معنای آیه
بعد از بيان مقام و علم خليفة الله، می فرمايد: هنگامی که به فرشتگان گفتيم: به آدم سجده کنيد، همه سجده کردند، جز ابليس که سر باز زد و تکبّر ورزيد و از کافران بود.
عبادت آدم چند امتياز اساسي بر عبادت فرشتگان دارد: يکي اين که هر چند آدم شهوت و غضب دارد؛ امّا اگر با اختياري که خدا به او داده، شهوت و غضبش را به فرمان عقلش درآورد، عبادتش بر عبادت فرشتگان فاقد شهوت و غضب برتري دارد. دوّم اين که از نسل آدم (ع) پيامبران و امامان (ع) و مؤمنين و صالحين و صدّيقين و شهدائي به وجود مي آيند، که بسيار عاشقانه تر و خاضعانه تر از فرشتگان، تقديس وعبادت خدا مي كنند.
«قُلنا» ممکن است به خاطر عظمت گوينده (خداوند) باشد، چون فرشتگان خود مأمور به سجده بودند؛ و ممکن است بعضي از فرشتگان مقرّب مأمور ابلاغ خطاب باشند، هر چند خود هم مشمول خطاب بودند.
از اين که با وجود اين که فرشتگان عبادت بيشترى داشتند و مأمور شدند بر آدم که علم بيشترى داشت سجده کنند، معلوم می شود علم برتر از علم است و رابطه مقام خلافت با علم، بيشتر از عبادت است.
از آنجا که طبق آيات فوق آنچه سبب شد آدم مسجود فرشتگان شد آگاهى او از علم اسماء و اطلاع از حقائق و اسرار آفرينش و جهان هستى بود، فرزندان آدم هر چه بيشتر از اين علوم بهره گيرند و از اسرار آفرينش آگاهی داشته باشند، متکامل ترند.
ابليس و ملائكه هر كدام به نوعى خود را برتر از آدم مى ديدند. ابليس به واسطه برتری خلقتش بر آدم، که گفت: «اَنَا خَيْرٌ مِنْهُ» و فرشتگان به واسطه عبادت بيشترشان: «نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ»؛ ولی ابليس در برابر فرمان سجده خداوند ايستادگى كرد، امّا فرشتگان چون حقيقت را فهميدند، پوزش خواستند و به جهل خود اقرار كردند: «سُبْحانَكَ لا عِلْمَ لَنا»
امام صادق (ع) فرموده: وقتي خدا آدم را آفريد، به ملائکه فرمود: براي او سجده کنند، ملائکه پيش خود گفتند: گمان نمي کرديم، خدا مخلوقي گرامي تر از ما داشته باشد؛ چه اين که ما همسايگان او و نزديک ترين مخلوقات به او هستيم، خداوند فرمود: به شما نگفتم: من مي دانم آنچه را شما آشکار مي کنيد و آنچه را مخفي مي نمائيد. (تفسير عياشي)
از عبارت «وَ کانَ مِنَ الکافِرينَ: ابليس از کافران بود.» برمي آيد که ابليس کافر و موجود متمرّد و نافرماني بود، منتها آزمايش پيش نيامده بود؛ چه ابليس با وجود عبادت، از روح عبادت، که همان خضوع و بندگي بي چون و چراي خداوند است، برخوردار نبود. اصولاً عبادت باید به دستور خدا باشد، عبادت به دلخواه، عمل به خواست خود است.
چنان که قرآن کريم فرمود: أفَرَأيتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلـهَهُ هَواهُ: آيا ديده اي کسي را كه هواي نفس خود را پروردگار خودش قرار دهد؟ (جاثيه 45/35)
هرچند در اين آيه فرموده: «ملائکه بر آدم سجده کردند، جز ابليس»؛ ولي از آيه ی: «فَسَجَدوا اِلّا اِبليسَ کانَ مِنَ الجِنِّ (کهف 18/50)، معلوم مي شود، كه ابليس از جنّيان بوده؛ ولي در آن روز در ميان فرشتگان بود.
اميرمؤمنان (ع) فرموده: ابليس اوّلين کسي بود، که کافر شد و کفر را پراکند و استکبار اوّلين معصيتي بود که به وسيله آن نافرمانی خدا شد. (تفاسير قمي و عياشي)
در روايتي هم آمده: وقتي گِل آدم سرشته شده بود، ابليس به ملائکه گفت: خداوند با اين گِل شخصي را خواهد آفريد که او را بر ما ترجيح مي دهد و شما را امر مي کند، که از او اطاعت کنيد. اگر خدا چنين کند، شما چه خواهيد کرد؟ ملائکه گفتند: ما فرمان خدا را اطاعت مي کنيم؛ ولي ابليس در دلش گفت: اگر خدا او را بر من برتري دهد، از او اطاعت نخواهم کرد و اگر مرا بر او مسلّط سازد، او را هلاک سازم. (تفسیر قمي)
هرچند شيطان طبق فرموده ی: امام علي (ع) شش هزار سال عبادت خدا کرده بود (نهج البلاغه، خطبه 192 قاصعه)؛ ولي به-خاطر استکباري که از انانيّت و کفر درونيش سرچشمه مي گرفت، گفت: «اَنَا خَيرٌ مِنهُ، خَلَقتَني مِن نارٍ وَ خَلَقتَهُ مِن طينٍ» (ص 76)؛ گرچه ظاهراً در زمره ي موحّدان بود؛ ولي چون تمرّد و نافرماني خدا نمود، رجيم و ملعون گشت.
چون نوح در کشتی نشست، به ابليس که در عقب کشتي جاي گرفته بود گفت: به واسطه تکبّرت، خود و مردمان را هلاک کردي. گفت: اکنون چه کنم؟ گفت: توبه کن. گفت: توبه ام قبول است؟ نوح گفت: خدايا، توبه ابلیس را می پذیری؟ خطاب آمد اگر قبر آدم را سجده کند، توبه ی او را مي پذيرم. نوح مطلب را به ابليس گفت و او پس از تأمّلي گفت: من آدم را وقتي که زنده بود سجده نکردم؛ حال که مرده او را سجده کنم؟ (تفسیر ابوالفتوح)
امام صادق (ع) فرموده: خدا به ابليس فرمود: سجده ی آدم کند. ابليس گفت: خدايا، به عزّتت سوگند، اگر مرا از سجده بر آدم معاف داري، چنان عبادتي براي تو کنم، که احدي نکرده باشد. خدا فرمود: من دوست دارم آن طور که مي خواهيم عبادت شوم. (تفسير صافي)
اين سجده ملائکه احترام و تکريمی برای آدم و در واقع عبادتی برای خدا بود؛ زيرا به امر خدا چنين تکريمی برای آدم نمودند؛ چون سجده کردن بر طبق فرمان خدا، در واقع اطاعت از خداست نه اطاعت از آدم.
از آنجا که سجده نهايت خضوع و پرستش است، مخصوص خدا است؛ از اين رو، سجده فرشتگان بر آدم در واقع سجده ی بر خدا بود، که چنين موجود شگرفي آفريده است. و يا اين که سجده در اينجا به معني احترام و خضوع است نه پرستش؛ چنان که پدر و مادر حضرت يوسف (ع) و برادرانش در مقابل او سجده کردند «وَ رَفَعَ اَبَوَيهِ عَلَي العَرشِ وَ خَرّوا لَهُ سُجَّداً: و پدر و مادر خود را بر تخت نشاند و همگي براي او به سجده افتادند.» (يوسف12/100) و يا ممکن است سجده ی ملائکه بر آدم به خاطر هردو وجه مذکور باشد و به تعبير حافظ:
مَلَک در سجده آدم زمين بوس تو نيّت کرد
که در حسن تو چيزی يافت بيش از طور انسانی
بنابراين، اگر شيطان با وجود عبادت بسيار مطرود و ملعون گشت، بدين خاطر بود که در آينه آدم، عکس خدا را نديد وآدم را آيت ندانست وبه تعبير استاد الاهي قمشه اي:
جرمش اين بود، که در آينه عکس تو نديد
ورنه بر بوالبشري ترک سجود اين همه نيست
سجده ی ملائکه برآدم نه تنها به خاطر خود او، بلکه به خاطر ذرّيّه و نسل او نيز هست؛ چنان که خداوند در آيه 11 سوره اعراف مي فرمايد: «وَ لَقَد خَلَقناكُم ثُمَّ صَوَّرناكُم ثُمَّ قُلنا لِلمَلائِكَةِ اسجُدوا لِآدَمَ: در حقيقت شما را خلق کرديم، سپس به صورتگري شما پرداختيم، آن گاه به فرشتگان گفتيم: براي آدم سجده کنيد».
امام رضا (ع) فرمود: «كانَ سُجودُهُم لِلَّه تَعالىٰ عُبودِيَّةً وَ لِآدَم اِكراماً وَ طاعَةً، لِكَونِنا فى صُلبِهِ: سجده فرشتگان بر آدم يکي به خاطر بندگي خدا بود و ديگر اکرام و احترام آدم، چون ما در صلب او بوديم. (تفسير صافي)
آری، سجده ملائکه بر آدم به خاطر اين بود که از نسل اين آدم پيامبرانى همچون محمّد و ابراهيم و نوح و موسى و عيسى (ع) و امامانى همچون ائمه اهل بيت (ع) و بندگان صالح و شهيدان جانباز و مردان و زنانى كه همه هستى خود را عاشقانه در راه خدا مىدهند قدم به عرصه وجود خواهند گذاشت، افرادى كه گاه فقط يك ساعت تفكّر آن ها برابر با سال ها عبادت فرشتگان است.
چنان که مولوی در مدح علی (ع) در ديوان شمس گفته است:
تا صورت پيوند جهان بود علی بود تا نقش زمين بود و زمان بود علی بود
آدم که شد مسجود ملائک ز علی شد آدم همه صورت و معنا علی بود
به نقل موسى بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش (ع) مردى يهودى از اميرالمؤمنين از معجزات رسول خدا (ص)، پرسيد، كه آن جناب در مقابل ساير انبياء چه معجزاتى داشت؟ مثلا آدم خدا ملائكه را وادار كرد تا براى او سجده كنند، آيا از محمد (ص) نيز چنين احترامى كرد؟ على (ع) فرمود: درست است همين طور بود، و لكن سجده ملائكه براى آدم اطاعت و عبادت آدم نبود و ملائكه آدم را در مقابل خدا نپرستيدند، بلكه خداى تعالىٰ آنان را بر اين كار وا داشت، تا اعترافى باشد از ملائكه بر برترى آدم و رحمتى باشد از خدا براى او؛ ولى محمد (ص) را فضيلتى بالاتر از اين داد، خداى جل و علا با آن بزرگى و جبروتى كه دارد و با تمامى ملائكه اش، بر محمّد صلوات و درود فرستاد و صلوات فرستادن مؤمنين بر او را عبادت خود خواند و تو اى يهودى تصديق مى كنى كه اين فضيلت بزرگ تر است. (احتجاج 1/ 314)
فلسفه وجود شيطان اين است که اگر شيطاني نبود، که در صدد فريب انسان براي نافرماني خدا بيفتد؛ ولي آدم فريبش را نخورد، به بهشت و قرب خدا هم نمي رسد.
يكى از فلاسفه بزرگ تاريخ معاصر «تواينبى» مى گويد: «هيچ تمدن درخشانى در جهان پيدا نشد، مگر اين كه ملّتى مورد هجوم يك نيروى خارجى قرار گرفت و بر اثر اين تهاجم نبوغ و استعداد خود را به كار انداخت و آن چنان تمدّن درخشانى را پى ريزى كرد».
شيطان اسم عامّ (اسم جنس) است؛ ولي ابليس اسم خاصّ (عَلَم) است. شيطان از مادّه «شَطَنَ» به معني خبيث و پست است و به معني متمرّد و سرکش؛ از اين رو، هم شامل شيطان هاي ديگر از نسل اوست و هم شامل همه ی انسان ها و موجودات شيطان صفت.
چنان که در مورد «اَلخَنّاس» در سوره ناس آمده: «اَلخَنّاسِ الَّذی يُوَسوِسُ فی صدور النّاس، مِنَ الجِنَّةِ وَالنّاسِ: شيطانی که در دل های مردم وسوسه می کند، خواه از جنّ باشد يا انسان. و امام خمينی آمريکا را شيطان بزرگ خواند.
شيطان به معناي مضرّ و موذي از جمله ميكرب هم به کار مي رود؛ چنان که در روايت است: از قسمت شکسته ظرف و دستگيره ی ظرف آب ننوشيد، که محلّ جمع شدن شياطين است. و پيامبر اكرم (ص) فرموده: موهاي شاربتان را کوتاه کنيد، که محلّ زندگي شياطين خواهد بود. (کافي، کتاب اطعمه و اشربه، باب ظروف)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر