معنای آیه
چون در دنيا تمنّا يا پول و پارتی و فاميل و... در تخفيف جرم مؤثّرند، در اين آيه فرموده است: و بترسید از روزی که هیچ کس هیچ چیز را از کسی کفایت نتواند کرد و از کسی شفاعت نپذیرند و عوض نگيرند و ياريشان نکنند.
شفاعت: معتزله و هم اکنون وهّابي ها معتقدند، که طبق «اصل وعد و وعيد» مغفرت بدون توبه ممکن نيست. اشاعره برعکس معتقدند شفاعت در مورد اشخاصي چون شمر و يزيد هم ممکن است؛ ولی شيعه طبق آياتي نظير: «مَن ذَا الَّذي يَشفَعُ عِندَهُ اِلَّا بِاِذنِهِ: جز به اذن خدا کی تواند نزد او شفاعت کند؟» (بقره2/ 255) وآيه : «لاتَنفَعُ الشَّفاعَةَ عِندَهُ اِلّا لِمَن اَذَنَ لَهُ: (سبأ 33) معتقد به شفاعت اند؛ ولي طبق صريح آياتي نظير «وَ ما لِلظّالِمينَ مِن حَميمٍ وَ لاشَفيعٍ: براي ظالمين دوست و شفاعتگري نيست.» (غافر40/18) شفاعت شامل ستمگران نمي دانند.
با توجّه به آيات فوق، معلوم مىشود كه شفاعت بى قيد و شرط نيست و شفاعت به اجازه و اذن خداست و شفاعت شونده، بايد واجد شرايطى باشد و اگر كسى شرايط شفاعت را دارا نباشد، هر چند همسر پيامبر خدا باشد، مورد شفاعت قرار نمى گيرد. چنان كه همسر نوح و لوط (ع) به علّت فسق، مشمول شفاعت نشدند. «فَخانَتاهُما فَلَمْ يُغْنِيا عَنْهُما مِنَ اللهِ شَيْئاً وَ قِيلَ ادْخُلا النّارَ مَعَ الدّاخِلِينَ.» (تحريم، 10)
شفاعت از كلمه «شفع» به معناى يارى و به جفت چون ياور است اطلاق شده است. يعنى افرادى كه مايهاى از ايمان و تقوا و عمل داشته و در قیامت كمبودى دارند، در اثر همراه شدن با لطف اولياى الاهى، از قهر خدا نجات مى يابند. بنابراين شفاعت، تنها شامل كسانى مى شود، كه تلاش کرده اند، ولى کمبود دارند و نياز به یاری می باشند
چنين شفاعتي هم سازنده و وسيله ی اصلاح افراد گناهکار است که بدانند با توبه و جبران گذشته، خطاهاي گذشته شان بخشيده خواهد شد. آن شفاعتي موجب جرأت بر گناه مي شود، که کسي همچون مسيحيان معتقد باشد فداشدن حضرت عيسيٰ (ع) براي کفّاره ی گناهان پيروانش است و يا همچون اشاعره معتقد باشد، که شفاعت ممکن است شامل هر ظالم و فاسق و فاجري چون بني اميّه و بني عبّاس و ساير طواغيت هم بشود.
عواملی چون محبّت، ارادت و اطاعت از اوليای خدا سبب می-شود، که شفاعت آنان شامل حالش شود و کسی که مخالف آنان است، شفاعتشان شامل او نمی شود.
امام صادق (ع) فرمود: در روز رستاخيز خدا به عابد گويد به سوى بهشت رو، امّا به عالم گويد براى مردمى كه تربيت كردى شفاعت كن. (بحار¬3/305)
رسول خدا (ص) فرمود: زن بگيريد و نسلتان را زياد كنيد، كه من در روز قيامت به وجود شما نزد امّت هاى ديگر مباهات مىكنم و حتّىٰ طفل سقط شده را هم به حساب مى آورم و همين طفل سقط شده با قيافه اى اخمو، به در بهشت مى ايستد، هر چه به او مي گويند: دراى، داخل نمي شود و مي گويد: تا پدر و مادرم نيايند داخل نمى شوم. (الميزان)
على (ع) فرمود: بهشت هشت در دارد. از يك در انبيا و صديقين وارد مي شوند، دری مخصوص شهدا وصالحين است و پنج در ديگر مخصوص شيعيان و دوستان ماست و خود بر صراط ايستاده و عرضه مي دارم: پروردگارا شيعيان و دوستان و ياوران مرا و هر كس كه در دنيا با من تولّى داشته، از سقوط در جهنّم حفظ كن، كه ناگهان از درون عرش ندايى مى رسد: دعايت مستجاب و شفاعتت پذيرفته شد. (صدوق، الخصال، ص 406)
امام رضا (ع) از آباء گرامش، از اميرالمؤمنين (ع) روايت كرده كه فرموده: رسول خدا (ص) فرموده: «تنها شفاعت من شامل كسانى از امّتم است، كه مرتكب گناهان كبيره شده باشند و امّا نيكوكارانشان هيچ گرفتارى پيدا نمى كنند، حسين ابن خالد گويد: به امام رضا (ع) عرض کردم: يا بن رسول الله؛ پس معناى اين كلام خداى تعالىٰ كه مىفرمايد: «وَ لايَشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضىٰ» چيست؟ فرمود: شفاعت نمى كنند، مگر كسى را كه خدا دينش را پسنديده باشد.» (امالى صدوق ص 16ح 4 مجلس 2)
امام صادق (ع) فرمود: چون روز قيامت شود، خداى تبارك و تعالىٰ رحمت خود چنان بگستراند، كه شيطان هم به طمع رحمت او بيفتد. (امالى صدوق ص 171 ح 2 مجلس 37)
چنان پهن خوان کرم گسترد عزازیل گوید نصیبی برم
پيروان ابن تيميه و محمّد بن عبدالوهاب نیز به تواتر روايات شفاعت اعتراف دارند. در كتاب «فتح المجيد، صفحه 211» تأليف «شيخ عبد الرّحمن بن حسن از معروف ترين كتب «وهّابيه» از «ابن قيم» چنين نقل شده: احاديث در زمينه شفاعت مجرمان از پيامبر (ص) متواتر است، و صحابه او و اهل سنّت عموماً اجماع بر اين موضوع دارند و منكر آن را بدعت گذار و گمراه مى شمرند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر