معنای آیه
از آنجا که استقلال و آزادی در سرنوشت ملّت ها نقش اساسی دارد، در صدر نعمت هايي که بر بنی اسرائيل ارزانی شده، نعمت مهم آزادی آن ها را از چنگال فرعون و فرعونيان می داند؛ زيرا تنها ملّتی می تواند استعدادهای خود را شکوفا کند، که در زير سلطه ظالمان و استعمارگران نباشد. پس می فرمايد: و يادآريد زماني كه شما را از فرعونيان نجات داديم، آن ها به سختي شكنجه تان مي دادند؛ پسرانتان را سر مي بريدند و زنان و دخترانتان را براي خدمتكاري و كامجويي زنده نگه مي داشتند و در آن مصايب آزموني بزرگ از سوي پروردگارتان بود.
ممكن است معناى آن اين باشد كه با زنان شما كارهايى مى كردند، كه حياء و شرم از ايشان برود. (المیزان)
«فرعون» عنوان پادشاهان مصر بوده؛ چنان که عنوان پادشاهان روم «قيصر»، عنوان پادشاهان ايران «کسریٰ» و عنوان پادشاهان چين «خاقان» بوده. فرعونِ زمان موسىٰ (ع) رامسيس اوّل نام داشته، كه مى گويند جسدش در موزه قاهره نگهدارى مى شود.
از بني اسرائيل ابتدا يوسفٰ (ع) به مصر رفت، آن گاه پدر و برادرانش هم به وي پيوستند. چون جمعيّت شان زياد شد، ابتدا فراعنه آن ها را به کارهاي سخت واداشتند؛ ولي بعد از مدّتي از ترس اين که نکند عليه آن ها قيام کنند، دستور دادند پسرانشان را بکشند و دخترانشان را براي خدمتکاري نگه دارند.
گفته اند: علّت اين كه فرعون پسران بني اسرائيل را مي كشت اين بود كه در خواب ديده بود آتشي از طرف بيت المقدّس آمد، تمام خانه هاي مصر را سوزاند و قبطيان را هلاك نمود و تنها بني اسرائيل مصون ماندند. فرعون از ديدن اين خواب نگران شد و ساحران و كاهنان را طلبيد و از آنان در باره اين خواب پرسيد. آنان گفتند در ميان بني اسرائيل پسري به دنيا مي آيد، كه نابودي تو و سلطنتت و همچنين تغيير دين تو به دست او خواهد بود. پس فرعون فرمان داد، تا هر پسري كه در بني اسرائيل به دنيا آمد بكشند، آنان نيز همين كار را كردند. بعد از مدّتي عدّه اي از بزرگان قبط به فرعون گفتند: با اين كار به زودي مجبور خواهيم شد خود در مزارع و ساختمان و غيره كار كنيم، فرعون دستور داد يك سال بچّه هاي بني اسرائيل را بكشند و يك سال رها كنند. هارون در آن سالي كه نمي كشتند و موسيٰ در سالي كه مي كشتند به دنيا آمدند. (مجمع البيان)
امام علیٰ (ع): فرموده: «اَلمَوتُ فی حَياتِکُم مَقهورينَ وَالحَياةُ فی مَوتِکُم مَقهورينَ: مرگ در زندگی توأم با شکست و زندگی در مرگ پیروزمندانه شماست». (نهج البلاغه، خطبه 51)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر