معنای آیه
بعد از بيان تلاش مشركان براي محو اسلام، براي دلداري پيامبر اسلام (ص) و مؤمنين و نيز هشدار به كفّار و ستمگران مي فرمايد:
اين القائات شيطاني در برابر انبياء همواره بوده و هست. بدين معني هرگاه پيامبري دين الاهي خود را عرضه مي داشت، شيطان مردم را بر آن مي داشت، كه در دين او وسوسه كنند و طواغيت و ستمگران را وا مي داشت، كه در برابر پيشرفت دين او تا آنجا كه مي توانند كارشكني كنند؛
ولی سرانجام خداوند دانا و حكيم همه توطئه ها و نقشه هاي شوم شيطان و پيروان او را خنثيٰ می کرد و آيات خودش را حاكم می نمود و تلاش پيغمبر و يارانش را به نتيجه مى رساند و حق را اظهار مى نمود.
افسانه غرانيق يا آيات شيطاني:
در درّ منثور مهم ترين تفسیر روايي اهل سنّت در ذيل اين آيه نقل شده: رسول خدا (ص) در مكّه در جمع قريش سوره نجم را خواند، تا به اين آيه رسيد كه نام بت هاي مشركين در آن بود: «اَفَرَاَيتُمُ اللَّاتَ وَالعُزّيٰ وَ مَناةَ ٱلثّالِثَةَ الاُخريٰ» شيطان به زبانش انداخت و گفت: تِلكَ غَرانيقُ العُلي وَ اَنَّ شَفاعَتُهُنَّ لَتُرتَجي: اين ها پرندگان زيباي بلندمقامي هستند و از آن ها اميد شفاعت است.
قريش خوشحال شدند و گفتند: محمّد تا كنون خدايان ما را به نيكي ياد نكرده بود؛ پس پيامبر (ص) به سجده افتاد و مردم نيز همه از مسلمان و مشرك سجده كردند.
آن گاه جبرئيل به نزد رسول خدا (ص) آمد و عرض كرد: آنچه را كه من بر تو نازل كردم، بخوان و رسول خدا (ص) خواند، تا رسيد به تِلكَ غَرانيقُ العُليٰ وَ اَنَّ شَفاعَتُهُنَّ لَتُرتَجيٰ. جبرئيل گفت: من اين جمله را نازل نكرده-ام، اين از شيطان است؛ پس اين آيه نازل شد: «وَما اَرسَلناكَ مِن قَبلِكَ مِن رَسولٍ وَ لانَبِيٍّ...»؛ ولي اين مطلب به هيچ وجه درست نيست؛ زيرا:
1 ـ دلايل قطعی بر عصمت انبيا و پيامبر اسلام (ص) اين روايت را تكذيب مي كند، ولو اين كه سندش صحيح باشد؛ چه اين مطلب شنيع ترين مراحل جهل را به رسول گرامي اسلام (ص) نسبت مي دهد، كه نمي دانسته اين جمله كه در وصف بت هاست كلام خدا نيست و نمي دانسته، كه اين كفر صريح و موجب ارتداد از دين است.
2 ـ اگر ما جايز بدانيم، كه رسول خدا (ص) چنين سهوي كرده، ديگر اعتمادي به هيچ يك از آيات قرآن كريم باقي نمي ماند؛ چون در آن صورت هر آيه اي كه در نظر بگيريم، احتمال مي دهيم، كه شيطاني باشد و كلام خدا نباشد.
3 ـ در آن صورت اصلاً مي توان احتمال داد داستان غرانيق كلام خدا باشد و آيه مورد بحث: «وَ مااَرسَلنا...» و هر آية ديگر منافي بت پرستي از القائات شيطان باشد.
4 ـ آيات آغاز همان سوره نجم اين گونه مطالب را صريحاً ابطال مي كند، آنجا كه مي فرمايد: وَ ما يَنطِقُ عَنِ الهَوي؛ اِن هُوَ اِلَّا وَحيٌ يوحي: پيامبر از روي هواي نفس سخن نمي گويد، اين قرآن جز وحي نيست.
5 ـ در قرآن كريم صدها آيه در مذمّت شرك و بت پرستي آمده، بنابراين، چگونه می توان گفت: در اينجا به مدح بت ها پرداخته است.
6 ـ آياتي كه در همين سوره نجم آمده با صراحت می گويند: «اِن هِيَ اِلّا اَسماءٌ سَمَّيتُموها اَنتُم وَ آبَاؤُكُم. اين بت ها جز اسم هايي كه شما و پدرانتان ساخته ايد نيستند.
7 ـ خداوند صريحاً فرموده، خود قرآن را از هرگونه تحريف مصون و محفوظ می دارد: «اِنّا نَحنُ نَزَّلنا الذِّكرَ وَ اِنّا لَهُ لَحافِظونَ». (حجر 15/9)
همه محقّقان اسلامي از شيعه و سنّي هم اين حديث را از جعل جاعلين دانسته اند. (تفاسير الميزان، مجمع، فخررازي، قرطبي، في ظلال، روح المعاني و...)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر