سوره یوسف

سوره یوسف - آیه 50 - جزء 12


‏ وَقَالَ الْمَلِكُ ائْتُونِي بِهِ ۖ فَلَمَّا جَاءَهُ الرَّسُولُ قَالَ ارْجِعْ إِلَىٰ رَبِّكَ فَاسْأَلْهُ مَا بَالُ النِّسْوَةِ اللَّاتِي قَطَّعْنَ أَيْدِيَهُنَّ ۚ إِنَّ رَبِّي بِكَيْدِهِنَّ عَلِيمٌ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره یوسف 50
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره یوسف 50
محمود خلیل الحصری سوره یوسف 50
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 241 1
محمد صدیق منشاوی 241 2

معنای آیه

و پادشاه گفت: «او را نزد من آورید.» پس هنگامی که آن فرستاده نزد وی آمد، [یوسف‌] گفت: «نزد آقای خویش برگرد و از او بپرس که حال آن زنانی که دستهای خود را بریدند چگونه است؟ زیرا پروردگار من به نیرنگ آنان آگاه است.»


تفسیر قرآن


چون ساقي، تعبير يوسف از خواب شاه و راه حلّ وي براي نجات از قحطي را براي وي بيان كرد آن قدر حساب شده و منطقى بود كه شاه و اطرافيانش را مجذوب خود ساخت.

او مى‏ بيند كه يك زندانى ناشناس بدون انتظار پاداشی تعبير خواب او را به بهترين وجهى حل كرده است وبراى آينده نيز برنامه حساب شده ‏اى ارائه داده است. يوسف با تعبير خواب پادشاه و ارائه برنامه ‏اى سنجيده، آن هم بدون توقّع و قيد و شرطى، ثابت كرد كه او يك مجرم و زندانى عادى نيست، بلكه انسانى فوق ‏العاده و داناست. از این رو، گفت: يوسف را نزد من آوريد.

ولي چون فرستاده شاه نزد يوسف رفت، براي اين كه به عنوان يك متّهم به ناموس ديگران به دربار شاه نرود و برای آگاه شدن شاه و روشن گشتن افکار عمومی در باره وی، به او گفت: نزد آقايت برگرد و از او بپرس: ماجراي زناني كه در قصر عزيز دست هاشان را بريدند، چه بود؟

اگر هم شاه و مردم ندانند، که من چرا و چگونه زندانی شده ام، پروردگار من از نيرنگ و نقشه ی آن زنان آگاه است.

يوسف (ع) در گفتار خود كمال ادب را رعايت نموده و در اين گفتارش هيچ اسمى از همسر عزيز به ميان نياورد و هيچ بدگويى از او نكرد، تنها منظورش اين بود، كه ميان او و همسر عزيز به حق داورى شود و در مورد زنانى هم كه دست هاى خود را بريدند تنها بريدن دست هاشان را ذكر كرد، تا سر نخ را به دست شاه بدهد و او در اثر تحقيق به برائت و پاكى وى از مراوده با همسر عزيز آگاهى پيدا كند.

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر