سوره عبس

سوره عبس - آیه 1 - جزء 30


بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ عَبَسَ وَتَوَلَّىٰ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره عبس 1
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره عبس 1
محمود خلیل الحصری سوره عبس 1
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 585 1
محمد صدیق منشاوی 585 2

معنای آیه

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ چهره در هم کشید و روی گردانید،


تفسیر قرآن


سوره عبس مكّی است و 42 آيه دارد ‏و در آن از مذمّت بی اهمّیّتی فقير، اهمّيّت قرآن، ناسپاسي انسان از خدا و حوادث قيامت سخن رفته است.

پيامبر اكرم (ص) فرموده: كسي كه سوره عبس را بخواند، روز قيامت در حالي وارد محشر مي ‏شود، كه صورتش خندان و بشّاش است. (مجمع)

در ده آيه اوّل اين سوره خداوند كسي را مورد عتاب قرار داده، كه افراد غني را بر نابيناي حق طلبي مقدّم داشته است؛ اهل سنّت گفته اند:‌ پيامبر (ص) مشغول تبليغ اسلام به عدّه اي از سران قريش بود، كه «عبدالله بن امّ مكتوم» كه مرد نابينا و فقيري بود وارد مجلس شد؛ و چون متوجّه نبود، كه پيامبر (ص) ‌ با چه كساني مشغول صحبت است، از او تقاضا كرد آياتي از قرآن كريم به او تعليم دهد و پيوسته سخنش را تكرار مي‏ كرد. پيامبر (ص) از اين که او مانع حرف زدنش با قريش گرديد، ناراحت شد، به طوري كه آثار ناخشنودي در چهره ی مباركش نمايان گشت. در اين هنگام اين آيات نازل شد و آن حضرت را مورد عتاب قرار داد. رسول خدا (ص) بعد از اين ماجرا «عبدالله» را پيوسته گرامي مي ‏داشت. (درّ منثور)

ولي بنا بر آنچه ائمّه معصومين (ع) از جمله امام صادق (ع) فرموده اند: اين عثمان بن عفّان بوده، كه در حضور رسول خدا (ص) نشسته بود و تا ابن امّ مكتوم آمد، چهره درهم كشيد و دامنش را جمع كرد و از او روي گرداند و خداي تعاليٰ داستانش را در اين آيات ذكر فرموده است. (مجمع)

ولی اوّلاً،‌ قرآن كريم صراحت دارد، كه آن شخص ديگري بوده؛‌ چون با صيغه ی غايب به او اشاره فرموده: «عَبَسَ وَ تَوَلّیٰ، اَن جاءَهُ الاَعمیٰ: روي درهم كشيد و رو برتافت، كه آن نابينا نزد وي آمد»‌. ثانياً، پيامبر (ص) با كفّار هم عبوس نبوده‌. ثالثاً، پيامبر (ص) در طول زندگي از فقرا روي نگردانده. رابعاً،‌ خداوند در سوره نون در مورد وي فرموده: إنَّكَ لَعَليٰ خُلُقٍ عَظيمٍ؛ حال چگونه او را به خاطر خُلقی نكوهيده مذمّت می كند؟ خامساً،‌ در آيه 88 حجر به او فرموده: «وَاخفِض جَناحَكَ لِلمُؤمِنينَ» و در آيه 106 سوره انعام به آن حضرت فرموده: «اَعرِض عَنِ المُشرِكينَ»‌ حال چگونه در اينجا می فرمايد: آن حضرت به جاي اعراض از مشركين از مؤمنين اعراض كرده است؟

و به فرض كه اين آيات در مورد پيامبر اكرم (ص) باشد، در حدّ ترك اولايي بيش نيست‌ و با عصمت منافات ندارد؛ زيرا: اوّلاً، چهره در هم كشيدن در برابر يك نابينا مشكلي ايجاد نمي كند، چون او نمي بيند. ثالثاً، عبدالله بن امّ مكتوم نيز رعايت آداب مجلس را نكرده بود؛ زيرا وقتي مي شنود پيامبر (ص) با عدّه اي مشغول صحبت است،‌ نمي بايستي سخن آن حضرت را قطع كند. رابعاً،‌ ازآنجا كه خداوند براي مؤمنان مستضعف نهايت احترام را قائل است، همين مقدار را هم نمي پذيرد‌ و پيامبرش را مورد عتاب قرار مي دهد. خامساً،‌ اگر اعراض پيامبر (ص) نه به خاطر فقير بودن ابن امّ مكتوم بلكه به خاطر اين بوده،كه شايد سران قريش يا بعضي از آن ها به اسلام بگروند، اعراضي برای خدا بوده است.

در قرآن،‌ عتاب نسبت به پيغمبر (ص) زياد داريم، از جمله يك جا مي فرمايد: يا أَيُّهَا النَّبِيُّ لِمَ تُحَرِّمُ مَا اَحَلَّ اللهُ لَكَ تَبتَغي مَرضاةَ اَزواجِكَ: اي پيامبر، چرا آن چيزي را كه خدا بر تو حلال كرده، به خاطر رضايت همسرانت بر خود حرام كردي؟‌ (تحريم 66/1)؛‌ و چون در يكي از جنگ ها بعضي از منافقين به بهانه هايي با اصرار از پيامبر (ص) خواستند، كه در جهاد شركت نكنند و آن حضرت به آن ها اجازه داد، آيه آمد: «عَفَا اللهُ عَنكَ لِمَ اَذِنتَ لَهُم حَتّيٰ يَتَبَيَّنَ لَكَ الَّذينَ صَدَقوا وَ تَعلَمَ الكاذِبينَ: خدا از تو بگذرد، چرا پيش از آن كه راستگويان بر تو روشن شوند و دروغگويان را بشناسي به اين ها اجازه دادي (توبه 9/43). و اين آيات دليل برآنند، كه قرآن كريم از ناحيه ی خدا بر پيامبر (ص) نازل شده،‌ چه اگر كتابي از ناحيه خود شخص باشد، محال است كه چيزهايي كه جنبه ی عتاب و ملامت خودش دارد،‌ در كتابش بياورد. فرنگي ها از جمله گلدزيهر هم به همين نكته اعتراف كرده اند

به نام خداوند بخشنده مهربان. روی درهم کشید و رخ برتافت.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر