معنای آیه
پس قارون و خانه اش را در زمين فرو برديم؛ نه گروهي داشت که در برابر عذاب ياري اش كنند و نه خود توانست از خود دفاع کند.
در تواريخ و روايات آمده: روزي موسيٰ (ع) به قارون گفت: خداوند به من فرمان داده، زكات مالت را بگيرم، قارون سر باز زد و با همراه كردن جمعي از ثروتمندان بني اسرائيل، به مبارزه با موسيٰ برخاست.
از جمله با دادن دو كيسه زر به زن بدكاره اي وي را وادار كرد كه موسي را متّهم كند، كه با وي رابطه دارد. پس قارون نزد موسيٰ (ع) رفت و گفت: بني اسرائيل را جمع كن و آنان را به آنچه خدايت فرموده آگاه كن.
موسيٰ قبول كرد و بني اسرائيل را جمع كرد و به آنها فرمود: خدا به من دستور فرموده، كه تنها خدا را بپرستيد و صله رحم كنيد و چه و چه، تا آنكه فرمود: و اينكه اگر كسي با داشتن زن زنا كرد، بايد سنگسار شود.
گفتند: هر چند كه خودت باشي؟ گفت: بله، هر چند كه خودم باشم. پس فرستادند، تا آن زن بدكاره بيايد و شهادت دهد. ولي چون آن زن براي شهادت به مجلس آمد، موسيٰ (ع) او را به خداوند سوگند داد، كه راست بگويد، آن زن با شنيدن نام خدا لرزيد و منقلب شد و گفت: حقيقت اين است كه اينها از من خواستند تو را متّهم كنم، ولي من گواهي مي دهم كه تو پاكي و رسول خدايي! آنگاه دو كيسه پولي را كه به او داده بودند به جمعيّت نشان داد.
موسيٰ (ع) به سجده افتاد و گريست. خداوند به وي وحي فرستاد، كه چرا گريه مي كني؟ با اينكه من زمين را مسخّر تو كرده ام؟ به زمين فرمان ده، تا قارون و اطرافيانش را ببلعد. پس موسيٰ به زمين فرمان داد: آنها را بگير. چون زمين مقداري آنها را فرو برد، به التماس افتادند و گفتند: اي موسيٰ، اي موسيٰ.
موسيٰ (ع) مجدّداً فرمان داد: بگير ايشان را. پس زمين آنها را تا گردن فرو برد. مجدّداً فريادشان برخاست: يا موسيٰ، يا موسيٰ.
بار سوّم موسيٰ فرمان داد: بگير ايشان را؛ پس زمين همه شان را در خود فرو برد. خداي تعاليٰ به موسيٰ وحي فرستاد، كه بندگان من هر چه تو را خواندند اجابت نكردي، به عزّتم سوگند، اگر مرا مي خواندند اجابتشان مي كردم. (الميزان)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر