معنای آیه
اين آيه در ردّ عقيده مشرکان مي فرمايد:
«اگر جز «الله» خدايان ديگري در آسمان و زمين بود هر دو فاسد مي شدند و نظام جهان برهم مي خورد؛ پس منزّه است خدا، پروردگار عرش از توصيفي كه مشركين مي كنند و اين خدايان ساختگي خود را شريكاني براي خدا مي دانند.
اين دليل بر توحيد، كه در فلسفه و كلام به «برهان تمانع» معروف است، چنين است: نظام واحد و متقني که در جهان حكمفرماست؛ به طور قطع نشان مي دهد، كه همه موجودات از مبدأ واحدي نشأت گرفته اند.
چه اگر جهان، پروردگاران متعدّد داشته باشد، آنها ذاتاً باهم مختلف بودند و اراده هاي مختلف هم موجب بي نظمي مي شد و جهان فاسد گشته و نابود می شد؛ ولي از اين كه جهان هستي با نظم واحد و هماهنگي كامل وجود دارد و فاسد و نابود نگشته، معلوم مي شود، كه تنها يك پروردگار و يك اراده بر جهان هستي حاكم است و آن خداوند تعالیٰ است.
اگر گفته شود: «تعدّد خدايان در صورتی منشأ فساد جهان می شود، كه به مبارزه کنند؛ امّا از آنجا که آنها خدا و حكيم اند ، با تصالح جهان را اداره می كنند» گوييم:
تعدّدشان معلوم می دارد، که از هر نظر يكى نيستند، چون اگر از هر جهت يكى بودند، يكی بودند.
و اختلافشان هم سبب می شد در اراده و عمل مختلف باشند و آن هم به فساد جهان انجامد.
امام صادق (ع) در پاسخ هشام، كه دليل بر يکتايي خدا خواست، فرمود: اِتِّصالُ ٱلتَّدبيرِ وَ تَمامُ الصُّنعِ: پيوستگي انسجام تدبير جهان و كامل بودن آفرينش، دليل بر يكتايي خداوند است. (توحيد صدوق، ص 250)
و امام صادق (ع) در پاسخ كسي كه از تعدّد خدايان سخن گفت، فرمود: اين دو خدايي كه تو مي گويي يا هر دو قديم و نيرومندند يا هر دو ضعيف و ناتوان، يا يكي قوي و ديگري ضعيف.
اگر هر دو قوي باشند، چرا هر كدام با کنار زدن ديگري تدبير جهان را بر عهده نمي گيرد؟
و اگر يكي قوي و ديگري ضعيف است، توحيد خدا اثبات مي شود؛ زيرا دوّمي كه ضعيف و ناتوان است، خدا نيست.
و اگر دو خدا باشد، يا آنها از تمام جهات متّفق اند يا مختلف اند. و از آنجا كه ما آفرينش را منظّم مي بينيم و كواكب آسمان هر كدام در مسير خود سير مي كنند و شب و روز با نظم خاصّي جانشين يكديگر مي شوند و خورشيد و ماه هر يك برنامه ويژه خود دارند، معلوم مي شود، كه مدبّر آنها يكي است. (نورالثّقلين)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر