معنای آیه
هرچند برادران از سوء سابقه شان در مورد دزدي بنيامين نزد عزير مصر شرمنده بودند و پول كافي هم براي خريد غلّه همراه نداشتند؛ ولي بنا به توصيه پدرشان، كه فرموده بود: «از رحمت خدا مأيوس نشويد» عازم مصر شدند؛
و چون بر يوسف وارد شدند به او گفتند: اي عزيز، قحطی ما و خاندانمان را آزرده و ما هم با پول اندكي آمده ايم؛ ولي از كرم تو اميد داريم، كه بارهاي ما را از غلّه پر كني و بر ما ببخشايي، كه خدا بخشندگان را پاداش مي دهد.
بعضى گفته اند: منظور از «تَصَدَّقْ عَلَيْنا» آزادى برادرشان بوده، وگرنه در مورد مواد غذايى، قصدشان گرفتن جنس بدون عوض نبوده است.
بنا بر روايتي حضرت يعقوب (ع) با پسرانش به مصر، نامه اي به عزيز مصر نوشت و در آن ضمن تمجيد از محبّت هاي او نسبت به خاندانش و نيز معرّفي خود و خاندان نبوّتش، ناراحتيش را به خاطر از دست دادن فرزندش يوسف و گرفتاري بن يامين براي او بيان داشته و از وي خواسته بود كه بن يامين را آزاد كند، كه سرقت در خاندان ما كه خاندان نبوّتيم سابقه ندارد.
گفته اند: چون برادرها نامه پدر را به يوسف دادند، وي نامه پدر را گرفت و بوسيد و بر چشمانش نهاد و سخت گريست. (مجمع)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر