سوره قصص

سوره قصص - آیه 9 - جزء 20


وَ قٰالَتِ اِمْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لاٰ تَقْتُلُوهُ عَسىٰ أَنْ يَنْفَعَنٰا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لاٰ يَشْعُرُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره قصص 9
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره قصص 9
محمود خلیل الحصری سوره قصص 9
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 386 1
محمد صدیق منشاوی 386 2

معنای آیه

و زن فرعون (بدو) گفت: (اين پسر) براى من و تو نور ديدهاى تواند بود، مكشيدش، بسا كه به ما نفعى رساند شايد هم به فرزندى بگيريمش، و البته نمى‌دانستند (كه چه خواهد شد).


تفسیر قرآن


وقتي كه خدمتكاران فرعون، صندوقي را كه موسيٰ درون آن بود،‌   در مقابل فرعون و همسرش آسيه بر زمين نهادند‌ و ديدند نوزادي درون آن است، فهميدند فرزند يكي از بني ­اسرائيل است، كه از ترس كشته شدن آن را در جعبه ­اي گذاشته و در دريا انداخته ­است،

فرعون گفت: او را بكشيد؛ ولي خدا محبّت موسيٰ را در دل آسيه افكند و به فرعون گفت:  ما بچّه ­اي نداريم، او را نكشيد، تا او را براي خود نگه داريم، بلكه نور چشم من و تو باشد، شايد براي ما مفيد باشد، يا او را به عنوان پسري قبول كنيم؛ ولي نمي ­دانستند كسي را پرورش مي ­دهند، كه بساط حكومت شان را برخواهد چيد.

آری، چون خدا خواهد، دشمن کسی او را ياری می­ کند:  «عدو شود سبب خير، گر خدا خواهد».

گر نگهدار من آن است كه من مى ‏دانم

  ‏ شيشه را در بغل سنگ نگه مى‏ دارد.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر