معنای آیه
يوسف بدون معرّفي خودش از حسب و نسب برادران سؤال كرد. آن ها گفتند: ما ده برادر از فرزندان يعقوب پيامبريم. پدرمان اكنون پير شده است ولي همواره از غم و اندوه پسر كوچكي به نام يوسف، كه بسيار مورد علاقه اش بود و گرگ او را دريده گريان و غمگين است.
يوسف گفت: براي اثبات راستگويي تان بار ديگر كه آمديد آن برادر پدريتان را هم نزد من آريد. شما كه مي بينيد من پيمانه را كامل مي دهم و از مهمانان خوب پذيرايي مي كنم. (تفاسير قمي، مجمع و ابوالفتوح)
چون يوسف به هر كس يك بار شتر غله مى فروخت، برادران يوسف، که ده نفر بودند، بعد از گرفتن ده بار غله، گفتند: ما پدر پيرى داريم و برادر كوچكى كه در خدمت اوست، سهميه آن ها هم به ما مرحمت كن. يوسف دستور داد دو بار ديگر به آن ها دادند. (تفسير نمونه)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر