معنای آیه
اين آيه و چند آيه بعد مسأله تغيير قبله از بيت المقدّس به سوی کعبه را بيان می دارند، که موجی عظيم در ميان مردم به وجود آورد؛ چون هم يکی از بزرگ ترين مفاخر دينی يهود را از بين برد و هم عامل وحدت مسلمانان در همه زمينه ها شد؛ پس خداوند متعال خبر داد: به زودي كم خردان از مردم خواهند گفت: چه باعث شد، كه مسلمانان از قبله اي كه بر آن بودند روي گردانند؟ بگو: مشرق و مغرب از آنِ خداست، او هر كه را خواهد به راه راست هدايت مي كند.
چون مشرکان کعبه را به بتخانه تبديل کرده بودند، براي اين که گمان نشود پيامبر (ص) و مسلمانان به خاطر احترام به بت ها به طرف كعبه نماز مي گزارند، به طرف بيت المقدّس نماز مي گزاردند. چون پيامبر (ص) و مسلمانان به مدينه هجرت کردند، مورد سرزنش يهود واقع شدند، که شما رو به قبله ی ما نماز مي گزاريد؛ بنابراين، از خود استقلال نداريد.
پيامبر (ص) و مسلمانان از سرزنش يهود ناراحت بودند؛ از اين رو، پيامبر (ص) به آسمان نگاه مي کرد، شايد خدا در اين مورد دستور جديدي بفرستد.
اين انتظار پيامبر (ص) چندان طول نکشيد؛ زيرا هنگامي که دو رکعت نماز ظهر را در مسجد بني سالم به سوي بيت المقدّس خوانده بود، جبرئيل به فرمان خداوند بازويش را گرفت و روي او را به سوي کعبه برگرداند، به طوري كه زن ها جلو قرار گرفتند و مردها پشت سر آن ها و پيامبر (ص) پشت سر همه. و بدين ترتيب، پيامبر اکرم (ص) این نماز را به دو قبله خواند و اين مسجد که هنوز موجود است، به «مسجد ذو قبلتين: مسجد دو قبله» معروف است. (مجمع البيان)
يهود که مي گفتند: «مسلمانان قبله ی مستقل ندارند و به قبله ی ما نماز مي گزارند» با تغيير قبله گفتند: «چرا محمّد از قبله ی پيامبران پيشين اِعراض کرده؟ اگر قبله ی اوّل صحيح بود، چرا تغييرکرد ـ چون به عقيده ی يهود نسخ در فرمان خدا نيست ـ و اگر قبله دوّم صحيح است، چرا سيزده سال مسلمانان به سوي بيت المقدّس نماز خواندند؟»
جواب: هيچ مكاني شرافت ذاتي ندارد، تا قابل تغيير نباشند؛ چون همه ملك خدا هستند و هر حكمى در هر زمان به منظور هدايت خلق به سوى كوتاهترين راه به كمال یعنی صراط مستقيم در باره آن ها می نماید.
رسول اکرم (ص) در مکّه تا آنجا که ممکن بود طوری نماز می خواند، که هم به طرف کعبه باشد و هم به طرف بيت المقدّس.» (بحارالانوار 81/59)
جمله «يَهْدِي مَنْ يَشاءُ: هر كس را خدا بخواهد هدايت مى كند» بدين معنى نيست كه خدا بدون حساب كسى را هدايت مى كند، بلكه مشيّت خداوند از «حكمت» او و مصالح و مفاسد بندگان سرچشمه مى گيرد.
چون همه ی زمين ها و مکان ها از مشرق تا مغرب همه از آنِ خدای تعالیٰ هستند، هيچ زمينی هم خود به خود اقتضای قبله شدن ندارد، تا تجاوز از آن جايز نباشد.
اصلا خدا خانه و مكانى ندارد، هر جا خدا دستور دهد به آن سو نماز بخوانند، مقدّس است و هيچ مكانى بدون عنايت او شرافت ذاتى ندارد.
خداوند در همه جا حضور دارد و شرق و غرب عالم از آن اوست؛ پس جهت گيرى بدن به سوى كعبه، رمز جهت گيرى دل به سوى خداست. چه بسا افرادى به سوى كعبه نماز بگزارند، ولى قبله آنان چيز ديگرى باشد. چنان كه خواجه عبد الله انصارى مى گويد:
قبله شاهــان بود، تاج و كمند قبله ارباب دنيا، سيم و زر
قبله صورتپرستان، آب و گِل قبله معنا شناسان، جان و دل
قبله تنپروران، خواب وخورشت قبله انسان، به دانش پرورش
قبله عاشق، وصـــــــــال بىزوال قبله عارف، كمال ذى-الجلال
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر