش را دشمن و فرزندان معصومش را امام. (لاهيجي)

امام صادق (ع) فرمود: طاغوت غاصبين خلافت حقّ آل محمّدند. (قمي)

رسول اكرم (ص) به امام على (ع) فرمود: «اَنتَ العُروَةُ الوُثقىٰ». (برهان)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر