سوره بقره

سوره بقره - آیه 36 - جزء 1


فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطَانُ عَنْهَا فَأَخْرَجَهُمَا مِمَّا كَانَا فِيهِ ۖ وَقُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ ۖ وَلَكُمْ فِي الْأَرْضِ مُسْتَقَرٌّ وَمَتَاعٌ إِلَىٰ حِينٍ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 36
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 36
محمود خلیل الحصری سوره بقره 36
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 6 1
محمد صدیق منشاوی 6 2

معنای آیه

پس شیطان موجب لغزش آنها از بهشت شد؛ و آنان را از آنچه در آن بودند، بیرون کرد. و (در این هنگام) به آنها گفتیم: «همگی (به زمین) فرود آیید! در حالی که بعضی دشمن دیگری خواهید بود. و برای شما در زمین، تا مدت معینی قرارگاه و وسیله بهره برداری خواهد بود.»


تفسیر قرآن


ولی شيطان به وسوسه آدم و حوّا پرداخت و به آنان گفت: «اگر از ميوه ی اين درخت بخورند فرشتگانی خواهند شد و جاويدان در بهشت زندگی می کنند» و حتّیٰ برای آنان قسم ياد کرد، که من خيرخواه شما هستم. (اعراف، 20) و بدين ترتيب، آنان را به لغزش واداشت و از ميوه ی آن درخت تناول کردند و در نتيجه آنان را از آن بهشتي كه بودند بيرون راند؛‌ و آن گاه به آن ها گفتيم: پايين رويد، در حالي كه شما آدميان يا شما آدميان و شيطان دشمن يكديگر خواهيد بود‌ و براي شما تا مدّت معيّني (مرگ يا رستاخيز) در زمين قرارگاه و وسيله معيشت خواهد بود.

هر انسانى به خاطر استعدادها و لياقت‏هايى كه دارد بهشتى است، ولى خلاف‏ها او را سقوط مى‏ دهد. «فَأَخْرَجَهُما»

«محمّدجواد مغنيّه» گويد:‌ ايجي در جزء هشتم مواقف گويد:‌ حشويّه گناه كبيره چون دروغ عمدي و سهوي بر انبيا جايز مي دانند؛ ولي اشاعره يعني اهل سنّت گناه كبيره ـ چه عمدي و چه سهوي ـ بر انبيا جايز نمي دانند،‌ امّا گناه صغيره بر انبيا عمداً هم جايز مي دانند، تا چه رسد به سهوي؛ ولي اماميّه معتقدند هيچ گناهي چه صغیره و چه کبیره، چه عمدی و چه سهوی و چه قبل از نبوّت و چه بعد از نبوّت از انبیا صادر نمي شود. (تفسیر الكاشف)

در مورد آنچه از آدم سر زد، سه تفسير شده، كه مكمّل يكديگرند:

1 ـ آنچه آدم مرتكب شد ترك اولیٰ یعنی گناه نسبی بود نه مطلق.

گناه مطلق از هر كس سر زند گناه است مانند شرك و كفر و تجاوز؛ و گناه نسبی آن است كه درخور مقام اولياءالله نيست. مثلاً نمازی كه آنان می خوانند بايد سراسر نمازشان غرق در حضور در پيشگاه خدا باشند و اگر غير اين كنند ترك اولیٰ كرده اند. به قول سعدی: عاصيان از گنه توبه کنند، عارفان از طاعت استغفار.

2 ـ نهی خداوند در اينجا نهی ارشادی است، يعنی چنان که طبيب به مريض می گويد: فلان غذا را نخور كه برايت مضر است، خداوند نيز به آدم فرمود: «اگر از اين درخت ممنوع بخوری از بهشت بيرون خواهى رفت و به درد و رنج خواهى افتاد». بنابراين، آدم مخالفت فرمان خدا و امر مولوی او نكرد، بلكه مخالفت نهی ارشادی او كرد. آدم مي خواست ميان بهره ‏مندى از بهشت و ميان خوردن از درخت را جمع كند، ولى نتوانست.

3 ـ بهشت براى پاداش است و آدم هنوز كارى نكرده بود كه استحقاق پاداش داشته باشد.

4 ـ بهشتی که آدم و حوّا در آن بودند، جای تكليف نبود، بلكه دورانی بود برای آزمايش و آمادگی آدم برای آمدن در روی زمين واين نهی تنها جنبه آزمايشی داشت.

5 ـ كسى‏كه به بهشت اخروی وارد شود، ديگر از آن خارج نمى‏ شود. «وَ ما هُمْ مِنْها بِمُخْرَجِينَ.» (حجر، 48)

در بهشت اخروی امر و نهى و ممنوعيّت و تكليف نيست، ولی در بهشتی که آدم و حوّا در آن بودند، از خوردن میوه آن درخت نهى شدند.

امام رضا (ع) فرموده: خداوند عزّ و جلّ آدم را براي حجّت و جانشين بودن در زمين آفريد و معصيت آدم در بهشت بود و در بهشت تکليفي براي آدم نشده بود و هنگامي که به زمين آمد و حجّت و خليفه ی خدا شد، معصوم گرديد. (نورالثّقلين)

پس آدم و همسرش به خود ظلم كردند و خود را از بهشت محروم ساختند، نه اين كه نافرمانى خدا را كرده و به اصطلاح گناهی کرده باشند. چنان که از در توبه گفتند: «ربَّنا ظَلَمنا اَنفُسَنا»

امام صادق (ع) در مورد بهشتی که آدم و حوّا در آن بودند فرمود: «جَنَّةٌ مِن جَنّاتِ الدُّنيا يَطلِعُ فيهَا الشَّمسُ وَالقَمَرُ وَ لَو كانَ مِن جِنانِ الآخِرَةِ ماخَرَجَ مِنها اَبَداً: بهشتی که آدم و حوّا در آن بودند باغی از باغ های دنیا بود، که خورشید و ماه در آن طلوع می کردند؛ و اگر از بهشت های آخرت بود، هرگز از آن خارج نمی شدند.» (نورالثّقلین)

امام صادق (ع) ‏فرمود: آدم دوستی از فرشتگان داشت، چون به زمين هبوط داده شد، آن دوستش با اجازه خداوند به ديدار آدم آمد و به او گفت: اى آدم، گويا پروردگارت را نافرمانى كردى و خود را دچار بلائى كرده‏اى، كه تاب تحمّلش را ندارى، هيچ مي دانى كه خداى تعالىٰ در باره تو به ما فرمود: «إِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةٌ الخ) و ما گفتيم: «اَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ)؟ معلوم مي شود كه خدا تو را براى اين آفريده، كه در زمين باشى، با اين حال آيا توقع دارى كه هنوز در آسمان باشى؟ آن گاه امام صادق (ع) سه بار فرمود: به خدا سوگند، آدم با اين مژده تسليت يافت. (تفسير عياشی)

و از اينجا روشن مى‏ شود كه منظور از هبوط و نزول آدم به زمين نزول مقامى است نه مكانى يعنى از مقام ارجمند خود هبوط و نزول کردند.

ابن عربي در فتوحات 1/19 (ص) گويد:‌ خداوند سبحان پيامبر و اهل بيتش (ع) را به فرموده خداي تعاليٰ: «اِنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ اَهلَ البَيتِ وَ يُطَهِّرَكُم تَطهيراً» پاك نموده است؛ و رجس در لغت پليدي است و هيچ چيز پليدتر از گناه نيست؛ پس جز طهارت و تقدّس هيچ چيز به اهل بيت اضافه نمي شود، بلكه آن ها عين طهارت اند. (تفسير الكاشف)

از جمله: «اِنِّي جاعِلٌ فِي الأَرْضِ خَلِيفَةً...» اين معنا به دست مي آيد كه منظور اصلى از خلقت آدم اين بوده كه در زمين سكونت كند، چيزى كه هست راه زمينى شدن آدم همين بوده كه نخست در بهشت منزل گيرد و برتريش بر ملائكه و لياقتش براى خلافت اثبات شود و سپس ملائكه مأمور سجده براى او شوند و آن گاه در بهشت منزلش دهند و از نزديكى به آن درخت نهيش كنند و او به تحريك شيطان از آن بخورد و در نتيجه عورت او و همسرش ظاهر گردد و در آخر به زمين هبوط كنند.

و از جمله : «اِنّي جاعِلٌ فِي الاَرضِ خَليفَةً» برمي آيد که آدم براي زمين آفريده شده بود، منتها ابتدا او را در بهشت جا دادند؛ ولي با اغواي شيطان لغزيد و از بهشت بيرون رانده شد و در زمين ساکن گرديد؛ و بعد توبه کرد و توبه اش پذيرفته شد، تا بداند اگر گناهي نداشته باشد، در دنيا و آخرت در سعادت خواهد بود؛ ولي اگر به جاي اطاعت خدا، اطاعت شيطان نمايد، كه دشمنش است و در نتيجه از ياد خدا غافل شود و به زخارف دنيوي مشغول شود، نتيجه اش دوري از خدا و به رنج و تعب افتادن در دنيا و آخرت است؛ امّا باز هم اگر توبه کند، دوباره به قرب خدا مي رسد و در دنيا و آخرت از سعادتمندان خواهد بود.

هر چند غرض از خلقت آدم زندگى در زمين است؛ ولى بايد بداند: آزاد مطلق نيست؛ بلکه در زندگى او، امر و نهى و تكليف هست. ابليس دشمن اوست و بر آن است که با وعده های دروغ او را بفريبد. اطاعت از شيطان، عامل سقوط اوست و توبه وسيله جبرانش.

شيطان براى ايجاد لغزش، دست به هر نوع تاكتيك روانى و تبليغاتى زد، از جمله: الف: براى آدم و حوّا سوگند خورد: «قاسَمَهُما» (اعراف 21) ب: قيافه ‏ى خيرخواهانه به خود گرفت و گفت: من از خيرخواهان شما هستم. «اِنِّي لَكُما لَمِنَ النّاصِحِينَ» (اعراف 21). ج: وعده ابديّت داد، كه اگر اين گياه را بخوريد، زندگى و حكومت ابدى خواهيد داشت. «شَجَرَةِ الْخُلْدِ وَ مُلْكٍ لايَبْلى‏» (طه 120). د: دروغ گفت و به ذات حقّ تهمت زد. «ما نَهاكُما رَبُّكُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَكُونا مَلَكَيْنِ أَوْ تَكُونا مِنَ الْخالِدِينَ: پروردگارتان شما را تنها از آن رو از نزدیک شدن به این درخت نهى كرد، مبادا شما فرشته شويد يا جاودانه گردید. (اعراف 20)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر