سوره بقره

سوره بقره - آیه 210 - جزء 2


‏ هَلْ يَنظُرُونَ إِلَّا أَن يَأْتِيَهُمُ اللَّهُ فِي ظُلَلٍ مِّنَ الْغَمَامِ وَالْمَلَائِكَةُ وَقُضِيَ الْأَمْرُ ۚ وَإِلَى اللَّهِ تُرْجَعُ الْأُمُورُ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 210
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 210
محمود خلیل الحصری سوره بقره 210
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 32 1
محمد صدیق منشاوی 32 2

معنای آیه

آیا [اهل لغزش و پیروان شیطان] جز این را انتظار دارند که [عذاب] خدا و فرشتگان [مأمور عذاب] در سایبان هایی از ابر به سوی آنان آیند و کار نابودی آنان تمام شود؟ و همه کارها به سوی خدا بازگردانده می شود.


تفسیر قرآن


با اين همه آيات ودلايل روشن اگر پند نگرفتند و لغزيدند، آيا براي اين که نلغزند، انتظار دارند، که خدا و فرشتگان در سايه-هاي ابر به سوي آن ها بيايند تا واقعاً به خدا و فرشتگان و امور ماوراء الطّبيعه ايمان بياورند؟ با آن که اين کار محال است؛ زيرا ماوراء الطّبيعه تحت حواس درنمي آيد. اگر هم محال نبود، چه نيازي به اين کار هست چون همه چيز انجام يافته و هيچ کم و کاستي نيست و همه چيز به سوي خدا باز مي گردد.

در مورد «قُضِیَ الاَمر: همه چيز پايان يافته» سه تفسير شده: يکی آن كه خداوند به قدر كافى اتمام حجّت كرده، ديگر آن كه فرشتگان عذاب فرارسيده تا آن ها را ريشه كن سازند و سوّم آن که آيا آن ها با اين كارشان در انتظار قيامت و عذاب آن هستند؟ چون مشرکان می پنداشتند: خداوند گاهى از آسمان نازل مى‏ شود، در حالى كه ابرها بر او سايه‏ افكن مى‏باشند.

بى شك مشاهده حسّى تنها در مورد اجسام داراى رنگ و مكان و محل است؛ بنابراين، در مورد خدا كه فوق زمان و مكان است معنى ندارد. ولى حنابله و اشاعره به استناد بعضى احاديث ضعيف، اصرار بر ديدن خدا در قيامت با همين چشم دنيايي دارند. البتّه مشاهده خدا با چشم دل هم در اين جهان ممكن است و هم در جهان ديگر.

امام صادق(ع) در پاسخ اين سؤال: «آيا خداوند در قيامت ديده مى‏ شود؟» فرمود: منزّه است خداوند از چنين چيزى و بسيار منزّه است سپس افزود: «اِنَّ الاَبصارَ لاتُدرِكُ اِلّا ما لَهُ لَونٌ وَ كَيفِيَةٌ؛ وَاللهُ تَعالىٰ خالِقُ الاَلوانِ وَالكَيفِيَّةِ: چشم ها جز چيزهايى كه داراى رنگ و كيفيت است نمى‏بيند در حالى كه خداوند خالق رنگ ها و كيفيّت هاست.‏ (نورالثّقلين)

«علّامه طباطبايي» می فرمايد: «اگر خصوصيّات مادّی را از «آمدن» و «رفتن» جدا کنيم، اسنادشان به خدا صحيح است. مثلاً «خدا آمد» يعنی ظهور کرد و موانع رؤيت خود را از سر راه برداشت و «خدا رفت» يعنی خدا غيبت کرد و ما ديگر او را نمی بينيم؛ چون مانع ايجاد کرده است. (الميزان)

اميرمؤمنان(ع) هم می فرمايد: «مَعَ کُلُّ شَيءٍ لابِمُقارِنَه وَ غَيرُ کُلُّ شَیءٍ لابِمُزایِلَةِ: خدا با هر چيزی است، ولی بدون مقارنت و حلول؛ و نيز دور و خارج از هر چيزی است، ولی بيگانه و جدا نيست». (نهج البلاغه، خطبه 1)

و امام علي(ع) فرموده: وقتي سختي به منتها رسيد گشايش است‌ و چون بلاها انسان را احاطه كردند راحتي حاصل شود و فرمود: موسي بن عمران براي آوردن آتشي رفت كه خانواده اش را با آن گرم كند، خدا با او صحبت كرد‌ و پيامبر برگشت. (الكاشف)

روايات بسيارى از ائمه اهل بيت(ع) در تفسير این آيه آمده، كه يا فرموده‏اند: مربوط به قيامت است يا فرموده ‏اند: مربوط به رجعت است و يا فرموده‏اند: مربوط به ظهور مهدى(ع) و اين نيست مگر به خاطر وحدت و سنخيّتى كه در اين سه معنا هست. (الميزان)

«علّامه طباطبايي» می فرمايد: روايات ائمه اهل بيت(ع) نسبت به رجعت چنان متواتر است كه مخالفين مسأله رجعت از همان صدر اوّل اين مسأله را از مسلّمات و مختصّات شيعه دانسته‏اند و تواتر با خدشه در تك تك احاديث باطل نمى‏شود. (الميزان)

امام باقر(ع) اين آيه شريفه به روز قيامت اشاره دارد. (عياشى)

امام صادق(ع) فرموده این آیه به روز رجعت اشاره دارد. (بحار 53/43)

امام باقر(ع) فرمود: این آیه به ظهور مهدى(ع) اشاره دارد. (عياشى)

این آیه در واقع این حقیقت را می رساند که همه مردم روزی به سوی خدای خود برای حساب وکتاب و پاداش وکیفر به سوی پروردگارشان بر می گردند و رجعت و ظهور امام زمان(ع) هم از مراتب قیامت هستند.

ائمه اهل بيت (ع) نيز فرموده‏اند: ايام خدا سه روز است: روز ظهور مهدى ع، روز برگشت و روز قيامت، و در بعضى از روايات آمده: ايام خدا سه روز است، روز مرگ و روز برگشت و روز قيامت. (بحار 53/ 63)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر