سوره نمل

سوره نمل - آیه 82 - جزء 20


وَ إِذٰا وَقَعَ اَلْقَوْلُ عَلَيْهِمْ أَخْرَجْنٰا لَهُمْ دَابَّةً مِنَ اَلْأَرْضِ تُكَلِّمُهُمْ أَنَّ اَلنّٰاسَ كٰانُوا بِآيٰاتِنٰا لاٰ يُوقِنُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره نمل 82
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره نمل 82
محمود خلیل الحصری سوره نمل 82
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 384 1
محمد صدیق منشاوی 384 2

معنای آیه

و چون حكم (ما) دربارۀ آنها تحقق يابد برايشان از زمين جنبنده‌اى بيرون آوريم تا با ايشان سخن گويد، چرا كه مردم آيات ما را باور نكرده بودند.


تفسیر قرآن


بعد از آن­كه فرمود:‌ مردگان سخن نمي­ شنوند،‌ مي­ فرمايد:

وقتى مردم از آيات مشهود ما يقين برايشان حاصل نشود و استعدادشان براى ايمان آوردن به ما به كلى باطل گشته و ديگر تعقّل و عبرت‏ گيرى نداشته باشند، آن آيت خارق العاده،كه جنبنده ‏اى است از زمين بيرون مى ‏آوريم و مي‏ گويد: مردم به آيات ما ايمان نمي­‏ آوردند.

پيامبر اکرم (ص) فرموده: «دابّة­ الأرض»‌ به قدري نيرومند است،‌   كه هيچ­كس از دست او فرار نمي ­كند‌ و در پيشاني مؤمن علامت  مي­ گذارد و مي ­نويسد «مؤمن» و در پيشاني كافر علامت مي­ گذارد   و مي­ نويسد «كافر». با او عصاي موسيٰ و انگشتر سليمان است. (مجمع)

در رواياتي «دابّة الأرض» بر علي (ع) تطبيق شده است. آري، اوست، كه شايسته است، مُهر عدم ايمان بر پيشاني بعضي بزند و از آينده­ شومشان خبر دهد. (مجمع)

امام صادق (ع) فرمود: رسول خدا (ص) ديد اميرمؤمنان (ع) در مسجد مقداري ريگ زير سر جمع كرده و خوابيده است. حضرت با پاي خود حركتش داد و فرمود: برخيز، ای «دابّة الارض».

يكي از اصحاب پرسيد: يا رسول الله، آيا ما هم مي ­توانيم رفقاي خود را به اين نام بناميم؟ فرمود: نه، اين نام جز براي او نيست. او همان دابّه­ اي است، ­كه خداي تعاليٰ در باره او فرموده فرموده: وَاِذا وَقَعَ القَولُ عَلَيهِم اَخرَجنا لَهُم دَابَّةً مِنَ الاَرضِ تُكَلِّمُهُم اَنَّ النّاسَ كانوا بِآياتِنا لايوقِنونَ.

آن­گاه فرمود: يا علي، چون آخرالزّمان مي ­شود، خداي تعاليٰ تو را در بهترين صورت بيرون مي ­كند؛ در حالي كه با توست وسيله­‌ داغ نهادن و دشمنان خود را با داغ نشان مي ­كني. (تفسير قمي)

ابوالفتوح رازي در تفسير اين آيه گويد: بر طبق اخباري كه از طريق اصحاب ما رسيده،‌ «دابَّةُ الأرضِ» كنايه از حضرت مهدي صاحب الزّمان (ع) است. 

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر