معنای آیه
امّا كسي كه دانشي از «كتاب الاهي» داشت، گفت: من تخت او را قبل از آنكه چشم بر هم زني برايت مي آورم»!
چون سليمان با او موافقت كرد، وی با استفاده از نيروى معنوى خود تخت ملكه سبا را در يك طرفة العين نزد او حاضر كرد. چون سليمان تخت ملكه سبا را نزد خود حاضر ديد، گفت: حضور تخت ملكه بلقيس نزد من در كمتر از طرفة العينی از فضل پرورگارم است تا مرا بيازمايد كه شكر نعمتش را به جا مي آورم يا كفران نعمت مي كنم.
و هر كس شكر بگزارد به سود خودش سپاس مي گزارد و هر كه ناسپاسی كند، به ضرر خودش است؛ چون پروردگار من بي نياز و كريم است.
شكر نعمت، نعمتت افزون كند كفر نعمت از كفت بيرون كند
بنا بر تواريخ و نيز بنا بر روايات ائمّه معصومين (ع) اين شخص با ايمان «آصف بن برخيا» وزير و خواهرزاده حضرت سليمان (ع) بوده است.
«عِلمٌ مِنَ الکِتابِ» يا آگاهى از كتب آسمانى يا لوح محفوظ و يا اسم اعظم است.
امام باقر (ع) فرموده: اسم اعظم خدا هفتاد و سه حرف است و تنها يك حرف آن نزد آصف بود و ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم را داريم و يك حرف مخصوص خداست. (كافي، كتاب حجّت، باب آنچه از اسم اعظم خدا به ائمّه عطا شده، حديث 1)
اگر كسى كه بخشى از علم كتاب را مى داند تخت بلقيس را در يك آن حاضر مى كند، پس كسى كه تمام علم كتاب را مى داند، در تمام عمر چه قدرتى دارد؟
ابوسعيد خدري گويد: از پيامبر (ص) از معني «اَلَّذي عِندَهُ عِلمٌ مِنَ الكِتابِ» سؤال كردم فرمود: «او وصيّ برادرم سليمان بن داود بود.» عرض كردم: «وَ مَن عِندَهُ عِلمُ الكِتابِ: كسي كه تمام علم كتاب نزد اوست» (رعد 43) كيست؟ فرمود: او برادرم علي بن ابي طالب (ع) است. (احقاق الحقّ 3/280 به نقل از گروهي از اهل سنّت)
امام صادق (ع) فرموده: آگاهي كسي كه بخشي از علم را داشت، نسبت به علم علي (ع) مثل مقدار آبي است، كه بر بال يك مگس باشد نسبت به دريا. (نورالثّقلين)
امام صادق (ع) فرمود: به خدا سوگند، تمام علم كتاب نزد ماست. (نورالثّقلين)
در روايات بسيارى مى خوانيم كه ائمّه ی معصومین (ع) خارج از قيد زمان و مكان در مناطقى حاضر مى شدند، امام جواد (ع) با شهادت پدرش از مدينه به طوس رفت. امام كاظم (ع) که در زندان بغداد بود در مدينه حاضر شد. امام سجّاد (ع) در زمان اسارت، به كربلا رفت و امام حسين (ع) را دفن نمود. امام حسين (ع) قبضه خاكى از كربلا در مدينه به أم السّلمه داد.
از امام هادي (ع) پرسيدند: آيا سليمان محتاج علم آصفبن برخيا بود؟ فرمود: خير، مي خواست به مردم بفهماند، كه آصف بعد از او وصيّ و حجّت است و علم آصف پاره اي از علم سليمان بوده، كه خدا به وي به وديعت نهاده بود. (تفسير عياشي)
ولی برخلاف تصوّر بعضی، آگاهى بر اسم اعظم این نيست، كه انسان كلمه اى بگويد و آن همه اثر عجيب و بزرگ داشته باشد؛ بلكه منظور تخلّق به آن اسم و وصف است، يعنى آن نام الاهى را در وجودش پياده كند و از نظر آگاهى و اخلاق و تقوا و ايمان مظهرى از آن اسم گردد.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر