معنای آیه
چون برادران از نزد پدر حركت كردند و به مصر رسيدند، همان طور كه پدرشان دستور داده بود از دروازه هاي مختلف وارد مصر شدند؛ هر چند اين كار نمي توانست هيچ حادثه الاهي را از آن ها دور سازد، جز اين كه نياز درونی يعقوب را برآورده مي کرد؛ چون يعقوب از طريق تعليمي كه به او داده بوديم، به قضا و قدر و مشيّت الاهي آگاهي داشت؛ هر چند اكثر مردم به اين مسائل آشنايي ندارند.
خواست يعقوب آن بود كه پسرانش در انجام وظيفه كوتاهى نکنند و از يك در وارد نشوند؛ ولى آنچه خواهد شد به دست خداوند است.
گفته اند: از آن رو يعقوب به فرزندانش سفارش كرد، هر گروهى از يك دروازه وارد شوند، كه نگران بود كه جمعيت يازده نفرى آن ها با قامت های رشید و چهره زیبایشان چشم زخمى به آنها برسد.
قرآن کریم هم به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «وَ إِنْ يَكادُ الَّذِينَ كَفَرُوا لَيُزْلِقُونَكَ بِأَبْصارِهِمْ: و کافران چون قرآن را شنیدند چیزی نمانده بود، که با چشمانشان به تو زخمی زنند». (آيه 51 ، سوره القلم)
«علّامه طباطبايي» می فرمايد: سفارش يعقوب به فرزندان در باره چگونگی ورود به شهر برای ايمن ماندنشان نتيجه ای نداشت و يعقوب با آن سبب نتوانست فرزندانش را از حکم خدا مصون دارد و سرانجام با دستگيری يکی و ماندن ديگری در مصر و پراکنده شدن جمعشان تقدير خدا تحقّق يافت و همان زمينه وصال آن حضرت به يوسف شد. (المیزان)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر