سوره کهف

سوره کهف - آیه 50 - جزء 15


وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ كَانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ ۗ أَفَتَتَّخِذُونَهُ وَذُرِّيَّتَهُ أَوْلِيَاءَ مِن دُونِي وَهُمْ لَكُمْ عَدُوٌّ ۚ بِئْسَ لِلظَّالِمِينَ بَدَلًا



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره کهف 50
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره کهف 50
محمود خلیل الحصری سوره کهف 50
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 299 1
محمد صدیق منشاوی 299 2

معنای آیه

و [یاد کن‌] هنگامی را که به فرشتگان گفتیم: «آدم را سجده کنید،» پس [همه‌] -جز ابلیس- سجده کردند، که از [گروه‌] جن بود و از فرمان پروردگارش سرپیچید. آیا [با این حال،] او و نسلش را به جای من دوستان خود می‌گیرید، و حال آنکه آنها دشمن شمایند؟ و چه بد جانشینانی برای ستمگرانند.


تفسیر قرآن


بعد از بيان گوشه اي از رستاخيز، به بيان جريان خلقت آدم و سرپيچي ابليس از دستور خدا براي سجده بر آدم و مطرود شدن او از درگاه خدا‌ و گمراهي انسان ها در نتيجه وسوسه هاي شيطان، مي پردازد و مي فرمايد:

«وقتي به ملائكه گفتيم: بر آدم سجده كنيد، پس همه سجده كردند جز ابليس كه از جنّ بود و از فرمان پروردگارش سر بتافت. با اين حال باز شما آدميزادگان، شيطان و ذرّيّه اش را به جاي من اولياي خود مي گيريد،‌ و حال آن كه آن ها دشمن شمايند! و مي خواهد شما را گمراه كنند و با خود به جهنّم برند. چه جایگزینی بدی است برای ستمکاران.

ابليس هر چند از فرشتگان نبود؛ ولي در اثر عبادت و بندگي خدا، در صف فرشتگان و به قولي معلّم آن ها گرديده بود؛‌ امّا به خاطر غرور و تکبّر و سركشي در مقابل پروردگارش سقوط كرد و همه عبادات چند هزارساله خود را از دست داد و فاسق شد و مطرور و ملعون الاهي گردید.

بی نمازها كه سجده ‏اى ندارند، از ابليس‏ هم بدترند.

شیطان هزار بار بهتر ز بی نماز

کان سجده بر آدم و این بر خدا نکرد

سجده سه نوع است:

يکی سجده‏ عبادت، كه مخصوص خداست، مثل سجده‏ نماز.

دوّم سجده‏ اطاعت، مثل سجده‏ فرشتگان بر آدم، که برای اطاعت فرمان خدا بود

و سوّم سجده‏ تحيّت، تكريم و تشكّر از خداوند يا سجده شکر، مثل سجده‏ يعقوب بر عاقبت يوسف.

هر چند در آيات مختلف قرآن كرارا از داستان آفرينش آدم و سجده فرشتگان براى او و سرپيچى ابليس، سخن به ميان آمده، ولى در هر مورد نكته ‏اى و يک بُعد از آن در نظر بوده است.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر