معنای آیه
ولي يوسف جوان و مجرّد، که به تمام وجود به خدا ايمان داشت، بدون اعتنا به تهديد زليخا و زنان مصر، که وی را به زندان و شکنچه يا به تمکين در باره خواسته شان، به درگاه خدا عرض نمود: «پروردگارا، اگر من ميان زندان و آنچه كه اينان مرا بدان مى خوانند مخيّر شوم، زندان براي من خوش تر است و از تو درخواست دارم كه مكرشان را از من بگرداني، وگرنه به سوي آنان ميل مي كنم و از نادانان خواهم بود.
از «اَکُن مِنَ الجاهِلين» بر می آيد، که علم سبب عصمت است و اين علم و ملكه عصمت در عين اين كه اثرش قطعى و دائمى است، ولی طبيعت انسانى را هم، كه مختار بودن در افعال ارادى خويش است، تغيير نمی دهد و او را مجبور نمى كند؟
چون علم، خود يكى از مبادى اختيار است و قوى بودن علم جز سبب قوى شدن اراده نمی شود. مثلا وقتى کسی بداند فلان چيز سم است، هر قدر هم كه يقينش به کُشنده بودنش قوى باشد او را مجبور به اجتناب از سم نمى كند، بلكه وادارش مى كند، كه با اختيار از خوردن آن خوددارى كند.
گفته اند: از زنان مصر خواستند وقتي يوسف را ديدند، از او بخواهند از زليخا اطاعت كند؛ ولي چون با او خلوت كردند، هر يك او را به جانب خود خواند؛ از اين رو، فرمود: «مِمّا يَدعُونَني اِلَيهِ: از آنچه مرا بدان مي خوانند. (مجمع البيان)
از جمله «وَ اِلَّا تَصرِف عَنّي كَيدَهُنَّ اَصُب اِلَيهِنَّ: اگر مكرشان را از من نگرداني به آنان ميل مي كنم» نيز بر مي آيد، كه زنان مصر يوسف را دعوت به مراوده با خود كردند.
تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان
نکات دیگر