معنای آیه
بعد از بيان حقّ و باطل و فرق بين اين دو، در اين آيه، که از غرر آيات قرآنی است، سخن از فيض نازل از سوی خدای متعال رفته و براي ترسيم حقّ از باطل به دو مثال بسيار عالی و زيبا تمسّک جسته،
مي فرمايد: «خداوند از آسمان آبي بر زمين مي فرستد و آب در درّه ها و رودها جاري مي شود و بر روي آب ها كف هايي ايجاد مي شوند، که لازم وجود سيل است؛ ولي به زودي كف ها از بين مي روند و آب كه براي مردم مفيد است در زمين باقي مي ماند. بر روي فلزّاتي هم كه با آتش ذوب مي كنند، تا از آن ها زينت آلات و اثاث زندگي درست كنند، كف هايي همانند كف هاي روي آب جمع مي شوند.
خدا اين مثال ها را براي بيان حقّ و باطل مي زند، به زودي كف و باطل كنار مي روند و آب و فلزّات و حقّ كه واقعي و مفيدند، باقي مي مانند. خداوند اين چنين مثال مي زند».
حقّ چيزی است که با واقع مطابقت دارد و باطل آن است که در خارج واقعيّتی ندارد، بلکه صرفاً ساخته و پرداخته ی ذهن باشد. و در اين مثال ها باران و فلزّات، که سراسر خير و رحمت و برکت اند از خدای تعالیٰ هستند؛
ولی کف ها از طبيعت باران و فلزّات بر می خيزند؛ پس تنها خير و خوبی مستند به خداوند است و باقی می ماند؛ ولی شرّ و بدی و باطل مستند به خدا نيستند و زود هم سرکوب می شوند. توحيد هم حق است و کفر و شرک باطل است و آنچه می ماند توحيد است.
موجودی حق است که بالذّات و همواره موجود باشد وهیچ موجودی جز ذات اقدس الاهی اين خاصيّت را واجد نيست، بلکه موجودات دیگر همه ممکن الوجودند و به وسیله ی علّتشان یافت شده اند و به قول شاعر:
اَلا كُلُّ شَىءٍ ما خَلَا اللهِ باطِلٌ وَ كُلُّ نَعيمٍ لامَحالَةَ زائِلٌٌ
بنا بر این آیه حق با حق ديگر معارضه نمى كند و مزاحم آن نمى شود؛ بلكه هر حقى ساير حق ها را در طريق رسيدن به كمالشان كمك کرده و به سوى سعادتشان سوق مى دهد.
امام علي (ع) فرموده: اگر باطل با حقّ مخلوط نمي شد، بر طالبان حقّ پوشيده نمي ماند و اگر حقّ از باطل جدا و خالص بود، زبان دشمنان قطع مي گرديد؛ امّا قسمتي از حقّ و قسمتي از باطل را مي گيرند و با هم مي آميزند؛
آنجاست كه شيطان بر دوستانش چيره مي گردد و كساني كه شامل رحمت خداوندند، نجات مي يابند. (نهج البلاغه، خطبه 50)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر