معنای آیه
اين که يهوديان از روي مکابره و عناد و حسادت از پذيرش دين حقّ و دستورات خداوند، که بر بنده اش پيامبر اسلام (ص) نازل فرموده، سر باز زدند و بدان کفر ورزيدند، خويشتن را به بد چيزي فروختند، در حالي كه خدا به فضلش به هركس از بندگانش كه بخواهد وحي نازل مي كند؛ از اين رو، به خشمي بر خشمي ديگر گرفتار آمدند و كافران را عذابي خواركننده است».
يهود مي پنداشتند فضل الاهي يعني نبوّت حتماً مي بايستي از ميان ذرّيّه و فرزندان اسحاق باشد؛ ولي همين که ديدند، اين فضل الاهي و نبوّت به پيامبر اسلام (ص) که از نسل اسماعيل بود، تعلّق گرفت؛ نژادپرستي و خود بزرگ بيني شان، سبب شد، که به او حسادت ورزند و به او ايمان نياورند.
اميرمؤمنان (ع) فرموده: «اِنَّهُ لَيسَ لِاَنفُسِكُم ثَمَنٌ اِلّا الجَنَّةَ، فَلاتَبيعوها اِلَّا بِها: براي جان شما بهايي جز بهشت نيست، پس جان خود را به كمتر از آن نفروشيد.» (نهج البلاغه، حكمت 456)
اين آيه علّت كفر يهود را با وجود علمى كه به حقّانيّت اسلام داشتند، منحصراً حسد و ستم پيشگى آن ها مي داند.
از آن رو، يهود به خشم بعد از خشم گرفتار شدند، چون هم نبوّت و حقّانيّت دين عيسيٰ را انكار كردند و هم پيامبر اسلام (ص) و نبوّت و حقّانيّت او را منكر شدند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر