معنای آیه
خداوند در این آیه مي فرمايد: يهودي که انتظار بعثت پيامبر خاتم داشتند، با بعثت آن حضرت، وقتي از جانب خدا كتابي (قرآن) برايشان آمد، که با آنچه که در کتاب آسماني آن ها (تورات) در وصف پيامبر آخرالزّمان و آئين او بود مطابقت داشت و از پيش به آمدن او بر كفّار پيروزي مي جستند، بدان كافر شدند؛ پس لعنت خدا بر كافران باد.
امام صادق (ع) فرموده: چون يهود در کتاب هاشان ديده بودند که هجرتگاه پيامبر اسلام (ص) در بين کوه عير و اُحُد است؛ لذا از سرزمينشان کوچ کردند و به جست و جوي سرزمين مهاجرت پيامبر اسلام (ص) پرداختند. چون به کوهي به نام «حدّاد» رسيدند گفتند: حدّاد همان اُحُد است؛ از اين رو، بعضي در سرزمين «تيما»، بعضي «فدک» و عدّه اي در «خيبر» مسكن گزيدند؛ ولي عربي آن دسته را که در تيما سکونت داشتند به سرزمين مدينه رساند، که بين عير و اُحُد است. آن ها نامه اي به كساني که در فدک و خيبر سکونت داشتند نوشتند و گفتند: ما سرزمين بين عير و احد را که هجرتگاه پيامبر موعود است يافته ايم. آن ها در جوابشان نوشتند: ما در اينجا خانه و اموالي تهيّه کرده ايم و با آنجا فاصله ي چنداني نداريم، به محض هجرت پيامبر موعود به آنجا، ما هم خواهيم آمد. در اين موقع سلطاني به نام «تُبَع» به مدينه رفت و دو قبيله از خاندانش را به نام اوس و خزرج در آنجا سکونت داد. چون افراد اين دو قبيله که بيشتر بودند به اموال يهود تجاوز مي کردند، يهود به آن ها مي گفتند: وقتی محمّد مبعوث گردد، شما را از سرزمين ما بيرون خواهد کرد؛ و چون پيامبر اسلام (ص) به مدينه هجرت کرد، اوس و خزرج به او ايمان آوردند، امّا يهود وي را انکار کردند. (عياشي و مجمع¬البيان)
ابن عبّاس گفته: يهود قبل از بعثت براى اوس و خزرج خط نشان مي كشيد، كه اگر پيغمبر آخرالزّمان مبعوث شود به حساب شما مى رسيم، ولى همين كه ديدند پيغمبر آخرالزّمان از ميان يهود مبعوث نشد، بلكه از ميان عرب برخاست، به او كفر ورزيدند و گفته هاى قبلى خود را انكار نمودند. (درّ منثور)
معاذ بن جبل و بشر بن ابى البراء و داوود بن سلمه، به یهود گفتند، اى گروه يهود، از خدا بترسيد و ايمان بياوريد، مگر اين شما نبوديد كه عليه ما به محمّد (ص) خط نشان مى كشيديد؟ با اين كه ما آن روز مشرك بوديم و شما به ما خبر مي داديد كه به زودى محمد (ص) مبعوث خواهد شد، صفات او را براى ما مى گفتيد؛ پس چرا حالا كه مبعوث شده بوى كفر مى ورزيد؟! سلام بن مشكم كه يكى از يهوديان بنى النضير بود، در جواب گفت: او چيزى نياورده كه ما بشناسيم و او آن كسى نيست كه ما از آمدنش خبر مي داديم، در باره اين جريان بود كه آيه شريفه: «وَ لَمَّا جاءَهُمْ كِتابٌ مِنْ عِنْدِ اللهِ...)، نازل شد. (درّ منثور)
و ابن عباس گفته: يهوديان بنى قريظه و بنى النظير قبل از آن كه محمّد (ص) مبعوث شود، از خدا بعثت او را مي خواستند تا كفّار را نابود كند و مى گفتند: «پروردگارا به حق پيامبر امّى، ما را بر اين كفّار نصرت بده، ولى وقتى خدا آنان را يارى كرد و رسول خدا (ص) را مبعوث كرد و آن كسى كه او را مى شناختند، يعنى رسول خدا (ص) آمد، با اين كه هيچ شكّى در نبوّت او نداشتند، به وى كفر ورزيدند. (درّ منثور)
جابر گويد: از امام باقر (ع) از اين آيات سؤال کردم، فرمود: يعني وقتي آنچه بر آن ها در مورد علي (ع) آمد، آن را شناختند و بدان کفر ورزيدند، خدا در مورد آن ها فرمود: «فَلَعنَةُ اللهِ عَلَي الکَافِرينَ» و فرمود: يعني بني اميّه به بطن قرآن كافرند. (عياشي)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر