معنای آیه
و در اين آيه براي اين كه مشركان بدانند، كه زنده كردن مردگان براي خداوندي، كه قدرتش از هر نظر نامحدود است، آسان است؛ مي فرمايد:
ما چون چيزي را اراده کنيم، سخن ما تنها اين است كه به آن بگوييم: «باش» آن هم موجود مي شود». اراده خدا همان فعل اوست.
اميرمؤمنان (ع) می فرمايد: «انشَأ الخَلقَ اِنشاءً وَابتَدَأهُ اِبتِداءً، بِلارَويَّةٍ اَجالَها وَ لاتَجرِبَةٍ استَفادَها: خلقت را آغاز کرد و موجودات را بيافريد، بدون فکر و انديشه ای يا استفاده از تجربه ای». (نهج البلاغه، خطبه اوّل)
بنا بر حديثى هم آمده: شخصی از امام على بن موسى الرضا (ع) پرسيد: در باره اراده خدا و اراده خلق توضيحى بفرمائيد،
امام فرمود: اراده خلق همان تصميم باطنى و سپس افعالى است كه بعد از آن آشكار مى شود، ولى اراده خدا همان ايجاد كردن اوست و نه غير آن؛ زيرا كه در خدا نه انديشه اى وجود دارد و نه تصميم و نه تفكّر، اين صفات در باره خدا مفهوم ندارد،
اين ها صفات مخلوقات است؛ بنابراين، اراده خدا همان ايجاد افعال است لاغير، خداوند مى فرمايد: موجود باش، آن هم موجود مى شود بى آن كه حتّىٰ نياز به سخن گفتن به زبان و تصميم گرفتن و تفكّر داشته باشد و اين اراده خدا همچون ذاتش غير قابل توصيف است. (كافى جلد اول، باب الاراده حديث 3)
صفوان بن يحيىٰ گفته: به ابى الحسن (ع) عرض كردم فرق اراده خدا و خلق چيست؟
فرمود: اراده خلق نيت ضمير و عملى است كه بعد از آن انجام مى دهد، اما اراده خداى تعالىٰ عبارت است از احداث و ايجاد؛ زيرا خدا فكر نمى كند و تصميم نمى گيرد، اين صفات، صفات مخلوقات اوست، پس اراده خدا همان فعل اوست و لاغير، هر چه را اراده كند مى گويد (موجود) باش پس (موجود) مى شود، تازه همين گفتنش هم به زبان و لفظ و حتّىٰ به همّت و تفكر نيست و حتى نمى توان گفت چگونه است، چون براى خدا چگونگى نيست». (كافى 1/ 109، ح 3)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر