معنای آیه
و انبيا افزودند: چرا ما در مقابل مشكلات و تهديدات مشركين بر خدا توكّل نكنيم؛ در حالي كه او ما را به سعادت در دنيا و آخرت هدايت فرموده؟ و ما در برابر آزارهاي شما ايستادگي مي كنيم؛
چون مي دانيم سرانجام او ما را ياري خواهد كرد و ما را بر شما پيروز خواهد گردانيد؛ بنابراين، همه توكّل كنندگان بايد بر خدا توكّل كنند، تا با توكّل و تكيه بر قدرت نامتناهي خدا بر تمام مشكلات غلبه يابند.
يعنی نه تنها پيامبران بلکه هر مؤمنی بايد تنها بر خدا توکّل کند؛ زيرا توکّل برای بندگان واقعی خدا ضروری است. توكّل بر خدا هم يعنی انسان برای حلّ مشکلش با توکّل به خدا تا آنجا که می تواند در حلّ آن تلاش کند و مطمئن باشد خدا کمبودش را جبران می کند.
نه فقط عالم اسباب و عوامل طبيعى با روح توكّل ناسازگار نيست، بلکه جدا كردن اثرات عوامل طبيعى از اراده خدا يك نوع شرك است؛ زيرا عوامل طبيعى نيز هر چه دارند از خدا دارند و همه به اراده و فرمان اوست. چنان که شخص پيامبر اسلام (ع) كه سرسلسله متوكّلان است، براى پيشبرد اهدافش از هر نقشه، تاكتيك و وسائل استفاده می کرد.
وكيل چهار شرط دارد: درايت، امانت، قدرت و محبّت و كسى جز خدا اين شروط را به نحو كامل ندارد، پس تنها بر او توكّل كنيم.
پيامبر اسلام (ص) فرمود از جبرئيل، پرسيدم توكّل چيست؟ گفت: آگاهى به اين واقعيّت كه مخلوق نه زيان و نفع مى رساند و نه عطا و منع دارد، و چشم از دست مخلوق برداشتن، هنگامى كه بندهاى چنين شد جز براى خدا كار نمى كند و از غير او اميد ندارد. (بحار15/14)
امام صادق (ع) فرمايد: «اِنَّ الغِناءَ وَالعِزَّ يَجولانِ؛ فَاِذا ظَفَرا بِمَوضِعِ التَّوَكُّلِ اَوطَنا: بىنيازى و عزّت در حركتند، چون محل توكّل را بيابند در آنجا وطن گزينند». (كافى، باب توكل ، ح 3)
كسى از امام رضا (ع) پرسيد: ماحَدُّ التَّوَكُّل؟ فَقالَ اَن لاتَخافَ مَعَ اللهِ اَحَداً: حدّ توكّل چيست؟ فرمود اين كه با اتّكاى به خدا از هيچ كس نترسى». (سفينه، ماده وکل)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر