سوره کهف

سوره کهف - آیه 57 - جزء 15


وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُكِّرَ بِآيَاتِ رَبِّهِ فَأَعْرَضَ عَنْهَا وَنَسِيَ مَا قَدَّمَتْ يَدَاهُ ۚ إِنَّا جَعَلْنَا عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ أَكِنَّةً أَن يَفْقَهُوهُ وَفِي آذَانِهِمْ وَقْرًا ۖ وَإِن تَدْعُهُمْ إِلَى الْهُدَىٰ فَلَن يَهْتَدُوا إِذًا أَبَدًا



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره کهف 57
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره کهف 57
محمود خلیل الحصری سوره کهف 57
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 300 1
محمد صدیق منشاوی 300 2

معنای آیه

و کیست ستمکارتر از آن کس که به آیات پروردگارش پند داده شده، و از آن روی برتافته، و دستاورد پیشینه خود را فراموش کرده است؟ ما بر دلهای آنان پوشش هایی قرار دادیم تا آن را درنیابند و در گوشهایشان سنگینی [نهادیم‌]. و اگر آنها را به سوی هدایت فراخوانی باز هرگز به راه نخواهند آمد.


تفسیر قرآن


بعد از اين كه فرمود: «كفّار آيات و انذارهاي ما را به مسخره مي گيرند» مي فرمايد:

كيست ستمكارتر از كسي كه آيات پروردگارش به وي تذكّر دهند و او اعراض كند و خلافكاري هاي خود را به فراموشي سپارد. از آن رو، اين اشخاص به تذكّرات انبيا گوش نمي دهند، كه بر دل هاشان پرده افكنده ‏ايم تا نفهمند و در گوش هاشان سنگيني قرار داده ‏ايم تا حق را نشنوند و هر گاه به سوي هدايت دعوتشان کنی، هرگز به راه نخواهند آمد.

يعنی به خاطر اعمال زشتی كه قبلا انجام داده ‏اند، خداوند حسّ تشخيص و قدرت درك و شنيدن را از آن ها گرفته است و اين كيفر اثر مستقيم اعمال خود آن هاست.

«تذكّر» در موردی است كه انسان به مطلبی چون خدا در عمق روح و فطرتش ایمان دارد، ولی از آن غافل است و با تذكّر آگاه می شود.

امام على (ع) فرموده: هدف از بعثت انبيا یادآوری نعمت های فراموش شده‏ به مردم است: وَ يُذَكِّروهُم مَنسِىَّ نِعمَتِهِ». (نهج البلاغه، خطبه 1)

در تفسير روح المعانى گفته: جبرى مذهبان با اين آيه بر مذهب خود استدلال كرده ‏اند و قدريّه آيه قبل را دليل مذهب خود گرفته‏ اند.

فخر رازى گفته: كمتر آيه ‏اى از قرآن كريم ديده مى‏ شود، كه دلالت بر يكى از اين دو مذهب كند و آيه بعد به آن مذهب ديگر دلالت نكند و اين جز امتحانى از ناحيه خدا نيست، تا راسخين در علم از مقلّدين متمايز گردند.

اين دو دسته از آيات هر دو حق اند و لازمه ی حق بودنشان بطلان جبر و تفویض و ثبوت اختيار براى بندگان در اعمال است.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر