سوره احزاب

سوره احزاب - آیه 40 - جزء 22


مٰا كٰانَ مُحَمَّدٌ أَبٰا أَحَدٍ مِنْ رِجٰالِكُمْ وَ لٰكِنْ رَسُولَ اَللّٰهِ وَ خٰاتَمَ اَلنَّبِيِّينَ وَ كٰانَ اَللّٰهُ بِكُلِّ شَيْ‌ءٍ عَلِيماً



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره احزاب 40
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره احزاب 40
محمود خلیل الحصری سوره احزاب 40
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 423 1
محمد صدیق منشاوی 423 2

معنای آیه

محمد پدر هيچ‌يك از مردان شما نيست، بلكه فرستادۀ خدا و خاتم پيامبران است، و خداوند از همه‌چيز آگاه است.


تفسیر قرآن


و بالاخره در مورد ازدواج پيامبر (ص) با «همسر مطلّقه­ زيد پسرخوانده ­اش براي شكستن يك سنّت غلط جاهلي و بيان حقيقت مهم «مسئله­ خاتميّت پيامبر اسلام (ص)» مي‏ فرمايد:

«محمّد پدر هيچ­يك از مردان شما نيست، هيچ­يك از مردان شما از او متولّد نشده ­ايد تا با ازدواجش با همسر او بعد از جدايي،‌ با همسر پسرش ازدواج كرده باشد و زيد بن حارثه هم يكي از همين مردان شماست و اگر يك موقع مي­ گفتند: «زيد پسر محمّد است» اين تنها يك عادت بوده نه يك رابطه­ طبيعي و خويشاوندي يا حكم خدا؛ و با آمدن اسلام اين سنّت برچيده شد؛ ولي او رسول خدا و ختم­ كننده و آخرين پيامبران است و خداوند به همه چيز آگاه است.

و امّا قاسم و طيّب و طاهر و ابراهيم هر چند فرزندان آن جناب بودند؛ ولي همه در كودكي از دنيا رفتند. امام حسن و امام حسين (ع) هم كه  آن­ها را فرزندان پيامبر (ص) مي­ خوانند، در آن موقع كوچك بوده ­اند  و به آن­ها رجال و مردان گفته نمي­ شده. 

و از آنجا كه نبي كسي است كه حامل خبري از غيب باشد و رسول كسي است كه مأمور رسالت خدا به مردم باشد و آن غيب هم عبارت است از: دين و حقايق آن؛ بنابراين، وقتي پيامبر اسلام (ص) خاتم النّبيّين باشد، خاتم رسولان هم خواهد بود.

قرآن كريم هم در آيات بسياري خطابات خود را با عباراتي نظير: يا اَيُّها النّاسُ و يا بَني­آدَم متوجّه همه­ مردم كرده و هدايت خود را شامل همه مردم نموده و فرموده: «وَ مااَرسَلناكَ اِلَّا كافَّةً لِلنّاسِ بَشيراً وَ نَذيراً: ما تو را به عنوان بشارت دهنده و بيم­دهنده براي همه مردم فرستاديم.» (سبا 34/28)

و فرستاده شدن براي همه هم به معناي عمومي و ابدي بودن است؛ و مي ­فرمايد: «تَبارَكَ الَّذي نَزَّلَ الفُرقانَ عَليٰ عَبدِهِ لِيَكونَ لِلعالَمينَ نَذيراً: بزرگ است كسي كه بر بندة خود قرآن­ نازل کرد، تا بيم ­رسان جهانيان باشد.»(فرقان 25/1) اين آيه هم به­ طور صريح مي­ رساند هدف از نازل­ شدن قرآن­ اين است که قرآن­ كريم يا خود پيامبر اسلام (ص)   بيم­ دهنده­ همه­ مردم از روز نزول قرآن­ كريم تا روز قيامت باشد. 

و مي­ فرمايد: «وَ اُوحِيَ اِلَيَّ هَذَا القُرآنُ لِاُنذِرَكُم بِهِ وَ مَن بَلَغَ: اين قرآن را بر من وحي شده تا شما و تمام کساني را که اين قرآن به آنها مي ­رسد بدان انذار کنم. (انعام ‌ 6/19) 

پيامبر اکرم (ص) نيز فرموده: حَلالي حَلالٌ اِليٰ يَومِ القِيامَةِ وَ حَرامي حَرامٌ اِليٰ يَومِ القِيامَةِ: حلال من تا روز قيامت حلال و حرام من تا روز قيامت حرام است. (بحارالانوار2/260)

خاتميّت پيامبر اسلام (ص) و خاتميّت قرآن و خاتميّت شريعت اسلام هم از  مسلّمات اسلام و مسلمين است؛ توضيح اين مطلب اين است که اديان و شرايع الاهي از نظر اساس و اصول با هم اختلافي نداشته ­اند؛ و حتّیٰ همه يک دين هستند و آن اسلام است.

شرايع و اديان آسماني بسان کلاس­ هاي تحصيلي دوره ­ی دبستان، راهنمايي، دبيرستان و دانشگاهي بوده ­اند، که تعاليم آنها باهم تضاد ندارد؛ بلکه تفاوت آنها تنها در اجمال و تفصيل است. يعني اديان ابتدايي ساده و بسيط بوده ­اند و به تدريج که عقل­ ها کامل ­شده ­اند، خداوند حکيم اديان ­کامل­تري نازل فرموده،   تا آن­که دين به­ طور کامل و جامع، که دين اسلام باشد، به وسيله­ ی پيامبر اسلام (ص) ارائه گرديد.

دليل اصلىِ تجديد نبوّت‏ ها و آمدن پيامبران جديد، دو چيز بوده است: يكى تحريف دين سابق و ديگرى تكامل بشر در طول تاريخ، كه مقتضى نزول قوانين جامع‏ تر و كامل‏ تر بود؛ امّا پس از پيامبر اسلام (ص)، اوّلاً قرآن، بدون كلمه‏ اى تحريف در ميان مردم هست؛ و ثانياً، هيچ مطلب لازمی برای تکامل انسان نيست، که در قرآن کريم و اسلام نباشد.

لفظ «خاتم» در اين آيه به چهار صورت مي­ توان خواند:

يکي خاتِم بر وزن فاعل به معني ختم ­کننده؛

دوّم خاتَم بر وزن حاتم به معني آخرين؛

سوّم «خاتَم» ولي به معني چيزي که اَسناد و نامه ­ها را با آن مهر مي ­کنند؛   

و چهارم «خاتَمَ» بر وزن «ضارَبَ» فعل ماضي باب مضاربه که به معني «خاتَمَ النَّبِيِّينَ» مي ­باشد، يعني پيامبران را ختم کرد.

بنابراين، لفظ خاتم به هر معني از معاني بالا که بگيريم، معناي آيه اين مي­ شود، که پيامبري  و نبوّت با آمدن محمّد (ص) ختم شده است و پس از او پيامبري نخواهد آمد. تمام تفاسير و لغت نامه ­ها هم «خاتم» را به همين معني تفسير کرده ­اند.  

احاديث بسياري هم بر خاتميّت پيامبر اسلام (ص) و دين اسلام تأکيد دارند، از جمله:

1 ـ  هنگامي كه رسول خدا (ص) عازم تبوك بود، علي (ع) را در مدينه جانشين خودش كرد و به او فرمود: اَنتَ مِنّي بِمَنزَلَةِ هارونَ مِن مُوسيٰ، اِلَّا اَنَّهُ لانَبِيَّ بَعدي:  تو نسبت به من مانند هارون نسبت به موسيٰ هستي، جز اين­كه بعد از من پيامبري نخواهد بود. (صحيح بخاري3/85) و (صحيح مسلم 2/323 ) و (مسند احمد حنبل 1/331)              

2 ـ  هنگام رحلت پیامبر (ص)، علي (ع) فرمود: «لَقَدِ انقَطَعَ بِمَوتِکَ   مَا لَم ­يَنقَطِع بِمَوتِ غَيرِکَ مِنَ النُّبُوَّةِ وَالاَنباءِ وَ اَخبار السَّماءِ: با مرگ تو رشته ­اي بريد، که در مرگ جز تو چنان نشد، با مرگ تو پيامبري و خبر از آسمان به پايان رسيد. (نهج البلاغه، خطبه 235)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر