معنای آیه
چون در آيه 6 فرمود: كفّار مىگویند: اي آن كه قرآن بر تو نازل شده، مسلّماً ديوانه اي، در اين آيه خداوند مى فرمايد: «ما اين قرآن را كه تذكّر براي خردمندان است، نازل كرديم و به طور قطع هم آن را حفظ خواهيم كرد».
در اين آيه كوتاه، شش تأكيد بكار رفته است: سه تأكيد براى نزول قرآن كه در كلمات «إِنَّا، نَحْنُ، الذِّكْرَ» نهفته شده و سه تأكيد براى حفظ قرآن از هر نوع تغيير و تحوّل كه در كلمات «إِنَّا، لَهُ، لحافظون» است.
خداوند قرآن را در برابر هر گونه تحريف و تغيير و کم و زیاد شدن، در برابر فنا و نابودى ، در برابر منطق هاى گمراه كننده محافظت می کند. چنان كه اتّفاق محقّقين شیعه و سنّی است كه اين قرآني كه در دست ماست، بدون يك كلمه كم يا زياد همان قرآني است، كه بر پیامبر اكرم (ص) نازل شده است. در زمينه تحريف نشدن قرآن صدها كتاب و مقاله و تحقيق از سوى بزرگان شيعه تأليف شده است.
یکی از دلایل عدم تحریف قرآن کریم حديث شريف ثَقَلَين است كه از طريق شيعه و سنى به حد تواتر نقل شده كه رسول خدا (ص) فرمود: «اِنِّى تارِكٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ: كِتابَ اللهِ وَ عِترَتى اَهلِ بَيتى؛ ما اِن تَمَسَّكتُم بِهِما لَن تَضِلّوا بَعدى اَبَداً: من در ميان شما دو چيز گران قدر باقى مى گذارم: كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم؛ مادام كه به آن دو تمسّك جوييد هرگز گمراه نخواهيد شد» معانى الاخبار، ص 90) (مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 14)؛ چون اگر بنا بود قرآن كريم دستخوش تحريف شود معنا نداشت آن جناب مردم را به كتابى تحريف شده ارجاع دهد و با اين شدّت تأكيد بفرمايد: «تا ابد هر وقت به آن دو تمسّك جوييد گمراه نمى شويد.»
این که در تاریخ است: على (ع) بعد از وفات پيامبر (ص) به جمع آورى قرآن پرداخت و هنگامى كه آن را جمع كرد و بر گروهى از صحابه اطراف مقام خلافت عرضه فرمود و آنها از آن استقبال نكردند و على (ع) گفت ديگر آن را نخواهيد ديد و این که در تاریخ است که قرآن آن حضرت دو برابر قرآن کنونی بوده، گوییم: قرآن آن حضرت در سه چيز با این قرآن تفاوت داشته: نخست اينكه آيات و سوره ها به ترتيب نزول تنظيم شده بود، ديگر اين كه شأن نزول هر آيه و سوره در كنار آن قيد شده بود و سوّم اين كه تفسيرهايى كه از پيامبر اکرم (ص) شنيده بود و همچنين آيات ناسخ و منسوخ در آن درج شده بود، نه این که سوره یا آیه یا حتّیٰ کلمه ای بر این قرآن موجود اضافه داشته باشد.
و امّا منظور از روايات كثيري كه از ائمّه ی معصومين (ع) در تحريف قرآن كريم نقل شده، تحريف معنوي است و تحريف معنوي هم بدترين نوع تحريف است. مثلاً اهل سنّت در معناي «اَطيعُوا اللهَ وَ اَطيعُوا الرَّسولَ وَ اُولِي الاَمرِ مِنكُم» گفته اند: هركس به هر ترتيبي همچون رأي دادن، انتصاب، وراثت، جنگ و كودتا به خلافت رسد، خليفه است و اولواالأمر و اطاعتش واجب است و هرگونه فسق و فجور و ظلم و جنايتي هم انجام دهد، جايز نيست عليه او قيام كنند. مطلبي است كه هيچ عاقلي آن را تصديق نمي كند، تا چه رسد، به اين كه دستور خداي حكيم باشد.
امام علی (ع) می فرماید: «ثُمَّ اَنزَلَ عَلَيهِ الكِتابَ نوراً لاتُطفَاُ مَصابيحَهُ و سِراجاً لايَخبو تَوَقُّدُهُ و بَحرٌ لایُدرَکُ قَغرُه وَ مِنهاجاً لايَضِلُّ نَهجُهُ و فُرقاناً لايُخمَدُ بُرهانَهُ: سپس خداوند كتابى بر پيامبرش نازل كرد كه نورى است خاموش نشدنى، و چراغ پر فروغى است كه درخشندگی آن زوال نپذیرد، دریائی است که ژرفای آن درک نشود، راهى است كه رونده آن گمراه نگردد و جداکننده حق از باطلی است كه برهانش خاموش نشود». (نهج البلاغه، خطبه 198)
اگر گفته شود: چرا خداوند تورات و انجيل و ساير كتاب هاي آسمانيش را حفظ نفرمود، بلكه تنها حفظ و نگهداري قرآن كريم را از تحريف و دست برد تضمين فرموده؟
گوييم: خداوند شأنش اجل و اعليٰ است از اين كه خود مستقيماً در كارها دخالت كند، بلكه هر كاري كه انجام مي دهد، به وسيله ی عوامل و ايادي اوست، كه همه مخلوقات و معلولاتش هستند، چنان كه قرآن كريم مي فرمايد: «وَ لِلَّهِ جُنودُ السَّماواتِ وَ الاَرضِ: لشكريان آسمان ها و زمين از آنِ خداست.» (فتح 48/4)
و در مورد حفظ قرآن كريم گوييم: برخلاف پيشينيان، كه چون خطّ و كتابت به آن درجه از وسعت و همه گيري در بين مردم نرسيده بود، كه كتاب آسماني خود را در نسخه هاي متعدّد بنگارند، تا در همه جا پخش شود، در اثر پيش آمدن حوادثي، آن چند نسخه هم كه داشتند از بين مي رفت؛
چنان كه به اتّفاق همه محقّقان يهود و نصارا و زردشتي است، كه هيچ نسخه ی اصيلي از تورات و انجيل و اوستا بر جاي نمانده، بلكه در اثر حوادثي از بين رفته اند و بعدها كساني كه مقداري از آن ها را در حفظ داشته اند از نو آن ها را نگارش كرده اند و وجود انجيل هاي چهارگانه و بلكه صد و چهارده گانه هم اين مطلب را به وضوح نشان مي دهد.
و اين در حالي است كه از آنجا كه نزول قرآن كريم در زماني بوده، كه علم و دانش و خطّ و كتابت گسترش يافته بود، به طوري كه هر سوره بلكه هر آيه كه نازل مي شد، علاوه بر حفظ آن توسّط ده ها نفر، آن را هم بر روي وسايل مختلفي كه در اختيار داشتند مي نگاشتند و بيش از نيم قرن هم نگذشت، كه اين كتاب آسماني از چين تا كناره هاي اقيانوس اطلس در بين مردم پخش شد و در هزاران نسخه نگاشته شد.
مصطفىٰ را وعده داد الطاف حق گر بميرى تو نميرد اين نَسَق
من كتاب و معجزت را حافظم بيش و كم كن را ز قرآن رافضم
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر