سوره بقره

سوره بقره - آیه 28 - جزء 1


كَيْفَ تَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَكُنتُمْ أَمْوَاتًا فَأَحْيَاكُمْ ۖ ثُمَّ يُمِيتُكُمْ ثُمَّ يُحْيِيكُمْ ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره بقره 28
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره بقره 28
محمود خلیل الحصری سوره بقره 28
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 5 1
محمد صدیق منشاوی 5 2

معنای آیه

چگونه به خداوند کافر می‌شوید؟! در حالی که شما مردگان (و اجسام بی‌روحی) بودید، و او شما را زنده کرد؛ سپس شما را می‌میراند؛ و بار دیگر شما را زنده می‌کند؛ سپس به سوی او بازگردانده می‌شوید. (بنابر این، نه حیات و زندگی شما از شماست، و نه مرگتان؛ آنچه دارید از خداست).


تفسیر قرآن


قرآن کريم در اين آيه و آيه بعد با ذكر يك سلسله از نعمت هاى الاهى و پديده ‏هاى شگفت انگيز آفرينش، انسان ها را متوجّه پروردگار و عظمت او مى ‏سازد و دلائلى را كه در گذشته (آيه 21 و 22 همين سوره) در زمينه شناخت خدا ذكر كرده بود تكميل مى ‏كند و بر خلاف متکلّمين که مي گويند: «اگر خدايي نبود، چگونه اوّلين موجود زنده يا اوّلين انسان پيدا شده؟» قرآن كريم به خلقت فعلي حيوانات و انسان ها پرداخته و از وجود آن ها که حيات نداشتند، بر وجود خدايي که آن ها را داراي حيات نمود، استدلال مي نمايد و مي فرمايد: «چگونه منكر خدا مي شويد، با آن كه بي جان يعني جماد و نبات بوديد و او شما را جان بخشيد و به صورت انسان در آمديد؛ و اين هم نشانگر وجود خالقي دانا و تواناست؛ زيرا طبيعت کر و کور و بي شعور هرگز نمي تواند حيات را که بسيار عالي تر و پيچيده تر از خودش است، پديد آورد. آری، وجود انسانی که نبود و اکنون هست، دليل قاطعی بر وجود آفريننده ای حکيم و دانا و توانا برای اوست

بعد قرآن کریم مي فرمايد: سپس خدا شما را مي ميراند» و اين دليل بر اين است که ديگري (خدا) براي مدّتي و مصلحتي به او حيات بخشيده است و آن گاه آن را از او مي گيرد.

و بالاخره مي فرمايد: «سپس شما را زنده مي کند و به سوي او برگشت مي کنيد، تا به حسابتان پردازد و پاداش و كيفر مناسب به شما دهد».

اين زنده کردن بعد از مرگ هم استبعادی ندارد؛ زيرا انسان قبلاً هم وجود نداشته و خدا او را به وجود آورده است. اكنون كه ديديد چگونه موجود بى ‏جان، جاندار مى‏ شود؛ پس بدانيد كه زنده شدن مجدّد شما در روز قيامت نيز هيچ استبادی ندارد.

ولی از نظر قرآن كريم برگشت انسان به سوى خدا به دو طريق است: طريق سعادت و طريق شقاوت. طريق سعادت نزديك‏ترين طريق (خط مستقيم) است، كه همواره انسان را بالا مى‏ برد تا وى را به پروردگارش برساند؛ ولی طريق شقاوت، راهى دور و منتهى به اسفل سافلين است و خدا در ماوراى صاحبان اين دو طريق ناظر و محيط بر آنان است.

حيات از پيچيده ترين مسائل بشر است؛ چه با وجود پيشرفت های شگرف علمی نمی تواند با عقل و فکری که خدا به او عنايت فرموده است حتّیٰ پشه و ميکرب و ويروسی بيافريند؛ از اين رو، بايد گفت: پديده ی حيات در طبيعت بزرگ ترين سند اثبات وجود خداست، که پيرامون آن دانشمندان کتاب ها نگاشته اند. همان طوری که مسئله حيات، حقيقتش مجهول، ولى آثارش در انسان مشهود است. خالق حيات نيز حقيقتش قابل درك نيست، ولى آثارش در هر چيز روشن است.

اين آيه شريفه بالصّراحه نظريّه تناسخ را نیز رد می کند؛ زيرا برخلاف قائلين به تناسخ، که معتقدند هرکسی با مردن، روحش از بدنش جدا شده، در بدن جنينی در شکم قرار می گيرد و به صورت انسانی ديگر به زندگی ادامه می دهد و همين طور هر انسانی بارها و بارها می ميرد و به صورت شخصی ديگر متولّد می شود؛ اين آيه می فرمايد: شما تنها دوبار زنده شدن و دوبار مردن داريد: نخست جماد بوديد، به صورت انسانی زنده شديد و چون مرديد، بار ديگر برای حساب و کتاب و پاداش و کيفر زنده می شويد.

ضمناً اين آيات انسان را وجود متحوّلي مي دانند، که به تدريج متکامل تر مي شود؛ چه قبل از اين خاک بود، حال بدين صورت است و با مردن هم كامل تر مي شود.

از جمادي مردم و نامي شدم و ز نمــا مردم ز حيوان سر زدم

مردم از حيواني و آدم شدم پس چه ترسم؟کي ز مردن کم شدم؟

حمله ی ديگر بميرم از بشر تا برآرم از مــــــلايک بال و پر

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر