معنای آیه
با مشركين بجنگيد، تا فتنه اي باقی نماند و دين ويژه خدا شود؛ پس اگر از بت پرستی دست برداشتند (شما هم دست بردارید؛ زیرا) دشمني جز با ظالمان روا نيست.
بنا بر این آیات، هدف از قتال خاموش كردن آتش فتنه ها و آشوب ها است كه سلب آزادى و امنيّت از مردم مى كند و همچنين محو آثار شرك و بت پرستى و نيز مقابله با متجاوزان و ظالمان و دفاع در برابر آنان است.
این آيه دلالت را دارد كه قبل از قتال بايد مردم را دعوت كرد، اگر دعوت را پذيرفتند كه قتالى نيست، و اگر دعوت را رد كردند آن وقت ديگر خدا كه نعم الولى و نعم النصير است ولى و سرپرست ايشان نيست و ديگر ياريشان نمى كند، چون خدا تنها بندگان مؤمن را يارى مى فرمايد.
شرک و بت پرستي دين نيست، بلکه يک نوع حماقت و خرافه است؛ از اين رو، بايد به کلّي از ميان جامعه رخت بر بندد. و امّا اهل کتاب چون في الجمله تابع حق اند و به اصول عقايد (مبدأ و معاد و وحي) عقيده دارند، مهلت دارند براي تحقيق در اسلام، در حکومت اسلامي بمانند.
هدف از جنگ در اسلام، برچيدن شرك و فتنه و استقرار دين و قانون خداست. چون پاكسازى قبل از بازسازى است. ابتدا فتنه برداشته شود تا بعد دين الاهى مستقر گردد. اوّل كفر به طاغوت است، بعد ايمان به خدا. «حَتَّى لاتَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ لِلَّهِ».
صفات انسانی در شرايط مختلف ارزش مختلف دارند؛ مثلا ترحّم يك ارزش است، ولى ترحّم بر پلنگ تيز دندان، ستمكارى بر گوسفندان.
گفته اند: از سه راه مي توان به اصلاح جامعه پرداخت: يكي تبليغات، يعني انتشار افكار خوب به وسايل مختلف تبليغاتي چون كتاب، مجلّه و امروزه صدا و سيما و اينترنت؛ و قرآن مجيد با آيه ی «اُدعُ اِليٰ سَبيلِ رَبِّكَ بِالحِكمَةِ وَالمَوعِظَةِ الحَسَنَةِ وَ جادِلهُم بِالَّتي هِيَ اَحسَنُ: با حكمت و اندرز نيكو، به راه پروردگارت دعوت نما و با آن ها به روشي كه نيكوتر است، استدلال و مناظره كن.» (نحل 125) به اين نوع دعوت عنايت فرموده است.
دوّم مقاومت مسالمت آميز منفي، مانند تظاهرات، قطع روابط اقتصادي، همكاري نكردن با ستمگران در امر حكومت و... وقرآن مجيد با دستورات صريح به مسلمين از اين روش استفاده كرده است: «لاتَتَّخِذوا اليَهودَ وَالنَّصاريٰ اَولِياءَ: يهود و نصارا را وليّ و دوست خود نگیرید.» (مائده 5/51)
و سوّم اين كه اگر آن دو راه ديگر نتيجه نداد، با يك قيام مسلّحانه به جنگ ظلم و ستم و گناه رويد.
از اين رو، اين كه بعضي گفته اند: اسلام دين شمشير است و با زور و جنگ پيش رفته، صحيح نيست؛ زيرا اسلام تنها براي دفع ستمگراني كه به هيچ منطقي به راه نمي آيند، اجازه استفاده از جنگ و شمشير داده است. ولی اين هم که بعضى از غرب زده ها اصرار دارند جهاد اسلامى را در جهاد دفاعى منحصر كنند، به هيچ وجه درست نيست.
مراجعه به تاريخ پيامبر اسلام (ص) نشان مي دهد، كه آن حضرت هيچ گاه بي جهت دست به جنگ نزده، بلكه اين دشمنان اسلام بوده اند، كه براي محو اسلام و مسلمين به سراغ آن ها آمده اند و مسلمان ها براي دفاع از خود شمشير به دست گرفته و جنگيده اند.
در جنگ هم، اسلام نه اجازه ی كشتن زن ها و بچّه ها و پيران را مي دهد و نه آتش سوزي و استفاده از سمّ و منع آب دشمنان. اسلام كشتن از روي گمان و يا تهمت را ممنوع فرموده و عقاب قبل از جرم در اسلام مشروع نيست؛ خلاصه اسلام همه اموري كه خلاف شرف و مروّت انساني باشد و از قساوت و پستي و توحّش سرچشمه بگيرد، تحريم فرموده است. اسلام مردم اندونزي بزرگ ترين كشور اسلامي، بدون كم ترين خونريزي نيز خطّ بطلان روي اين گفته غربي ها كه مي گويند: «اسلام با شمشير پيش رفته» مي كشد.
على (ع) به لشكريانش، قبل از شروع جنگ صفّين فرمود: «با آن ها نجنگيد تا جنگ را آغاز كنند، چه اين كه شما بحمد الله (براى حقّانيّت خود) داراى حجّت و دليل هستيد و واگذاشتن آن ها تا نبرد را آغاز كنند، حجّت ديگرى است به سود شما و بر زيان آنان، آن گاه كه به اذن خدا آنان را شكست داديد، فراريان را نكشيد و بر ناتوان ها ضربه نزنيدو مجروحان را به قتل نرسانيد و با اذيت و آزار، زنان را به هيجان نياوريد، هر چند به شما دشنام دهند و به سرانتان ناسزا گويند.» (نهج البلاغه، نامه 14)
و اين در حالي است كه دنياي متمدّن امروز از همه ی اين موارد براي پيشبرد مقاصدش و استعمار و استثمار استفاده مي كند؛ بلكه عملاً با يك بمب اتمي هزاران نفر را به كلّي از صفحه ی روزگار محو می كند.
از امام رضا (ع) پرسيده شد: چه مي فرمايي در مورد حديثي که از امام صادق (ع) نقل شده، که فرموده: وقتي قائم آل محمّد (ع) ظهور کند، فرزندان قاتلين امام حسين (ع) را به خاطر کار پدرانشان مي کشد؟ فرمود: همين طور است. آن شخص گفت: پس گفتار خداوند که مي فرمايد: «وَ لاتَزِرُ وَازِرَةٌ وِزرَ اُخريٰ: هيچ کس بار گناه ديگري را بردوش نمي گيرد» (انعام 164) معنايش چيست؟ فرمود: خداوند در تمام گفتارهايش راست فرموده؛ ولي فرزندان قاتلين امام حسين (ع) به کار پدرانشان راضي هستند و بدان افتخار مي کنند؛ و هرکس که به چيزي راضي باشد، مثل کسي است، که آن را انجام داده است. (صافي)
جمعی از انبيا هم در راه خدا قيام کرده و دست به شمشير برده اند، که قرآن بدون ذکر نام می فرمايد: «وَكَاَيِّن مِن نَبيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيّونَ كَثيرٌ. (آل عمران 3/١٤٦)
و نيز به نقل قرآن کریم حضرت موسیٰ (ع) قوم خود را دعوت کرد، که با عمالقه بجنگند تا وارد شهر شوند وآن ها گفتند: ای موسیٰ، تا آن ها در شهر باشند هرگز بدان وارد نخواهيم شد. ما همين جا می نشينيم تو و پروردگارت برويد و بجنگيد «قالوا يا موسیٰ اِنّا لَن نَدخُلَهَا اَبَدًا ماداموا فيهَا فَاذهَبْ اَنتَ وَ رَبُّكَ فَقاتِلا اِنّا هاهُنا قاعِدونََ.» (مائده 5/٢٤)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر