سوره انبیاء

سوره انبیاء - آیه 84 - جزء 17


فَاسْتَجَبْنٰا لَهُ فَكَشَفْنٰا مٰا بِهِ مِنْ ضُرٍّ وَ آتَيْنٰاهُ أَهْلَهُ وَ مِثْلَهُمْ مَعَهُمْ رَحْمَةً مِنْ عِنْدِنٰا وَ ذِكْرىٰ لِلْعٰابِدِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره انبیاء 84
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره انبیاء 84
محمود خلیل الحصری سوره انبیاء 84
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 329 1
محمد صدیق منشاوی 329 2

معنای آیه

پس ما نيز دعايش را اجابت كرديم و رنجى كه داشت برطرف كرديم و خاندان وى و همچندِ آن خاندان را همراه آنها بدو بازگردانديم، تا هم رحمتى باشد از جانب ما و هم پند و اندرزى براى عبادت‌كنندگان.


تفسیر قرآن


و در اين آيه مي فرمايد:

ما دعاي ايّوب را اجابت كرديم و ناراحتي هايش را بر طرف ساختيم؛‌ و خانواده اش را به او بازگردانديم و همانندشان را به آنها افزوديم، تا هم رحمتي از سوي ما بر آنها باشد و هم تذكّري براي عبادت كنندگان، كه بدانند گرفتاري ها هر قدر زياد باشند، برطرف كردنشان براي خدا آسان است.

امام صادق (ع) در تفسير «وَ مِثلَهُم مَعَهُم» فرموده: خدا همه فرزندانش را زنده كرد؛ چه آن ها كه قبل از بليّه مرده بودند و چه آن ها كه در حال بليّه از دنيا رفته بودند. (نورالثّقلين)

سرگذشت ايّوب به ما اين درس می دهد، که مشكلات و گرفتاري ها هر قدر زياد باشند، با کوچک ترين لطف الاهی نه تنها حل مى ‏شوند؛ بلكه گاهى خداوند به عنوان پاداش صابران با استقامت همانند آنچه از دست رفته نيز بر آن مى ‏افزايد.

امام صادق (ع) فرمود: بلائى كه بر ايوب وارد شد به خاطر اين نبود، كه كفران نعمتی كرده باشد، بلكه به عكس به خاطر شكر نعمت بود، كه ابليس بر او حسد برد و به پيشگاه خدا عرضه داشت: از اين رو ايّوب اين همه شكر نعمت تو به جا می آورد، كه زندگی مرفّهی به او داده ‏ای و اگر مواهب مادّى دنيا را از او بگيرى هرگز شكر تو را به جا نخواهد آورد، مرا بر دنيای او مسلّط كن، تا معلوم شود، كه مطلب همين است.

خداوند برای اين كه اين ماجرا سندی براى همه رهروان راه حق باشد، به شيطان اين اجازه را داد، او آمد و اموال و فرزندان ايوب را يكى پس از ديگری از ميان برداشت، ولی اين حوادث دردناك نه تنها از شكر ايوب نكاست، بلكه شكر او افزون شد!

شيطان از خدا خواست بر زراعت و گوسفندان او مسلّط شود، اين اجازه‏ به او داده شد و او تمامی زراعتش را آتش زد و گوسفندانش را از بين برد، باز هم حمد و شكر ايوب افزون شد.

سرانجام شيطان از خدا خواست كه بر بدن ايوب مسلّط گردد و سبب بيماری شديد او شود و اين چنين شد، به طوری كه از شدّت بيماری و جراحت قادر به حركت نبود، بی آن كه كمترين خللی در عقل و درك او پيدا شود.

خلاصه، نعمت ها يكی بعد از ديگری از ايوب گرفته می شد، ولى به موازات آن مقام شكر او بالا می رفت. تا اين كه جمعى از رهبان ها به ديدن او آمدند و گفتند: بگو ببينيم تو چه گناه بزرگى كرده ‏اى، كه اين چنين مبتلا شده ‏ای؟

ايوب گفت: به عزّت پروردگارم سوگند، كه من هيچ لقمه غذايى نخوردم مگر اين كه يتيم و ضعيفی بر سر سفره با من نشسته بود و هيچ طاعت الاهی پيش نيامد مگر اين كه سخت ترين برنامه آن را انتخاب نمودم.

در اين هنگام بود، كه ايّوب از عهده تمامى امتحانات در مقام شكيبايى و شكرگزاری برآمده بود، زبان به مناجات و دعا گشود و حلّ مشكلات خود را با تعبيرى بسيار مؤدّبانه و خالی از هر گونه شكايت به خدا عرض کرد: «اِنّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ اَنتَ اَرحَمُ الرّاحِمينَ‏». در اين هنگام درهای رحمت الاهی گشوده شد، مشكلاتش برطرف گشت و نعمت های الاهی افزون تر از آنچه بود به او رو آورد. (تفسير قمى)

بنابراين بلاها و مصائب همواره جنبه كيفرى ندارند، بلكه گاهى براى اعطاى درجه است و جنبه آزمايشى دارند. همچون بلا هايي که برای انبيا و اوليا پيش می آمد.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر