سوره قصص

سوره قصص - آیه 38 - جزء 20


وَ قٰالَ فِرْعَوْنُ يٰا أَيُّهَا اَلْمَلَأُ مٰا عَلِمْتُ لَكُمْ مِنْ إِلٰهٍ غَيْرِي فَأَوْقِدْ لِي يٰا هٰامٰانُ عَلَى اَلطِّينِ فَاجْعَلْ لِي صَرْحاً لَعَلِّي أَطَّلِعُ إِلىٰ إِلٰهِ مُوسىٰ وَ إِنِّي لَأَظُنُّهُ مِنَ اَلْكٰاذِبِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره قصص 38
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره قصص 38
محمود خلیل الحصری سوره قصص 38
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 390 1
محمد صدیق منشاوی 390 2

معنای آیه

فرعون گفت: اى سران قوم، من جز خود براى شما خداى ديگرى نمى‌شناسم، پس تو اى هامان، بر سر گِل، آتش برافروز و (با آجر آن) برايم برجى بنا كن شايد خداى موسى را ببينم؛ من موسى را دروغ‌گو مى‌دانم.


تفسیر قرآن


بعد از پيروزى موسىٰ (ع) بر ساحران، آوازه او در سراسر مصر پيچيد، ايمان آوردن ساحران به موسىٰ نيز مزيد بر علّت شد؛ از این­ رو فرعون چون دید حكومتش سخت به خطر افتاده؛

برای منحرف ساختن افکار عمومی  و اغفال و تحميق توده­ ی مردم دست به يك سلسله مشغوليات ذهنى كه درعين حال توأم با بذل و بخشش دستگاه حكومت بود زد؛ از جمله گفت: اى گروه اطرافيان و درباريان! من جز خود براي شما خداي ديگري  نمي­ شناسم. خداي زمين مسلماً من هستم! و امّا هيچ دليلي بر وجود خداي آسمان وجود ندارد و براي اطّلاع از خداي آسمان بايد تحقيق كنم.

آن­گاه به وزيرش هامان گفت: برايم آتشي بر گل بيفروز و با آجرهايش براي من برج بلندي بساز، تا بالاي آن روم و ببينم خدايي كه موسيٰ ادّعا مي ­كند،‌ مي­ بينم؛ ولي من او را دروغگو می­ دانم و ابداً خدايي كه او ادّعا مي ­كند، وجود ندارد.

هزاران بنّا و كارگر برج عظيمي ساختند و چون فرعون از آن بالا رفت، تيری به كمان نهاد و به آسمان پرتاب كرد. تير بر اثر اصابت به پرنده ‏اي يا طبق توطئه قبلي خودش خون‏ آلود بازگشت.

فرعون از آنجا پايين آمد و به مردم گفت: برويد و فكرتان راحت باشد، خداي موسيٰ را كشتم. (تفسیر ابوالفتوح)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر