سوره لقمان

سوره لقمان - آیه 12 - جزء 21


وَ لَقَدْ آتَيْنٰا لُقْمٰانَ اَلْحِكْمَةَ أَنِ اُشْكُرْ لِلّٰهِ وَ مَنْ يَشْكُرْ فَإِنَّمٰا يَشْكُرُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ كَفَرَ فَإِنَّ اَللّٰهَ غَنِيٌّ حَمِيدٌ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره لقمان 12
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره لقمان 12
محمود خلیل الحصری سوره لقمان 12
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 412 1
محمد صدیق منشاوی 412 2

معنای آیه

و ما به لقمان حكمت عطا كرديم، كه خداى را شاكر باش و هر كه شكر كند، بى‌گمان به سود خويش شكر كرده و هر كه ناسپاسى كند، بداند كه خداوند بى‌نيازى ستوده است.


تفسیر قرآن


بعد از بحث ­هایى پيرامون توحيد و شرك و اهمّيّت قرآن کریم و حكمتى كه در آن به كار رفته، به بخشى از اندرزهاى لقمان حکیم در زمينه توحيد و مبارزه با شرك و مسائل مهمّ اخلاقى كه در اندرزهاى او به فرزندش منعكس است بازگو شده است. در اين آيه مي‏ فرمايد:

«ما به لقمان حكمت داديم و به او گفتيم: شكر خدا را به جاي آر، كه هر كس شكرگزاري كند، تنها به سود خويش شكر كرده و هر كس كفران كند زياني به خدا نمي‏ رساند؛ زيرا خداوند بي ‏نياز و ستوده است.

 نماز، بهترين وسیله‏ شكر خداوند است. چه خداوند به پيامبرش فرموده: به شكرانه‏ ى اين‏كه ما به تو «كوثر» و خير كثير داديم، نماز برپا دار و شتر قربانی كن. «إِنَّا أَعْطَيْناكَ الْكَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ.

بنا بر کريمه شريفه: «يُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْمَةَ». (بقره، 129)، يكى از وظايف انبيا، آموزش كتاب و حكمت است و به هر كس هم حكمت عطا شود، به او خير كثير داده شده است:  «يُؤْتِي الْحِكْمَةَ مَنْ يَشاءُ وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً» (بقره، 269)

حكمت، هديه‏ اى است كه خداوند به مخلصين عنايت مى ‏فرمايد.

امام­ كاظم (ع) فرمود: حكمت، عقل و فهم است. (كافي، كتاب عقل، ح 12)

امام­ صادق ­(ع) در تفسير اين آيه فرموده: اُوتِىَ مَعرِفَةِ اِمامِ زَمانِهِ:   به لقمان شناخت امام عصرش داده شد».  (نورالثّقلين)

پيامبر (ص) فرمودند: «اَنَا دارُ الحِكمَةِ وَ عَلىٌّ بابُها؛ فَمَن اَرادَ الحِكمَةَ فَليَأتِ البابَ: من سراى حكمتم و علىّ درگاهش؛ هركه طالب حكمت است بايد از اين راه وارد شود.» (العمدة، ص 295)

در روايات اهل‏بيت (ع) كليد حكمت معرّفى شده ‏اند. (بحار 23/ 244)

اميرمؤمنان فرمود: حكمت گمشده‏ مؤمن است» (نهج‏البلاغه، حكمت 80.)

هر يك از اين معانی يكى از شاخه‏ هاى مفهوم وسيع حكمتند و با هم منافاتى ندارند.

در روايات آمده: «مَن اَخلَص للهَ اَربَعينَ صَباحاً ظَهَرَت يَنابيعَ الحِكمَةِ مِن قَلبِهِ عَلىٰ لِسانِهِ: هر كس چهل شبانه روز كارهايش خالصانه باشد، خداوند چشمه‏ هاى حكمت را از دل او به زبانش جارى مى ‏سازد. (جامع الاخبار صدوق، ص 94)

و در حديث آمده: كسى كه در دنيا زاهد بوده و زرق و برق ‏های دنيا او را نفريبد، خداوند حكمت را در جانش مستقر مى‏ كند. (بحار 73/ 48)

گاهى پيامبر اکرم (ص) به جبرئيل امین مى ‏فرمود: «مرا موعظه كن». (مواعظ صدوق، ص 92)

حضرت على (ع) نيز گاهى به بعضى از يارانش مى‏ فرمود: «مرا موعظه كن؛ زيرا در شنيدن اثرى است، كه در دانستن نيست».  (ده گفتار، شهيد مطهرى، ص 224)

لقمان غلام سياهي از اهالي سودان بود. شخصي از لقمان پرسيد:    تو كه چوپاني بودي، چگونه به اين همه علم و حكمت دست يافتي؟ فرمود: قَدَرُ اللهِ وَ اَداءُ الاَمانَةِ وَ صِدقُ الحَديثِ وَالصَّمتُ عَمّا لايَعنينى:      اين به خواست خدا بود و اداي امانت و راستگويي و سكوت نسبت به آنچه به من مربوط نبود. (مجمع البيان)

پيامبر اکرم (ص) فرموده: حَقًّا اَقولُ: لَم يَكُن لُقمانُ نَبِيًّا، وَ لكِن كانَ عَبدًا كَثيرُ التَّفَكُّرِ، حُسنُ اليَقينِ، اَحَبَّ اللهَ فَاَحَبَّهُ وَ مَنَّ عَلَيهِ بِالحِكمَةِ:   به حق مى‏ گويم، كه لقمان پيامبر نبود؛ ولى بنده ‏اى بود، كه بسيار فكر مى‏ كرد، ايمان و يقينش عالى بود، خدا را دوست مى ‏داشت و خدا نيز او را دوست داشت و نعمت حكمت بر او ارزانى فرمود». (مجمع)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر