سوره کهف

سوره کهف - آیه 98 - جزء 16


قَالَ هَٰذَا رَحْمَةٌ مِّن رَّبِّي ۖ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبِّي جَعَلَهُ دَكَّاءَ ۖ وَكَانَ وَعْدُ رَبِّي حَقًّا



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره کهف 98
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره کهف 98
محمود خلیل الحصری سوره کهف 98
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 304 1
محمد صدیق منشاوی 304 2

معنای آیه

گفت: «این رحمتی از جانب پروردگار من است، و[لی‌] چون وعده پروردگارم فرا رسد، آن [سد] را درهم کوبد، و وعده پروردگارم حق است.»


تفسیر قرآن


چون ذوالقرنين چنين سدّ محكمي ساخت، گفت: اين از رحمت پروردگارم است كه اين امكانات را در اختيارم قرار داده است؛ و چون در آستانه قيامت وعده پروردگارم فرا رسد، آن را فرو خواهد ريخت و آن را هموار خواهد كرد و وعدة پروردگارم حقّ است.

امّا بعضى وعده خدا را اشاره به پيشرفت هاى علمى بشر مى‏ دانند، كه هواپيماها، هليكوپترها و موشک ها تمام موانع را برمى ‏دارد.

«علّامه طباطبايي» گويد: امّا اين كه چرا كورش را ذوالقرنين گفته ‏اند: مجسّمه ای سنگى كه اخيراً در مشهد مرغاب در جنوب ايران از کوروش كشف شده، جاى هيچ ترديدى نمى‏ گذارد، كه همو ذوالقرنين بوده و وجه تسميه‏ اش اين است كه در اين مجسّمه‏ دو شاخ ديده مى‏ شود، كه هر دو در وسط سر او در آمده، يكى از آن دو به طرف جلو و يكى ديگر به طرف عقب خم شده و اين با گفتار قدماى مورّخين كه در وجه تسميه او به اين اسم گفته‏ اند تاج و يا كلاه خودى داشته كه داراى دو شاخ بوده درست تطبيق مى‏ كند.

امّا سيرش به طرف مغرب همان سفرش بود که براى سركوبى و دفع «ليديا» كرد، كه با لشکرش به طرف كورش مى ‏آمد و آمدنش به ظلم و طغيان و بدون عذر و مجوزى بود.

كورش به طرف او لشگر كشيد و او را فرارى داد و تا پايتخت كشورش تعقيبش كرد و پايتختش را فتح نموده او را اسير نمود و در آخر او و يارانش را عفو نموده، اكرام و احسانشان كرد؛ با اين كه حق داشت، كه سياستشان كند و به كلّى نابودشان سازد. (الميزان)

هردوت مورخ يونانى مى ‏نويسد: كورش فرمان داد تا سپاهيانش جز به روى جنگجويان شمشير نكشند و هر سرباز دشمن كه نيزه خود را خم كند او را نكشند.... كورش پادشاهى كريم و سخى و بسيار ملايم و مهربان بود، مانند ديگر پادشاهان به اندوختن مال حرص نداشت‏؛ بلكه نسبت به كرم و عطا حريص بود، ستم‏ زدگان را از عدل و داد برخوردار مى ‏ساخت و هرچه را متضمن خير بيشتر بود دوست مى ‏داشت.(تفسیر نمونه)

در سرزمين قفقاز ميان درياى خزر و درياى سياه سلسله كوه‏هايى است همچون يك ديوار كه شمال را از جنوب جدا مى‏ كند، تنها تنگه ‏اى كه در ميان اين كوه‏هاى ديوار مانند وجود دارد تنگه «داريال» است و در همانجا تا كنون ديوار آهنين باستانى به چشم مى‏ خورد و به همين جهت بسيارى معتقدند كه سد ذوالقرنين همين سد است.

جالب اين كه در آن نزديكى نهرى است به نام «سائرس» كه بمعنى «كورش» است (يونانيان كورش را سائرس مى‏ ناميدند). (تفسیر نمونه)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر