معنای آیه
هر چند بسيارى چون يوسف در اين دنيا به پاداش مادّى خود مى رسند، ولى هر كس نبايد چنین انتظاری داشته باشد و اگر به پاداش مادّى نرسد گمان كند به او ستم شده؛ زيرا پاداش اصلى نيکوکاران در آخرت است؛ چنان که در آخر آيه برای دفع همين توهم فرموده: «و پاداش آخرت براي كساني كه ايمان آورند و پرهيزكار باشند، از اين هم بهتر است».
بالاخره هفت سال پرباران فرا رسيد و يوسف همه زيادي هاي محصولات را با خوشه هايش در انبارهاي بزرگي كه ساخته بود انبار و ذخيره كرد. و چون سال هاي خشكسالي و قحطي رسيد، بر اساس جيره بندي اي كه كرده بود، گندم به مردم مي فروخت و آن ها هم كه چيزي نداشتند، جيره شان را رايگان دريافت مي كردند.
حكومتها در شرايط بحرانى مى توانند مردم را در تصرّف اموال و املاكشان محدود ساخته و آن ها را به سمت مصالح همگانى سوق دهند.
امام رضا (ع) فرموده: يوسف در سال اوّل قحطي، گندم در مقابل طلا و نقره فروخت، در سال دوّم در مقابل زيور و جواهرات، در سال سوّم در مقابل چارپايان، در سال چهارم در مقابل برده ها و كنيزان، در سال پنجم در مقابل خانه ها، در سال ششم در مقابل مزارع و نهرها، در سال هفتم در مقابل خود مردم.
وقتي سال هفتم به پايان رسيد، به پادشاه گفت: همه ی مردم و سرمايه هاشان در اختيار من است؛ ولي من خدا را شاهد مي گيرم و تو نيز گواه باش كه همه مردم را آزاد و اموالشان را به آن ها برگرداندم و كاخ و تخت و خاتم تو را نيز پس مي دهم؛ حكومت من تنها براي اين بود كه مردم را نجات دهم. پادشاه وقتي اين همه بزرگواري را از يوسف ديد، به يگانگي خدا و رسالت او شهادت داد. (عياشي و الميزان)
برادرانِ يوسف اراده كردند با انداختن او در چاه و برده ساختنش او را خوار سازند؛ امّا عزيز مصر به همسرش گفت: او را گرامى دار. همسر عزيز قصد آلوده نمودن دامنش کرد، امّا خداوند او را پاك نگه داشت. خواستند با زندانى ساختن يوسف مقاومت او را در هم شكنند و تحقيرش كنند ، امّا خدا اراده كرد او را عزيز بدارد و حاكم اقتصادی مصر شود.
امام صادق (ع) فرمود: يوسف انسان آزاده اي بود، كه حسادت برادران، اسارت در چاه، شهوت، تهمت، زندان، رياست و قدرت، در او اثر نگذاشت. (تفسير نورالثّقلين)
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر