معنای آیه
و صبح و شام او را تسبيح گوييد. ياد خدا یعنی در هر فكر و كار ى رضايت خداوند را در نظر داشتن.
آري، چون عوامل غفلت بسيار است و شياطين از هر سو انسان ها را وسوسه مي كنند، بهترين راه مبارزه با آن ذكر و ياد خداست. «ذكر كثير» يعني انسان به هنگام عبادت به ياد او بوده و حضور قلب داشته باشد. به هنگام برخورد با گناه ياد او باشد و مرتکب گناه نشود. به هنگام نعمت ياد او باشد و شكرگزارش باشد و به هنگام بلا ياد او باشد و شكيبايي ورزد.
امام صادق (ع) فرموده: خداي عزّ وجلّ فرائض را واجب كرده و هر كه آنها را به جاي آورد همان حدّ و انتهاي آنهاست؛ ماه رمضان است كه هر كه آن را روزه دارد همان حدّ آن است؛ حجّ است كه هر كه حجّ كرد آن را به پايان رسانده؛ مگر ذكر كه خداي عزّ و جلّ بدان راضي نشده و حدّي برايش قرار نداده كه بدان پايان يابد،
بعد امام صادق (ع) فرمود: پدرم فراوان ذكر خدا مي كرد، به هنگام راه رفتن و غذا خوردن ذكر خدا مي كرد و گاهي با مردم گفتوگو مي كرد و زبانش به كامش چسبيده و «لااِله اِلَّا ٱلله» می گفت و پيوسته ما را جمع مي كرد و به ذكر خدا فرمان مي داد تا آفتاب طلوع كند.
هر كدام از ما خواندن قرآن مي دانستيم، دستور خواندن قرآن مي داد و هر كدام نمي دانستيم به او دستور ذكر مي فرمود. در خانه اي كه قرآن خوانده شود و ذكر خداي عزّ و جلّ شود، بركت آن خانه زياد شود و فرشتگان در آن خانه در آيند و شياطين از آن دور شوند و براي اهل آسمان بدرخشد، چنانچه ستاره فروزان براي اهل زمين؛ امّا خانه اي كه در آن قرآن خوانده نشود و ذكر خدا نشود بركتش كم شود و فرشتگان از آن دوري كنند و شياطين در آن خانه درآيند. (كافي، باب ذكر خداي عزّ وجلّ، حديث 1)
به نقل زيد شحام. امام صادق (ع) فرمود: هيچ بلايى براى مؤمن سخت تر از اين سه بلاء نيست كه از سه نعمت محروم شود. شخصى. پرسيد: آن سه نعمت چيست؟ فرمود:
يارى مسلمان با آنچه خدا به او روزى كرده،
دوم انصاف دادن و خود را جاى ديگران فرض كردن،
و سوم زياد خدا را ذكر كردن،
البته منظور من از ذكر بسيار گفتن، سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا الله والله اكبر تنها نيست، هر چند كه آن هم ذكر خداست، و ليكن منظور من یاد خدا هنگام استفاده و بهره مندى از حلال او و یاد خدا در هنگام برخورد به حرام او است. خصال، 1/128، ح 130.
در حديثى كه در صحيح ترمذى و مسند احمد از ابوسعيد خدرى از پيامبر گرامى اسلام (ص) نقل شده چنين آمده: از آن حضرت پرسيدند: اَىُّ العِبادِ اَفضَلُ دَرَجَةً عِندَ اللهِ يَومَ القِيامَةِ: كداميك از بندگان در روز قيامت مقامشان از همه برتر است؟» فرمود: «اَلذّاكِرونَ اللهَ كَثيراً: آنها كه خدا را بسيار ياد مى كنند. ابوسعيد مى گويد: عرض كردم: يا رسول الله! آيا چنين كسانى حتى از جنگجويان راه خدا والا مقام ترند؟! فرمود: اگر با شمشيرش آن قدر بر پيكر كفّار و مشركين بزند كه شمشيرش بشكند و با خون رنگين شود آنها كه ياد خدا بسيار مى كنند از او برترند؛ چون جهاد خالصانه نيز بدون ذكر كثير خداوند ممكن نيست.
و از اينجا معلوم مى شود كه ذكر كثير معنى وسيعى دارد و اگر در بعضى از روايات به تسبيح حضرت فاطمه زهرا (س) (34 مرتبه الله اكبر و 33 مرتبه الحمد للَّه و 33 مرتبه سبحان الله) و در كلمات بعضى از مفسران به ذكر صفات عليا و اسماء حسنى و تنزيه پروردگار از آنچه شايسته او نيست يا مانند آن تفسير شده، همه از قبيل بيان ذكر مصداق روشن است، نه محدود ساختن مفهوم آيه به خصوص اين مصاديق است.
منظور از تسبيح خداوند در هر صبح و شام، دوام تسبيح است.
رسول خدا (ص) فرموده: مَن اُعطِىَ لِساناً ذاكراً فَقَد اُعطِىَ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ: آن كس كه خدا زبانى به او داده كه به ذكر پروردگار مشغول است خير دنيا و آخرت به او داده شده است». (كافى، 2 باب ذكر الله عز وجل)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر