سوره یوسف

سوره یوسف - آیه 23 - جزء 12


وَرَاوَدَتْهُ الَّتِي هُوَ فِي بَيْتِهَا عَن نَّفْسِهِ وَغَلَّقَتِ الْأَبْوَابَ وَقَالَتْ هَيْتَ لَكَ ۚ قَالَ مَعَاذَ اللَّهِ ۖ إِنَّهُ رَبِّي أَحْسَنَ مَثْوَايَ ۖ إِنَّهُ لَا يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ



پخش قاری سوره شماره آیه
محمد صدیق منشاوی سوره یوسف 23
عبدالباسط محمد عبدالصمد سوره یوسف 23
محمود خلیل الحصری سوره یوسف 23
پخش قاری شماره صفحه ردیف
مصطفی اسماعیل 238 1
محمد صدیق منشاوی 238 2

معنای آیه

و آن [بانو] که وی در خانه‌اش بود خواست از او کام گیرد، و درها را [پیاپی‌] چفت کرد و گفت: «بیا که از آنِ توام!» [یوسف‌] گفت: «پناه بر خدا، او آقای من است. به من جای نیکو داده است. قطعاً ستمکاران رستگار نمی‌شوند.»


تفسیر قرآن


نداشتن فرزند، زندگى پرتجمّل اشرافى، نداشتن هيچ گونه گرفتارى در زندگى داخلى، بى ‏بند و بارى درباريان و همسران آن ها، نداشتن ايمان و تقوا و بالاتر از همه جمال بی نظير يوسف و آن ادب و اخلاق ملكوتيش، همه دست به دست هم دادند و سبب شدند، که عشق يوسف در دل زليخا ريشه دار شود و از تمام روش ها براى گرفتن کام از او بکوشد.

قرآن کريم می فرمايد: وقتی يوسف به سنّ جواني رسيد، چون بسيار زيبا بود، زليخا سخت دلداده او شد و در صدد كامجويي از او برآمد؛ ولي چون نتوانست با غنج و دلال وي را به خود جذب كند، روزي يوسف را نزد خود خواند، آن گاه درها را بست و گفت: بيا، كه من در اختيار توأم؛

ولی يوسف كه سر تا پا ایمان خدا بود، با يک جمله‏ تمام آرزوهاي زليخا را يك باره فرو ريخت و آن اين که گفت: «پناه بر خدا، او پروردگار من است و جايگاهی نيکو به من داده؛ بی گمان ستمکاران رستگار نمی شوند».

بعضي گفته اند: ضمير در: «اِنَّهُ رَبّي اَحسَنَ مَثوايَ» به «عزيز» بر مي گردد، يعني چگونه مي توانم به عزيز خيانت كنم، در حالي كه او صاحب نعمت من است و در پذيرايي از من هيچ كوتاهي ننموده است و اگر به او خيانت كنم ستمكار خواهم بود.

در تورات در فصل 39 شماره 8 و 9 و 10 چنين آمده: «و بعد از اين مقدّمات واقع شد اين كه زن آقايش چشمان خود را بر يوسف انداخته به او گفت با من بخواب، امّا او ابا نموده به زن آقايش گفت، اينك آقايم به آنچه با من در خانه است عارف نيست و تمامى مايملكش به دست من سپرده است، در اين خانه از من بزرگ ترى نيست و از من چيزى مضايقه نكرده است جز تو چون كه زن او مى‏ باشى؛ پس اين قباحت عظيم را چگونه خواهم كرد به خدا گناه بورزم». اين جمله ‏هاى تورات نيز مؤيد اين معنى دوّم است.

ولى احتمال اوّل بهتر است؛ زيرا يوسف به خاطر تقواى الاهى مرتكب گناه نشد. از شأن يوسف هم دور است كه به عزيز مصر «رَبِّي» بگويد و اگر چنين بود جا داشت بفرمايد: «اِنَّهُ لايفلح الخائنون». در آيه بعد هم گفته است: «لَوْلا أَنْ رَأىٰ‏ بُرْهانَ رَبِّهِ: هرگاه برهان پروردگارش را نمی دید».

داستان يوسف (ع) درسى است براى همه انسان ها که با تقوا و پناه بردن بر خدا می توان بر شيطان و نفس و هواها و هوس ها و شهوات غلبه يافت.

اميرمؤمنان (ع) در دعاى صباح مى‏ فرمايد: «وَ اِن خَذَلَنى نَصرُكَ عِندَ مُحارَبَةِ النَّفسِ وَالشَّيطانِ؛ فَقَد وَكَلَنى خِذلانُكَ اِلىٰ حَيثُ النَّصَبِ وَالحِرمانِ‏: اگر به هنگام مبارزه با نفس و شيطان از يارى تو محروم بمانم، اين محروميّت مرا به رنج و حرمان مى‏ سپارد و اميدى به نجات من نيست».

اِنَّ النَّبىّ (ص) بَعَثَ سِريَةً فَلَمّا رَجَعوا قالَ مَرحَباً بِقَومٍ قَضَوا الجَهادَ الاَصغَرِ وَ بَقِىَ عَلَيهِمُ الجَهادُ الاَكبَرِ، فَقيلَ يا رَسولَ اللهِ، مَا الجَهادُ الاَكبَرِ قالَ جَهادُ النَّفسِ‏:

پيامبر اکرم (ص) گروهى از مسلمانان را به جهاد فرستاد و چون بازگشتند فرمود: آفرين بر گروهى كه جهاد اصغر را انجام دادند، بر شما باد جهاد اکبر. عرض كردند: اى رسول خدا، جهاد اكبر چيست؟ فرمود: جهاد با نفس». (وسائل الشيعه 11/ 122)

اميرمؤمنان على (ع) مى ‏فرمايد: اَلمُجاهِدُ مَن جاهَدَ نَفسَهُ: مجاهد كسى است، كه با هوس هاى سركش نفس بجنگد». (وسائل الشيعه 11/ 124)

و امام صادق (ع) فرموده: «مَن مَلَكَ نَفسَهُ اِذا رَغِبَ وَ اِذا رَهِبَ وَ اِذَا اشتَهىٰ وَ اِذا غَضَبَ وَ اِذا رَضىٰ، حَرَّمَ اللهُ جَسَدَهُ عَلَى النّارِ: كسى كه بر خويشتن در چند حالت مسلّط باشد: به هنگام تمايل و به هنگام ترس و به هنگام شهوت و به هنگام غضب و به هنگام خوشنودى، خداوند جسد او را بر آتش حرام مى‏ كند». (وسائل الشيعه 11/ 123)

تفسیر گوهر - تالیف دکتر رحمت الله قاضیان




نکات دیگر