سوره یوسف

سوره یوسف - آیه 42 - جزء 12


وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ فَلَبِثَ فِي السِّجْنِ بِضْعَ سِنِينَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره یوسف 42
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره یوسف 42
محمود خلیل الحصری سوره یوسف 42
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 240 1
محمد صدیق منشاوی 240 2

معنای آیه

و [یوسف‌] به آن کس از آن دو که گمان می‌کرد خلاص می‌شود، گفت: «مرا نزد آقای خود به یاد آور.» و[لی‌] شیطان، یادآوری به آقایش را از یاد او برد؛ در نتیجه، چند سالی در زندان ماند.


تفسیر قرآن


آن گاه يوسف (ع) به آن زندانی که مي دانست آزاد مي شود، گفت: «وقتي نزد صاحبت (شاه) رفتي، از او بخواه، كه در باره زنداني شدن من تحقيق كند، تا بي گناهي من بر او اثبات شود». امّا چون آن غلام آزاد شد، شيطان يوسف را از ياد او برد و در نتيجه چند سال در زندان ماند.

رسول خدا (ص) فرمود: خدا رحمت كند يوسف را اگر نگفته بود: مرا نزد خدايت ياد آر» آن همه وقت در زندان نمى‏ ماند. (درّ منثور)

امام سجّاد (ع) فرمود : يوسف هفت سال در زندان بود. اين سال ها پربركت بودند؛ زيرا وي در خلال اين سال ها توانست زنداني هاي زيادي را به توحيد و دست برداشتن از شرك هدايت كند. (مجمع البيان)

امام صادق (ع) فرمود: خداى تعالىٰ به يوسف فرمود:

«مگر نه اين بود كه من تو را محبوب دل يعقوب پدرت قراردادم و از نظر حُسن و جمال بر ديگر مردم برترت نمودم؟

مگر نه اين بود كه مكاريان را به سوى تو سوق دادم و ايشان تو را از چاه بيرون آورده نجاتت دادند؟

و مگر نه اين بود كه من كيد زنان از تو بگردانيدم؟

پس چه وادارت كرد كه دست به سوی رعيّت و مخلوقى را كه مادون من است بلند كنى و از او درخواست نمايى؟ حال كه چنين كردى ساليانى چند در زندان بمان. (تفسير عياشى)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر