معنای آیه
اين آيه در ردّ ادّعاي يهوديان و مسيحيان، که هر يک تنها خود را رستگار می دانند، هر يک از گروه های: مسلمان، يهودی، نصارا و صابئين را به مؤمن واقعی و غير واقعی تقسيم می کند و مي فرمايد: كساني كه ايمان آورده (مسلمانان) و آنان كه يهودي شده اند و مسيحيان و صابئين، هركدام به خدا و روز بازپسين ايمان آورند و كار نيكو انجام دهند، پاداششان نزد پروردگارشان محفوظ است؛ نه ترسي خواهند داشت و نه اندوهگين مي شوند.
يعنی کسی به صرف منتسب بودن به دين و مذهبی اهل نجات نيست؛ بلکه به ايمان واقعی داشتن به دين و مذهب حق و آن گاه عمل به دستورات و احکام آن است.
و حتّىٰ اين نام گذاري ها، انبيا را هم سود نمي دهد، چنان كه خداى تعالىٰ در عين اين كه انبيای خود را با بهترين اوصاف مى ستايد، در باره آنان مى فرمايد: «وَ لَوْ اَشْرَكُوا، لَحَبِطَ عَنْهُمْ ماكانُوا يَعْمَلُونَ، انبياء هم اگر شرك بورزند، اعمالى كه كردهاند بى اجر مي شود). (انعام آيه 88)
البتّه نمي توان گفت: طبق اين آيه هرکه به خدا و آخرت ايمان آورد و عمل صالح انجام دهد، هر دينی داشته باشد، رستگار است (پلوراليسم دينی)؛ زيرا جاي ديگر فرموده: «وَ مَن يَبتَغِ غَيرَ الاِسلامِ ديناً فَلَن يُقبَل مِنهُ: هرکه ديني جز اسلام انتخاب کند از او پذيرفته نشود». (آل عمران 3/85)
ثانياً، عمل صالح بايد مطابق با وحي غير منسوخ و هماهنگ با شريعت آخرين پيامبر در هر عصري باشد، که با نزول قرآن كريم به دين اسلام اختصاص مي يابد.
ثالثاً، اگر يهود و نصارا و امثال آنان به محتوای کتاب های خود عمل کنند، مسلّماً به اسلام و حقّانيّت آن ايمان می آورند و مسلمان می شوند؛ چون بشارت ظهور آن حضرت با ذکر صفات و علائم او در کتاب های آسمانی آن ها هم آمده است.
رابعاًً، قرآن كريم يهود و نصارا را دعوت به اسلام مي کند.
خامساً، اين آيه پاسخ به كساني است، كه مي گفتند: اگر راه نجات تنها اسلام است؛ پس تكليف كساني كه در گذشته بوده اند، چه مي شود؟
اين آيه مي فرمايد: هركس در عصر هر پيامبري مي زيسته، بدو ايمان آورده و عمل صالح انجام داده است، اهل نجات است. بنابراين، يهوديان مؤمن و صالح العمل قبل از ظهور مسيح اهل نجات اند، همان گونه که مسيحيان مؤمن قبل از ظهور اسلام اهل نجات اند
محقّقين فرموده اند: بعد از بعثت پيامبر اسلام (ص) كار خوب غيرمسلمان سبب پاداش دنيايي و يا كاستن از عذاب اخرويش مي شود؛ ولي اهل بهشت نخواهد بود.
سلمان به پيامبر اکرم (ص) عرض كرد: ما چند نفر منتظر آمدن شما بوديم، که غير از من بقيّه در بيابان گم شدند، با اين که اهل ايمان و نماز بودند، اين آيه نازل شد ، كه از پيروان اديان گذشته آن هاکه به خدا و قيامت ايمان داشته و عمل صالح داشته اند، اهل نجاتند.(مجمع البیان)
منظور از «هادوا» قوم يهود است، که به «يهودا» بزرگ ترين پسر يعقوب منتسب هستند؛ و به نقل امام رضا (ع) نصارا بدان سبب به اين نام خوانده شدند، که عيسیٰ و مادرش مريم از روستايی به نام «ناصره» واقع در شام بودند. (الکاشف)
صابئين: صابئين كه حدود پنج هزار نفر آنان در خوزستان و حدود هشت هزار نفر آنان در جنوب عراق وجود دارند، آئين خود را به «يحيي بن زکريا» منسوب مي دارند و به علّت جمعيّت اندک، مذهب خود را از ديگران پنهان مي دارند. صابئين نماز را با طهارت و وضو و غسل جنابت انجام مي دهند و بيشتر احکام آن ها در مورد نکاح و حدود مانند احکام مسلمانان است؛ ولي معتقدند بعضی از ستارگان در خير و شر و سلامت و بيماری مؤثّرند.
صابئين سه نماز واجب دارند: اوّل هشت رکعت در هنگام طلوع آفتاب، دوّم پنج رکعت به هنگام ظهر و سوّم نمازی که سه ساعت از شب گذشته می خوانند و در هر رکعت از نمازشان سه سجده هست. در ساعت دوم و نهم روز هم نماز مستحبى دارند.
صابئى ها نماز را با طهارت و وضو بجا مى آورند و از جنابت غسل مى كنند، ولى ختنه را واجب نمي دانند و بيشتر احكامشان در مسئله ازدواج و حدود، مانند احكام مسلمين است و در مسئله مسّ ميّت احكامى نظير احكام تورات دارند. صابئى ها قرباني هائى براى ستارگان و بت ها دارند و ذبيحه آنان را بايد كاهنان ايشان سر ببرند
چون صابئين اندک بوده اند و نيز همچون يهود درگيري با مسلمانان نداشتند؛ آيه خاصّي هم در مورد آن ها نازل نشده؛ همان طوري که زردشتيان با آن که در زمان نزول قرآن بسيار بودند؛ ولي چون در حجاز نبودند؛ لذا برخوردي هم با مسلمان عصر پيامبر اسلام (ص) نداشتند، آيه ی خاصّي هم در مورد آن ها هم نازل نشده است.
هر چند از طرف پيامبر اکرم (ص) حکم صادر شده، که مجوس يعني زردشتيان اهل کتاب اند و حکم اهل کتاب در مورد آن ها اجرا شد؛ ولي در مورد صابئين، که اهل کتاب اند و بايد جزيه از آن ها گرفت يا خير؟ بين مذاهب اسلامي اختلاف است. اهل سنّت قائل به گرفتن جزيه از صابئين اند؛ ولي علماي شيعه اين کار را جايز نمي دانند.
صابئین كتاب هاى مقدس بسیاری دارند، که مهم ترین آنها عبارتند از:
1 ـ «كيزاربا» یا «سدره» يا «صحف آدم» كه از چگونگى خلقت و پيدايش موجودات بحث مى كند.
2 ـ «ادرافشادهى» يا «سدرادهى» كه در باره زندگى حضرت يحيىٰ و دستورات و تعاليم او سخن مىگويد.
3 ـ «قلستا» که در باره مراسم ازدواج و زناشويى است.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر