سوره یوسف

سوره یوسف - آیه 96 - جزء 13


فَلَمَّا أَن جَاءَ الْبَشِيرُ أَلْقَاهُ عَلَىٰ وَجْهِهِ فَارْتَدَّ بَصِيرًا ۖ قَالَ أَلَمْ أَقُل لَّكُمْ إِنِّي أَعْلَمُ مِنَ اللَّهِ مَا لَا تَعْلَمُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره یوسف 96
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره یوسف 96
محمود خلیل الحصری سوره یوسف 96
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 247 1
محمد صدیق منشاوی 247 2

معنای آیه

پس چون مژده‌رسان آمد، آن [پیراهن‌] را بر چهره او انداخت، پس بینا گردید. گفت: «آیا به شما نگفتم که بی‌شک من از [عنایت‌] خدا چیزهایی می‌دانم که شما نمی‌دانید؟»


تفسیر قرآن


بالاخره بعد از اين كه يعقوب مدّت ها در فراق عزيزانش بود، يك روز منادي ندا درداد، كه كاروان از مصر برگشت. فرزندان يعقوب برخلاف گذشته شاد و خندان وارد شهر شدند و با سرعت به سراغ خانه پدر رفتند.

قبل از همه حامل پيراهن يوسف نزد يعقوب پير رفت و پيراهن را بر صورتش افكند. بوی يوسف که به يعقوب خورد، در يك لحظه احساس كرد چشمش روشن شد و همه جا را مى‏ بيند و گفت: به شما نگفته بودم، كه من از الطاف خدا چيزي مي دانم كه شما نمي دانيد؟

بنابراين افراد عادّى نبايد اولياى خدا را با خود بسنجند.

امام على (ع) مى‏ فرمايد: «اَلنّاسُ اَعداءُ ماجَهِلوا: مردم دشمن چيزی اند که نمی دانند». (نهج البلاغه، حكمت 172)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر