سوره بقره

سوره بقره - آیه 103 - جزء 1


وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِّنْ عِندِ اللَّهِ خَيْرٌ ۖ لَّوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ ‎



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 103
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 103
محمود خلیل الحصری سوره بقره 103
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 16 1
محمد صدیق منشاوی 16 2

معنای آیه

و اگر آنان [از روی حقیقت] ایمان می آوردند و [از سحر و جادو] پرهیز می کردند، قطعاً پاداشی که از جانب خداست [برای آنان] بهتر بود، اگر می دانستند.


تفسیر قرآن


ولي اگر يهود به جاي پيروي از شياطين و کفر ورزيدن به وسيله ی سحر، ايمان مي آوردند و پارسايي مي كردند، پاداشي که نزد خداست از منافع پستي که به وسيله سحر و کفر تحصيل مي کنند، برايشان بهتر خواهد بود؛ كاش مي دانستند.

«علّامه طباطبايي» می فرمايد: يهود به طورى كه قرآن كريم از اين طائفه خبر داده، مردمى اهل تحريف و دست اندازى در معارف و حقايق اند، نه خودشان و نه احدى از مردم نمي توانند در داستان هاى تاريخى به نقل يهود اعتماد كنند؛ چون هيچ پروايى از تحريف مطالب ندارند و اين رسم و عادت ديرينه يهود است، كه در معارف دينى در هر لحظه به سوى سخنى و عملى منحرف مي شوند كه با منافعشان سازگارتر باشد. (الميزان)

آيه شريفه مى ‏فرماید: سحر در بین يهود متداول بوده؛ چون مى ‏پنداشتند سليمان آن سلطنت و ملك و تسخير جن و انس و وحش و طير و آن كارهاى عجيب و غريب را به وسيله سحر كرد و قرآن سخن آنان را رد مي كند و مى‏ فرمايد: چطور ممكن سلیمان پیامبر خدا سحر کند، و حال آن كه سحر كفر به خداست و چگونه ممكن است مردم بدانند كه هر كس پيرامون سحر بگردد آخرتى ندارد، ولى سليمان اين معنا را نداند؟

وقتی سلطنت سليمان عظمت پيدا کرد، پادشاه بابل سخت نگران شد؛ و دو فرد زيرک به بيت المقدّس فرستاد. اين دو نفر به ظاهر يهوديّت را پذيرفتند و خود را بسيار زاهد جلوه دادند؛ به طوری که نظر مردم را به خود جلب کردند، سپس به بدگويی از سليمان پرداخته و او را به کفر نسبت دادند و گفتند: سليمان به واسطه جادو به سلطنت رسيده است.

بنا بر اين آيه، ايمان به تنهايى برای رستگاری كافى نيست، بلکه تقوىٰ و مراقبت نيز لازم است.

بنا بر «ماهُم بِضارّينَ بِهِ مِن اَحَدٍ اِلَّا بِاِذنِ اللهِ: نبايد از ساحران ترسيد؛ بلكه با توكّل به خدا و انجام دستورات شرعي آن ها را از خود دور كرد.

تفرقه انداختن ميان زن و شوهر، كارى شياطينى و در حدّ كفر است.

دانش و آموزش هميشه مفيد نيست، گاهى مضرّ و زيان‏آور نيز مى‏ باشد. «يَتَعَلَّمُونَ ما يَضُرُّهُمْ وَ لايَنْفَعُهُمْ»

امام صادق (ع) در جواب سؤال از تقوىٰ فرمودند: تقوىٰ همچون مراقبت هنگام عبور از منطقه تيغ ‏زار و پرخار و خاشاك است. (تفسير نور)

امام باقر (ع) فرموده: چون سليمان (ع) مُرد، ابليس (انسان شيطانی) سحر را در دفتري جمع کرد و بر پشتش نوشت: اين چيزي است که «آصف بن برخيا» براي شاه سليمان بن داود از ذخاير گنج هاي علم وضع کرده است؛ هرکس مي خواهد چنين و چنان شود، چنين و چنان انجام دهد، آن گاه آن را در زير تخت سليمان دفن کرد، بعد به مردم ياد داد، که زير تخت او را بکاوند، و چون کاويدند و آن را بيرون آوردند، کفّار گفتند: سليمان جز با اين سحرها بر ما غلبه نکرد؛ ولي مؤمنان گفتند: سليمان بنده خدا و پيامبر او بود. (تفاسير قمي و عياشي)

به نقل اهل سنّت شخصي به نام «نافع» گفته: عبدالله بن عمر به من گفت: فرشتگان به خدا عرض کردند: خدايا در مقابل معاصي بني آدم چگونه صبر مي کني؟ اگر ما جاي آن ها بوديم گناه نمي کرديم. فرمود: دو نفر از بين خود انتخاب کنيد، آن ها دو فرشته به نام هاروت و ماروت انتخاب کردند، خدا شهوت را بر آنان مسلّط کرد و به زمين فرستاد. در اين موقع زني به نام «زهره» ديدند و قصد زنا با او کردند. گفت: تا اسمي را که به وسيله آن به آسمان مي رويد به من تعليم ندهيد، تسليمتان نمي شوم. آن ها بعد از مدّتي خويشتن داراي حاضر شدند.

وقتي که عمل انجام شد، خدا آن زن را به صورت ستاره زهره در آورد و بال هاي آن دو فرشته را هم قطع کرد و تا روز قيامت بين زمين و آسمان معذّب ساخت. (درّ منثور)

از امام رضا (ع) پرسيده شد: درست است که زهره زني بوده، که چون هاروت و ماروت را به خلاف کشاند، خدا او را به صورت ستاره زهره مسخ نمود؟ فرمود: دروغ مي گويند، خدا دشمنانش را به صورت کواکب درخشاني در نمي آورد، که تا آسمان ها و زمين باقي هستند، آنها هم باقي باشند، مسخ شده ها سه روز بيشتر نمي مانند و مي ميرند. (تفسير برهان)

تقوىٰ تنها به معناى پرهيز از بدى ‏ها نيست، بلكه به معناى مراقبت و تحفّظ در باره‏ خوبى ‏ها نيز هست. مثلاً در جمله‏ «اتَّقُوا النَّارَ» به معنى حفاظت و خود نگهدارى از آتش و در جمله‏ «اتَّقُوا اللهَ» به معنى مراقبت در باره‏ اوامر و نواهى الاهى است. چنان كه در آيه «اِتَّقُوا اللهَ الأَرْحامَ» يعنى نسبت به فاميل و خويشان تحفّظ داشته باش.

علوم خارق العاده: علوم خارق العاده بسيارند، از جمله:

1 ـ سيميا، که در باره ضميمه کردن قواي ارادي با قواي مادّي براي انجام تصرّفات عجيب در مورد امور مادّي است و يکي از روشن ترين نوع آن «چشم بندي» است.

2 ـ ليميا، يا «علم تسخيرات»، که از کيفيّت تأثير قواي ارادي به وسيله ی ارتباط با ارواح قواي عالم، مانند ارواح متعلّق به کواکب يا استمداد از جنّ بحث مي کند.

3 ـ هيميا، يا «طلسمات» که از کيفيّت ترکيب و انضمام قواي عالم بالا (کواکب) با موجودات عالم پايين براي انجام تأثيرات غريبه بحث مي کند.

4 ـ ريميا، يا «شعبده بازي»، که در باره ی چگونگي استفاده از قواي مادّي به نحوي که اموري خارق العاده در نظر جلوه کنند، بحث مي نمايد.

5 ـ علم اعداد و اوفاق، که در باره ارتباط اعداد و حروف به يکديگر و تشکيل جدول هايي به صورت مثلّث يا مربّع براي رسيدن به مطالب مختلفه بحث مي کند.

6 ـ علم خافيه، که در باره چگونگي تغيير و تکسير کردن حروف، اسم چيزي که مورد نظر است يا با آن ارتباط و تناسب دارد و استخراج نام هاي ملائکه و شياطين موکّل بر آن ها و خواندن اورادي که از آن نام ها تشکيل شده، براي وصول به منظور.

7ـ علم احضار ارواح، که از ارتباط با ارواح اموات و پرسش و پاسخ از آنها بحث مي کند و امروزه ـ مخصوصاً در اروپا وآمريکا ـ رواج دارد. روح وقتى احضار ميشود در مشاعر احضاركننده حاضر شده و او آن را از راه تلقين پيش روى خود احساس مى‏كند و سخنانى از او مى ‏شنود، نه اين كه واقعاً در خارج مانند ساير موجودات مادّى حاضر شود.

8 ـ علم خواب کردن مغناطيسي براي انجام کارهاي خاصّی بحث می کند.

9 ـ علم تله پاتي، که عبارت است از انتقال افکار از فاصله ي دور.

10 ـ اعمال خارق العادّه مرتاضان:‌ مرتاضان هندی با تقويت قواي باطني و تقویت اراده می توانند کارهای عجیبی انجام دهند. مثلاً اجسامي را به حركت در آورند و يا از حركت بازدارند، اشياء فلزي را با نگاه كج كنند يا بشكنند و می توانند مدّت ها بدون آب وغذا هوا در زير زمين دفن شوند.

11 ـ معجزه و کرامت: انبياء و اولياء كه داراى مقام عبوديت براى خدا هستند به نام معجزه و مؤمنين كه داراى يقين به خدا هستند به نام کرامت، براى پروردگارشان و به مدد او اراده مى‏ كنند، و اراده شان مانند اراده ی خود خداوند محدود و مقيّد به چيزى نيست.

12 ـ سحر: سحر و جادو، افسون، وِردها يا اعمال خارق العادّه اي است، كه بعضي با دميدن و تكرار بعضي كلمات مطنطن و مسجّع و مقفّيٰ يا انجام اعمالي منظّم، آثاري از خود در وجود انسان ها به جا مي گذارند، قواي جهان را به نفع خود قبضه مي نمايند و از شروري که متوجّه آن هاست، جلوگيري مي نمايند.

سحر و جادو واقعيّت دارد و در زندگى انسان مؤثّر است. امّا هرچند ساحر كارهايى مى ‏کند، ولى تمام تأثير و تأثّرات زير نظر خداست.

فقهاي اسلامي بنا بر آیات و روایات فتوا داده اند، که هرچند سحر حقيقت دارد؛ ولي حرام است؛ مگر براي ابطال سحر، که به عنوان واجب کفائي لازم است عدّه اي آن را بياموزند.

پيامبر اکرم (ص) فرمود: ثَلاثَةٌ لايَدخُلُونَ الجَنَّةَ: مُدمِنُ الخَمرِ وَ مُدمِنُ سِحرٍ وَ قاطِعُ الرَّحِمِ: سه کس داخل بهشت نمی شوند: شرابخوار، جادوگر و قاطع رحم. (بحارالانوار 76 /211)

امام علي (ع) مي فرمايد: «مَن تَعَلَّمَ شَيئاً مِنَ السِّحرِ قَليلاً اَو کَثيراً فَقَد کَفَرَ وَ کانَ آخِرُ عَهدِهِ بِرَبِّهِ؛ وَ حَدُّهُ اَن يُقتَلَ اِلّا اَن يَتوبَ: کسي که سحر بياموزد، کم يا زياد کافر شده است و رابطه ی او با خدا به طور کلّي قطع مي شود و حدّش اين است که کشته شود، مگر اين که توبه کند.» (وسائل الشيعه، باب 25 حديث 7 )

کسی به امام صادق (ع) عرض کرد: من جادوگرم و زندگیم از همين راه تأمين می شده اکنون توبه کرده ام، آيا راه نجاتی برای من هست؟ امام صادق (ع) فرمود: عقده ی سحر را بگشا، ولی گره جادوگری نزن.» (وسايل الشّيعه، 12/105 باب تحريم تعلّم سحر و اجره، حديث 1)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر