سوره قصص

سوره قصص - آیه 81 - جزء 20


فَخَسَفْنٰا بِهِ وَ بِدٰارِهِ اَلْأَرْضَ فَمٰا كٰانَ لَهُ مِنْ فِئَةٍ يَنْصُرُونَهُ مِنْ دُونِ اَللّٰهِ وَ مٰا كٰانَ مِنَ اَلمُنْتَصِرِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره قصص 81
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره قصص 81
محمود خلیل الحصری سوره قصص 81
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 395 1
محمد صدیق منشاوی 395 2

معنای آیه

سپس او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم و نه گروهى داشت تا در برابر خدا به يارى‌اش برخيزند و نه كسى بود كه خود داد خويش تواند ستاند.


تفسیر قرآن


پس قارون و خانه‏ اش را در زمين فرو برديم؛  نه گروهي داشت که در برابر عذاب ياري اش كنند و نه خود ‏توانست از خود دفاع کند.

در تواريخ و روايات آمده:‌ روزي موسيٰ (ع) به قارون گفت: خداوند به من فرمان داده، زكات مالت را بگيرم، قارون سر باز زد و با همراه ­كردن جمعي از ثروتمندان بني ­اسرائيل، به مبارزه با موسيٰ برخاست.

از جمله با دادن دو كيسه­ زر به زن بدكاره ­اي وي را وادار كرد كه موسي را متّهم كند، كه با وي رابطه دارد. پس قارون نزد موسيٰ (ع) رفت و گفت:     بني ­اسرائيل را جمع كن و آنان را به آنچه خدايت فرموده آگاه كن.

موسيٰ قبول كرد و بني ­اسرائيل را جمع كرد و به آن­ها فرمود: خدا به من دستور فرموده، كه تنها خدا را بپرستيد و صله­ رحم كنيد و چه و چه،   تا آن­كه فرمود: و اين­كه اگر كسي با داشتن زن زنا كرد، بايد سنگسار شود.

گفتند: هر چند كه خودت باشي؟ گفت: بله،‌ هر چند كه خودم باشم. پس فرستادند، تا آن زن بدكاره بيايد و شهادت دهد. ولي چون آن زن براي شهادت به مجلس آمد، موسيٰ (ع) او را به خداوند سوگند داد،   كه راست بگويد،‌ آن زن با شنيدن نام خدا لرزيد و منقلب شد و گفت: حقيقت اين است كه اين­ها از من خواستند تو را متّهم كنم، ولي من گواهي مي ­دهم كه تو پاكي و رسول خدايي! آن­گاه دو كيسه­ پولي را كه به او داده بودند به جمعيّت نشان داد.

موسيٰ (ع) به سجده افتاد و گريست. خداوند به وي وحي فرستاد، كه چرا گريه مي ­كني؟ با اين­كه من زمين را مسخّر تو كرده ­ام؟‌ به زمين فرمان ده، تا قارون و اطرافيانش را ببلعد. پس موسيٰ به زمين فرمان داد: آن­ها را بگير. چون زمين مقداري آن­ها را فرو برد، به التماس افتادند و گفتند: اي موسيٰ، اي موسيٰ.

موسيٰ (ع) مجدّداً فرمان داد: بگير ايشان را. پس زمين آن­ها را تا گردن فرو برد. مجدّداً فريادشان برخاست: يا موسيٰ، يا موسيٰ.

بار سوّم موسيٰ فرمان داد: بگير ايشان را؛ پس زمين همه ­شان را در خود فرو برد. خداي تعاليٰ به موسيٰ وحي فرستاد، كه بندگان من هر چه تو را خواندند اجابت نكردي، به عزّتم سوگند، اگر مرا مي ­خواندند اجابتشان مي ­كردم. (الميزان) 

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر